تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
وقت اضافه نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸۳/٦/۳٠

*    امشب می تونید یک ساعت بیشتر بخوابید وکمبود خواب عیدتان را که یک ساعت کم آورده بودید جبران کنید!!

توی این یک ساعت می تونید به کارهایی که باید می کردید و نکردید برسید .یک ساعت وقت اضافه در زندگیی که همش کم می آوریم فکر می کنم بزر گترین موهبت باشد!...در روزگاری که وقت را از ما می دزدند ارزانی داشتن یک ساعت وقت اضافه خوشبختی بزرگی نیست؟آ ه که ما چقدر خوشبختیم و خودمان این را نمی دانیم ... می تونیم توی همین یک ساعت به اینکه چقدر خوشبختم فکر کنیم و آنوقت از شادی برای خودمان هورا بکشیم ...می تونیم هم مثل تمام نومیدها و نق نقو ها از شدت یاس خودمان را از پنجره پرت کنیم بیرون...این یک ساعت وقت اضافه زمان خوبی برای مردن از روی یاس است!!!

 

 

                   ---------------------------------------------------------

*    شعر بعضی از شاعر ها مثل تف سر بالا می مونه!!!

                

                 --------------------------------------------------------------

*    چند وقته که به رنگهام سر نزدم ؟

  نظرات ()
نیچه و زن ستیزی نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸۳/٦/٢۳

و اما اینها را بخوانید:

(...زنان این همه دلیل برای سر افکندگی دارند؛به خاطر این همه خرده بینی بی معنا؛این همه سطحی گری  و خانم معلم بازی و گستاخی حقیر و ولنگاری حقیر وجسارت حقیر که در وجودشان نهفته است ـفقط بررسی رفتار او با کودکان کافی است!ـ و تا کنون ترس از مرد اینها همه را از ریشه بخوبی خفه و مهار کرده بوده است.

امان از روزی که((دراز نفسی جاودانه در زن))ــ که از آن بهره ها دارد!ــ رخصت یابد که پا به میان معرکه بگذارد ! روزی که او از بیخ و بن آغاز به از یاد بردن زیرکی و هنر خویش کند ــیعنی دلبری و بازیگری و سهل انگاری و سبک کردن و سبک گرفتن کارها؛روزی که از بیخ وبن آغاز به از یاد بردن استعداد ظریف خویش برای هوسبازیهای لذتبخش کند!......زن را با حقیت چه کار!از ازل چیزی غریبتر و دل آزار تر و دشمن خو تر از حقیقت برای زن نبودهاست ــهنر بزرگ ائو دروغگویی است ؛و بالاترین مشغولیتش به ظاهر و زیبایی. بیایید ما مردان نیز اقرار کنیم که درست همین  هنر و همین غریزه را در زن دوست می داریم و ارج می نهیم ــمائی که کار و بار دشواری داریم و برای سبک کردن خویش نیاز به آمیزش با موجوداتی داریم که در زیر دستان و نگاهها و حماقتهای ظریفشان ؛جدیت و گرانی و ژرفی ما جنون آسا به نظرمان آید.....

این سطور بالا از  نوشته های فیلسوف بزرگ قرن ۱۹ (نیچه )  و برای من بسیار قابل تامل و درنگ است که چرا فیلسوفی مثل نیچه با بسیاری از عقاید مترقیانه در مورد دیگر مسائل در مورد زنان این گونه بیندیشد..انهم در دورانی که زنانی همچون مادام کوری وجود داشتند...البته تا حدودی این مسله روشن می باشد و آن این است که یک سری عقده ها و خصومتهایی ناشی از سر خوردگی در وجود نیچه او را به سوی این گونه نظرات سوق داده است . سر خوردگی هایی که شاید مقداری از ان را فروید بیان کرده ...در این مورد جای صحبت بسیار است...

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

با اجازه از جناب نیچه :

راستی چند تا از جلوه های بارز زن ذلیلی را بد نیست بشمارییم:

۱-وقتی شما بغل دست زنتان که رانندگی میکند بنشینید.

۲-در آشپزخانه باشید در حالی که زنتان مشغول تماشای تلویزیون یا کتاب خواندن باشد.

۳-در خیابان بچه را بغل کرده باشید در حالی که زنتان دست خالی باشد.

۴-مشغول اتو کشیدن باشید و یا دوختن دگمه لباستان.

۵-......(خودتان بنویسید)

  نظرات ()
کالا نویسنده: - پنجشنبه ۱۳۸۳/٦/۱٩

در وهله اول فقط چهار تا چشم دیده شدو بعد دو موجود سر تا به پا سیاه پوش.البته روی دستهایشان هم پوشیده بودو فقط نوک انگشانشان بدون پوشش سیاه بود...

چقدر بد است که انسان خودش به کالا بودن خودش ایمان بیاورد .حال می خواهد پشت ویترین باشد و یا توی قفسه ها یا بدون جلد و زرورق و جعبه و قوطی باشد یا درون هفت بسته تو در تو ...بهر حال  در کالا بودن آن فرقی ایجاد نمی شود.

---------------------------------------------------------------------------------------------

یک جمله ای از نیچه توی ذهنم هست اما نه دقیقا با همان عبارت و مفهوم آن این است که:انسانها زمانی عقیده دیگران را قبول می کنند که با خود خواهیشان در تضاد نباشد.

---------------------------------------------------------------------------------------------

کمی از نظرات فروید ...کمی از نظرات نیچه...دارم به این نتیجه ها می رسم.

  نظرات ()
اين روزها نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸۳/٦/۱٦

اين روزها بوی پاييز می آيد.

پاييز را به خاطر بادهايش و به خاطر برگهايش دوست دارم .

پاييز بوی گذشته ها و بوی خاطرات کهنه را می دهد.

پاييز را به خاطر رنگهايش دوست دارم.

  نظرات ()
سیم آخر نویسنده: - جمعه ۱۳۸۳/٦/۱۳

تابه حال شده که طاقتتان به سربیاید و بزنیدبه سیم آخر؟

نشده؟

خوب پس یک بار امتحان کنید و ببینیدعجب کیفی دارد!!

  نظرات ()
زن و نگاه جامعه نویسنده: - چهارشنبه ۱۳۸۳/٦/۱۱

نگاهی به فرهنگ رایج در جامعه اگر داشته باشیم نکات جالب و قابل توجهی در آن می بینیم.منظور از فرهنگ رایج در جامعه آداب و رسوم و گفته هایی است که اکثریت جامعه آن را به کار می برند بدون آنکه در آن تعمق و یا تفکری کرده باشند و بسیاری از اوقات این رفتار و گفتار حاکم بر اقلیت جامعه که همان روشنفکران و آگاهان هستند نیز تاثیر دارد...البته این مسائل مسائل مهمی نیستند ولی به عنوان نکاتی که ذهن انسان را برای لحظاتی به خود مشغول می کند قابل ذکر است.زیرا وبلاگ به گفته ای بایگانی افکار است هرچند که این افکار گذرا و کوتاه باشند...

لابد شما هم مثل من بارها و بارها کلماتی را به صورتهای گوناگون از دهان آقایان شنیده اید که مفهوم کلی آن این است که:ازدواج کردن یک حماقت بزرگ است. برای من چند سوال بوجود امده است که :

۱ـچرا آقایان بعد از ازدواج به این تز می رسند؟

۲ـچرا از تجربه دیگران استفاده نمی کنند و یک عمل حماقت آمیز را در طول تاریخ بارها و بارها تکرار می کنند؟

۳- در شرایط زندگی آقایان قبل و بعد از ازدواج چه تغییراتی بوجود می اید که از آن ناراضی می شوند.

۴ـچرا خانمها هیچ گاه چنین حرفی نمی زنند.

۵ـ آیا این تغییر شرایطی که قبلا گفتم در جهت نفع خانمهاست که آنها از وضع موجود خود راضی هستند و پشیمان نیستند ؟

۶ـ شاید هم خانمها این پشیمانی را ابراز نمی کنند ۱-به این دلیل که ابراز ان سودی ندارد و۲- شاید نیز ترس ازابراز به خاطر وجود جامعه مردسالارانه باشد.

و اما جوابهایی که به نظرم آمده :

۱- چون معمولا جوجه را آخر پاییز می شمارند.

۲-برای اینکه می خواهند شخصا تجربه کنند تا درک بهتری از شرایط دیگران داشته باشند و نیز اینکه بر طبق ضرب المثل :رطب خورده کی منع رطب کند؟حرف دیگران را قبول ندارند.

۳-تنها تغیری که در شرایط زندگیشان ایجاد می شود این است که: اولا یک نون خور اضافه !!دوما یک مزاحم دست و پا گیر!!سوما یک آدمی دائم همیشه و همه جا همراهشونه که هی سین جیم میکنه و هی باید بهش باز خواست پس بدهند و تازه بدتر از اینها اینکه برای هر کاری و هر چیزی باید مشورتی عمل کرد و این از همه چیز بدتر است.خلاصه کلام از بین رفتن حاکمیت مطلق و بلا منازع.که البته همه آقایان این حاکمیت را سعی می کنند حفظ کنند و چون این قدرت مطلقشان کمی به خطر افتاده می گویند عجب حماقتی کردیم ها!!

۴-خانمها باید هم از خدا بخواهند که یک شوهر و سایه بالای سر پیدا کردند .اصلا شوهر کردن بزرگترین آرزوی هر خانمی است .آنوقت بگویند که مر تکب حماقت شده؟؟می مانند توی خانه و ترشیده می شدند بهتر بود؟؟!!

۵-مسلما ازدواج کردن به نفع خانمهاست .یکی خرجشون را مفت مفتی بدهد بد است ؟؟...زندگی بخور و بخوابی که این خانمها دارند بد است؟؟

۶-تازه پشمان هم که باشند و بگویند چه می شود.اقای همسر با اردنگی پرتابشان می کند خونه بابا. دوباره همان آقا بالا سر قبلی ...در آمدن از توی چاه و افتادن توی چاله...

 

 

تازه اصلا این سوالها همه بی ربط و جوابها هم بی ربط تر از آن .بود...مثل اینکه باز دچار مالیخولیا شدم!!!

  نظرات ()
از هر جایی چیزی نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸۳/٦/۳

اگر حوصله تون سر رفته و دوست دارید و دوست دارید با دیدن اخرین حد خشونت!! کمی تفریح کنید و به اصطلاح حالتان سر جایش بیایدبروید این جا.

اگر حوصله تون سر رفته و دوست دارید با خواندن چند صفحه ای از کتابی تمدد افکار کنید یک سری بروید این جا.

اگر هم هیچ جا نمی خواهید بروید پس یک شعر خوب را بخوانید و کمی اندیشه کنید:

رجعت هر درخت

                   به بهار است

رجعت ما

          به کجاست؟

                        ح -جوان            به نقل از کتاب:

                                                      و خنیاگران

                                                         چه غمین پرده می کشند

                                                                   بر اسرار این فریب .

  نظرات ()