تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
وبلاگ نویسی نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸٢/۸/٢٧

*چرا تعدادوب لاگ هایی که دارای مطالب بی محتوا و گاه پوچ و بی ارزش هستند؛چندان هم کم نیست؟گاه در این وب لاگ ها مطالبی به چشم می خورد که ذره ای ارزش نوشتن ندارد ار جمله اتفاقات بسیار مبتذل و پیش پا افتاده......ایا وب لاگ نویس هیچ ارزشی برای نوشته خود و نیز خواننده آ ن قایل نیست؟

 در نوشتن وب لاگ وقتی مخاطب خود را در جلوی چشم نداریم آیا مجازیم که هر گونه می خواهیم با وی سخن بگوییم؟ شخصی که در وب لاگ خود نوشته هایی مبتذل ارائه می دهد بیشتر به کسی می ماند که در پشت این صفحه پنهان گشته  و چون هیچ کس او را نمی بیند به راحتی می تواند تمام عقد ه های فرو خورده خود را بگشاید و هر چه دلش می خواهد بنویسد.زیرا نه شناخته می شود ونه مخاطبانش را می شناسد.

ما اد مها اکثرا همین طوریم در جلوی روی افراد می خواهیم فهمیده ؛عاقل؛منطقی ؛و مودب جلوه کنیم ولی وقتی تماشاچیی در کار نباشد؛آنوقت تمام هنر خود را در لودگی و ابتذال به کار می بندیم تا بامزه و حاضز جواب و.....شمرده شویم.

اکثر وب لاگ نویشان به روند نوشتنشان به دیده سر گرمی و پر کردن اوقات فراغت و تئوری فال و تماشا نگاه می کنند ؛در قید این نیستند که هر حرفی می زنند در پشتش تفکری وجود داشته باشد. گاه بعضی وب لاگ ها فقط دفتر خاطراتی هست که خواننده از روی کنجکاوی آ ن را می خواند تا بفهمد نویسنده آن کی هست و چکاره است ؛نه چیز تازه ای عایدش می شود و نه چیز جدیدی یاد می گیرد خواندن این خاطرات بدون داشتن فکر و اندیشه مثل همان سبزی پاک کردن به همراه همسایه ها جلوی در خانه است به همراه  درد دل کردن................

اگر در نوشتن وب لاگ در قبال تمام آ نچه که می نویسیم تفکر و اندیشه کنیم و به فهم و شعور خواننده خود ایمان داشته باشیم ؛آ نگاه از ابتذال دوری جسته ایم.

  نظرات ()
اروفه نویسنده: - چهارشنبه ۱۳۸٢/۸/٢۱

فیلم اروفه اثر ژان کوکتو را اگر ندیده اید؛حتما در یک فرصت مناسب آن را تماشا کنید. فیلم اورفه اثر ژان کوکتو را حتما ببینید.

 

 

 

 

****چندی پیش یک دانشجوی ممتاز و دارای رتبه زیر ۲۰۰ کنکور سراسری یک فقره چک که در آن مبلغ ۲۵ هزار تومان قید شده بود را به من نشان داد و گفت:این مبلغ را هر ترم به ما به عنوان جایزه می دهند ؛که فکر می کنم چیزی هم باید روی آن بگذریم

تا فقط خرج رفت و آمد به دانشگاه تامین شود.بماند خرج کتاب و خوراک و مسکن و غیره.....................

و دو تایی به این نتیجه رسیدیم که  این مبلغ می تواند خودش یک فاکتور مهم در جلوگیری از پدیده فرار  مغز هاباشد!!

  نظرات ()
مرده نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸٢/۸/۱٩

* وقتی دوستی را سالهای سال نبینی و ازش دور باشی و هیچ تماسی هم با او نداشته باشی ؛فی الواقع برایت مرده محسوب میشود.چرا؟چون فقط با خاطرات دوری که از او داری ازش یاد می کنی........و وقتی که خبر دار شوی که آن دوست قدیمی ات براستی مرده ؛باز هم می توانی او را زنده فرض کنی عین قبل ...زیرا باز هم این خاطرات قدیمی است که با تو می ماند.............برای همین من از این گونه مرگهاچندان غمگین نمی شوم .(قبلا فکر می کردم خیلی سنگدل شده ام )اما الان که روی این مسله فکر کردم دیدم خیلی از آدمها را می شناسیم  که قبل از اینکه واقعا بمیرند برایما مرده اند؛اما ما به غلط وجود فیزیکی آنان را ملاک مرگ و زندگیشان می پنداریم.

 

** تمام این مطالبی را که در این جا می نویسم چیزهایی است که ذهن م را اشغال می کند دوست دارم کسانی که آنها را می خواننددر مورد تک تک سطوری که مینویسم فعال ترخورد نموده و واقعا نظر و افکار خود را بیان کنند .تبادل افکار باعث باز تر شدن دیدگاه ها میشودو هم چنین چشم انداز های نوتری را به ما ارائه میدهد .من به این صفحات به عنوان صفحات دفتر خاطرات شخصی نگاه نمی کنم بلکه سعی می کنم خاطرات شخصی را پایه و اساس افکار و ایده هایی قرار بدهم که برای خواننده جنبه عامتری داشته باشد .به گونه ای دیگر می توان گفت که احساسات شخصی بعد از پالایشی منطقی در قالب کلمات نمود می یابند.زیرا گمان می کنم صرف بیان احساس شخصی از هر چیز و هر مسله ای را نمی توان در قالب کلمات نثر ادا کند .این بیان هنگامی زیبا و خواندنی خواهد بود که در قالب سطوری فشرده وخاص که نامش شعر می باشد ریخته شود ......................

*** ومن اینجا قصدتجزیه وتحلیل احساسات را دارم ؛نه بیان صرف آنها را که هر حرف جایی و هر نکته مکانی دارد.

اندیشیدن

در سکوت.

آن که میاندیشد

به ناچار دم فرو می بندد

اما آن گاه که زمانه

                       زخم خورده و معصوم

                                                 به شهادتش طلبد

به هزار زبان سخن خواهد گفت.

                                      (شاملو)

  نظرات ()
آدمها نویسنده: - شنبه ۱۳۸٢/۸/۱٧

* چه کسی میگوید که ادمی آزاد و مختار است؟؟

 

** من اجبار را در تک تک چهره ادمها بخوبی حس میکنم.آیا کسی هست که زندگی خود آنگونه که می خواهد و دوست دارد به پیش برد؟؟

 

 

*** استنباط من از شخصیت های گو ناگون افراد نه در ظاهر رفتار آنان ؛بلکه در نهاد آنان است.البته کسی که در نهاد خود تضاد کمتری داشته باشد این در رفتار ظاهری وی نیز نمود خواهد داشت.

من از شما می پرسم چرا باید یک انسان  رفتار متضاد داشته باشد؟

چرا وقتی من (من نوعی)به خون یک نفر تشنه ام وقتی در مقابلش قرار می گیرم قربان صدقه اش میروم؟؟

چرا وقتی از دیدن یک نفر بیزاریم با اصرار تمام او را به خانه امان دعوت میکنیم؟؟

چرا در پشت سر دیگری یک جور و در مقابلش جور دیگری صحبت می کنیم؟؟

وقتی این چراها و هزاران چرای دیگر را کنکاش کنیم در پشت آن چهره های زیادی

می بینیم که در انسان های واحدی جم شده اند.

به نظر من انسان هایی دارای شخصیت ثابت و واحد هستند که:

ریا کار نباشند .

مزور نباشند.

چاپلوس نباشند.

دروغگو نباشند.

و همیشه و همه جا ودر هر کاری صداقت و راستی و درستی را سر لوحه خود قرار دهند.

سخن زرتشت را به یاد اوردم چه نیکو گفته بود:

گفتار نیک            کردار نیک        پندار نیک

 

  نظرات ()
آدمها نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸٢/۸/۱٢

خودرایی و خود خواهی ان سرش حماقت است و نادانی .هر چقدر که آدمها فقط بخواهند نظر خودشان را اعمال نمایند به همان درجه حماقت خودشان را نمایان کردهاند .هیچ دقت کرده اید که اغلب آدمها فکر میکنند و نیز همیشه آن را بازگو میکنند که هر تصمیمی که میگیرند و هر فکری که میکنند درست ترین بوده است . مثلا فکر میکنند فقط بچه انها است که نابغه است فقط درست ترین انتخاب را آنها میکنند در تمام موارد حتی در خرید لباس و کفش و کلاه و وسایل خانه و پوشاک و غیره .

حتی فکر میکنند عقیده و طرز فکرشان درست ترین است برای همین هم هست که نمی توانند به دمکراسی معتقد باشند.همیشه و همه جا منم منم میکنند.به قول معروف مرغشان فقط یک پا دارد

البته این خصیصه یعنی خود رایی وخود خواهی در یک جامعه مرد سالار نمود بیشتری دارد وزنان این جامعه نیز به تبعیت از مردان این خصیصه را یدک میکشند و در مواجهه با دیگر افراد جامعه آن را بروز میدهند.

  نظرات ()
آدمها نویسنده: - یکشنبه ۱۳۸٢/۸/۱۱

آدم ها اغلب چند شخصیتی هستند .حتی آن هایی هم که فکر می کنند شخصیت ثابتی دارند باز هم می توان گه گاهی آن شخصیت پنهانشان را نیز دید.

حال این دو شخصیتی بودن را اسمهای متفاوتی می گذارند .مثلا «مصلحت» و یا «شرایط» و غیره.

اصلا بعضی آ دمها شخصیت خودشان را نمی شناسند چه برسد به اینکه بتوانند آ ن را تجزیه و تحلیل کنند.

تازه بیشتر آ دمها کار هایی که انجام می دهند و حر فهایی که میزنند؛نه با فکر خودشان است و نه از خودشان.بلکه کپی برداری از رفتار و گفتار و کردار دیگران است .آن هم چه کپی برداری!کاش چیزهای خوب را یاد می گرفتند.خلق را تقلید شان بر باد داد.........................

حتما می دانید حکایت کلاغی را که می خواست راه رفتن کبک را تقلید کند.......

شخصیت مستقل  و پابر جا داشتن چیزی است که افراد جامعه را به سوی خوشبختی خواهد برد و این خصیصه فرهنگی طلب می کند که در آن انسان ها هویت خویش را بشناسند .

  نظرات ()
فرد زینه مان نویسنده: - شنبه ۱۳۸٢/۸/۱٠

 

 فرد زینه مان : فیلمسازی برای تمام فصول.

 زینه مان فیلمساز بزرگی که همیشه در آثارش حرفی برای گفتن دارد .حرفی که در تمام فصلها قابل شنیدن است .

 زینه مان فیلمسازی که استواری عقیده را در برابر مصلحت به نمایش می گذارد.

 آثار زینه مان ؛آثاری با تفکر در عرصه سینماست .آثاری به یاد ماندنی و جاویدان.

  نظرات ()