تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
سوال نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸٤/۱٠/٢٧

باد و باران و گیاهی که تویی بر لب جوی

همه از کوچه مرا می خوانند

من از این بارانها ـ می دانم‌ ـ خانه ویران خواهد شد؛ ویران !

یاس ها ریخته اند

                زیر باران ها در کوچه رها

مثل مرداب بزرگی که در آن نیمه ی شب ها ؛ تنها

غوک ها می خوانند؛

و تو تنها می مانی

تا بدانی که چه ها می گذرد؛

من ازاین پنجره واری که سیاهست و بلند

به صدای تو ـ که جاری خواهد شد

                       که مرا تنها در کوچه رها خواهی کرد ـ

به صدای تورها می شوم از شاخه ی خویش

زیر باران ها در کوچه سنگی

                   ویران خواهم شد

زیر این پنجره واری که تماشا گه بادست و گیاهی تاریک

به جهان گذران می نگرم!

بادها در گذرند.

یاس ها منتظرند !

جوی گریانی و در بارانها می گذری

تا  تو می مانی و باران غریبی که زمین را

ویران خواهد کرد

آسمانی که به ما می نگریست

ماهتابی که به ما می تابید

                          همه در تاریکی ماندند

همه در باران فریاد زنان می گفتند:

یاس ها منتظرند!

و تو گریان می گفتی: یاس ها ریخته اند.

باد و باران و تماشای گیاهی که مرا می بیند!

من از این پنجره واری که سیاهست و بلند

به تو فریاد زنان می گویم:

یاس ها منتظرند!

 و تو گریانی و در باران ها می گذری.

خانه ویران خواهد شد

                     ویران  !

و گیاهی که تویی بر لب جوی؛

ریشه در آب روان خواهد شست.

یاس ها منتظرند

 من همین جا تنها خواهم ماند.

محمود مشرف تهرانی( م ـ آزاد )  ۱۳۸۴ـ۱۳۱۲

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

بعضی از آدمها برای هم دوستان بسیار خوبی هستند. ولی اگر قرار باشد زیر یک سقف با هم زندگی کنند ؛ نمی توانند همدیگر را تحمل کنند.

بعضی از آدمها با یکدیگر به خوبی می توانند زیر یک سقف زندگی کنند و همدیگر را براحتی تحمل می کنند؛ ولی اگر قرار باشد با هم دوست باشند نمی توانند دوستان خوبی باشند.

بعضی از آدمها برای همدیگر فقط یک دوست معمولی هستند و اگر قرار باشد زیر یک سقف با هم زندگی کنند یک زندگی معمولی خواهند داشت.

با بعضی از ادمها نه می توان دوست بود و نه می توان زندگی کرد.

حالا کدام دسته از این آدمها خوشبخت محسوب می شوند؟

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

  نظرات ()
تعدادی از نقاشیهایم در مجله شعر نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸٤/۱٠/٢٠

بعضی از تابلوهایم نیز در این آدرس است . اگر دوست داشتید می توانید ببینید.

http://www.poetrymag.info/

http://gallery.poetrymag.org/v/MansourehAshrafi/?g2_navId=x660957b5

چرا دیدن یک کوچه بی انتها و خلوت سراپا پوشیده در برف این قدر زیباست؟

-------------------

بیست و نهم دیماه

بعضی انسانها از فرا رسیدن روز تولدشان خوشحال می شوند بعضی  ناراحت بعضی هم بی تفاوت...

من که فکر می کنم روز تولد هر کسی می تواند تنها روز تامل انگیز زندگیش باشد.؛منتهی اگر فرصت این تامل را داشته باشد.

 

روز تولد من هم یک روزی هست مثل همه ان روزهایی که گذشت و خواهد امد.......

جدا چه فرقی برای ما دارد؟

  نظرات ()
تعدادی از نقاشی هایم در سایت کارگاه نویسنده: - پنجشنبه ۱۳۸٤/۱٠/۸

همیشه بر سر یک مرز در نوسان بوده‌ام؛ نوشتن و به تصویر در آوردن...
از سپیدی بوم به سپیدی کاغذ و از سپیدی کاغذ به سپیدی بوم.کاغذ را سیاه کردن و بر بوم رنگ‌ها را پراکنده ساختن...


بنابر گفته‌‌ی ون گوگ: " من به جای کوشش برای بازنمایی مو به موی آنچه در جلو چشمانم می‌بینم، رنگ را آزادنه تر به کار می برم تا بتوانم مقصودم را هر چه بارزتر بیان کنم ."

نقاشی برای من واژه‌ی دیگری است از میان واژه ها برای بیان احساس ، برای تحقق بخشیدن به ادراکات، و دستیابی به آزادی. آزادی ذهن و نه برده‌ی طبیعت بودن. آزادی برای بیان ، بیان نگرشی نو در واقعیت و زیبایی.
زیرا هنر تنها به انسان تعلق دارد ، پس آنچه که از ادراک و حیات انسان در هنر نمود می‌یابد بی بدیل است .
نقاشی برای من جایگزین شعر است ، کلمه و صوتی که به شکل و رنگ برگردانده شده‌اند. شکل‌ها و رنگ‌ها نماد هستند و آنچه که مهم است مفهوم این نمادهاست . اگر توانسته باشم با هنر خود نمادهایی را که هر کدام یک جزء جدا و ناچیز هستند به هم پیوند داده و از تصویر کلی آنها مفاهیم ادارکی و حسی آفریده باشم ، موفق بوده ام. زیرا معیار حقیقت است ، نه زیبایی .
قدرت هنر در انسان گرایی آن ‌است .و به همین خاطر نمی توان آن را در جستجوی مطلق واقعیت و مطلق زیبایی محدود کرد. هنر در نقطه تلاقی خصوصیات مشترک انسانی و طبیعت انسانی جایگاه خود را می یابد. برای من کاربرد واژه نقاشی ، به معنای بازنمائی ظواهر طبیعی نیست ، بلکه آفریدن طبیعت است در باغچه‌ی ذهن ، تا گیاه تازه‌ای بروید با میوه‌ای حیات‌بخش و پر ثمر ، نه آرام بخش و تخدیر کننده ، که ریشه در واقعیت دارد. این گیاه نه برای تزیین بلکه به معنای بیان ارزش‌ها و اهمیت زندگی و محرکی برای تلاش بیشتر در راه زندگی است.
کار هنری برای من بیان پر توان نیروی زیستن است. نیرویی که هرگز متوقف نمی‌شود و در ژرفای واقعیت غوطه ور است.

 

 

http://www.kargah.com/mansoureh_ashrafi/index.php?other=1

این آدرسی است که دوستان می توانند بعضی از نقاشی هایم را ببیند.

  نظرات ()