تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
انتشار کتاب خورشید من کجاست؟ نویسنده: - جمعه ۱۳۸٤/۱٢/٢٦

  

طبیعت نو می شود و ما  کهنه تر...

 ایا می توانیم هم چون طبیعت نو شویم؟

نویی در افکار و اندیشه و عمل

نویی در نگاه کردن

...

 بالاخره ورق پاره های سال کهنه را تحویل دادیم به تاریخ و دفترسال نو را از گردش روزگار تحویل گرفتیم ...تا چگونه سیاه یا سپید به دست باد بسپاریمش یا گرانبها همچون گنجینه ای نگاهش داریم.

 

امید وارم که هر کسی در دفتر آن بنگارد که از ته دل آرزو دارد.

 

وآرزوی روزهای نوتری  شاید در اینده...

نوتر؟

 ۱ فروردین ۱۳۸۵

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

از تمام آن چه که کلیشه ایست ؛ متنفرم...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ.

 

اسفند ۸۴ منتشر شد:

خورشید من کجاست؟

مجموعه شعرهای منصوره اشرافی

۷۰ ص - قطع رقعی - ۱۵۰۰ نسخه - ۱۰۰۰ تومان

چاپ اسفند ۸۴ - توزیع نمایشگاه کتاب - ۱۳ تا ۲۳ اردی بهشت ۱۳۸۵

توزیع عمومی بهار ۸۵

 

راستی  باید از  ماکان مهرپویا مدیر انتشارات ماکان هم یک تشکر مخصوص بکنم که برای چاپ کتابم خیلی زحمت کشید .و با کیفیت بسار خوب و با سلیقه ای آن را منتشر کرد.

  نظرات ()
نرودا نویسنده: - یکشنبه ۱۳۸٤/۱٢/٢۱

آه نرودا ! نرودای عزیز!

هر چند که زیباترین شعر ها را سروده ای  ؛ اما بعضی از کلماتت اکنون برایم خواندنش دشوار می نماید...شاید که آن چنان غرقه در عشق و آرمان بودی که خود نیز ندانستی چرا این چنین گفتی.

نرودای عزیز باید بهت بگم که عشق از دیدگاه مردانه در یک جامعه مرد سالار همین طوری بیان می شه.

منو ببخش!

 

 

.... 

این منم ؛ عشق من؛

که حلقه بر در می کوبد

روح نیست

همان نیست که روزی

بر استان پنجره ات ایستاد

در را می شکنم

درون زندگیت می آیم

می ایم تا در روحت زندگی کنم

و تو نمی توانی با من سر کنی.

 

باید در را به روی من باز کنی

باید از من اطا عت کنی

باید چشمانت را باز کنی

تا من درون آنها به جستجو در ایم

باید ببینی من چگونه می روم

....

نترس

من به تو تعلق دارم

اما

نه مسافرم نه گدا

من ارباب توام...

 

ـــــــــــــــــــــــــ

  نظرات ()