تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
بیستمین نمایشگاه کتاب تهران نویسنده: - چهارشنبه ۱۳۸٥/۱٠/٢٧

 

 

این خبر را بخوانید:

توسط وزارت ارشاد در بیستمین نمایشگاه کتاب تهران

یک‌صد میلیون تومان به ناشران لبنانی صدمه دیده در جنگ کمک می‌شود

خبرگزاری فارس: مدیر کل دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: تمامی ناشران لبنانی خسارت دیده در جنگ 33 روزه لبنان، با شرکت در بیستمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از پرداخت اجاره غرفه و هزینه تشریفات گمرکی تا میزان 100 میلیون تومان معاف می‌شوند.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8510230373

  نظرات ()
قسمتی از سخنان اورهان پاموک در مراسم اهدای جایزه نوبل نویسنده: - شنبه ۱۳۸٥/۱٠/٢۳

 

قسمتی از سخنان اورهان پاموک در مراسم اهدای جایزه نوبل

 

... می‌نویسم چون از درونم می‌جوشد! می‌نویسم چون نمی‌توانم مثل بقیه کاری عادی انجام دهم‌. می‌نویسم تا کتاب‌هایی مثل آن‌هایی که من می‌نویسم نوشته شوند و من بخوانم‌. می‌نویسم چون از دست همة شما، از دست همه عصبانی‌ام‌. می‌نویسم چون خیلی دوست دارم تمام روز در اتاقی بنشینم و بنویسم‌. می‌نویسم چون با تغییر دادن واقعیت است که می‌توانم واقعیت را تاب بیاورم‌. می‌نویسم چون می‌خواهم همة دنیا بداند من‌، دیگران‌، همة ما در استانبول‌، در ترکیه چگونه زندگی کردیم و چگونه زندگی می‌کنیم‌. می‌نویسم چون بوی کاغذ و قلم و مرکب را دوست دارم‌. می‌نویسم چون به ادبیات و هنر رمان بیش از هر چیزی اعتقاد دارم‌. می‌نویسم چون عادت کرده‌ام‌. می‌نویسم چون از فراموش شدن می‌ترسم‌. می‌نویسم چون از شهرت و توجه خوشم می‌آید. می‌نویسم چون می‌خواهم تنها بمانم‌. می‌نویسم تا شاید بفهمم چرا از دست همه‌تان‌، از دست همگی این قدر عصبانی‌ام‌. می‌نویسم چون دوست دارم خوانده شوم‌. می‌نویسم تا این رمان‌، این نوشته‌، این صفحه‌ای را که شروع کرده‌ام تمام کنم‌. می‌نویسم چون همه انتظار دارند بنویسم‌. می‌نویسم چون مثل بچه‌ها به بی‌مرگی کتابخانه‌ها و باقی ماندن کتاب‌هایم در قفسه‌ها اعتقاد دارم‌. می‌نویسم چون زندگی‌، دنیا و همه چیز بسیار زیبا و حیرت‌آور است‌. می‌نویسم چون تبدیل کردن زیبایی و غنای زندگی به کلمات کاری لذتبخش است‌. نه برای تعریف کردنِ داستان‌، بلکه برای بافتن داستان است که می‌نویسم‌. می‌نویسم تا از این احساس نجات پیدا بکنم که همیشه جایی برای رفتن هست‌، اما ــ درست مثل توی خواب ــ نمی‌توانم به آن‌جا بروم‌. می‌نویسم چون هیچ جوری خوشبخت نمی‌شوم‌. می‌نویسم تا خوشبخت شوم‌...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

خیالم راحت بود که تا به حال تب این بازی شب یلدا گریبان مرا نگرفته است .

 

هر چند که این یک بازی نام دارد ولی به گمان من چیزی فراتر و عمیق تر از یک بازی می تواند باشد.

 

و اما باز گو کردن رازهای نگفته…

تا اینکه دوست خوبم خانم ( بهناز)گویا مرا با این بازی کشاندند.

 

 

اینکه هر کس چه چیزی را راز می داند و اینکه پی بردن به راز دیگران چقدر می تواند هیجان انگیز و لذتبخش باشد و اینکه ایا گوینده واقعا رازش را افشا کرده است و یا به نحوی شنونده را در دروغی لذتبخش غوطه ور ساخته هست ، همه مقولاتی هستند قابل فکر کردن… اما مگر راز فقط نگفته ها هست؟ ایا راز های عیانی وجود ندارند که ما نمی بینیمشان؟

 

رازهایی که هر روزه می بینیم ، اما ندیده می شماریمشان . می شنویم اما نشنیده می گیریمشان… فقط کمی دقت  لازم است .تا بدانیم و بشناسیم همه راز ها …

 

 

 

 

 

بگذریم.

 

اما من چه بگویم؟ غیر از اینکه راز نگفته ای ندارم .چرا که انها را در پس هر واژه ، در پس هر کلمه ، در پس هر کلام ، در پس هر جمله ، در پس هر لبخند ، در پس هر نگاه و در پس هر رنگ صد ها با ر باز گفته ام و نشانشان داده ام … اگر دریافته اید خوشحال باشید که بدان ها پی برده اید. کسی را به این بازی دعوت نخواهم کرد . چرا که معتقدم این بازی هر روز  در جریان است و همه به ان دعوت شده ایم و در ان سهیم و شریکیم… فقط تنها کاری که باید بلد باشیم بکنیم این است که فقط خودمان را گول نزنیم. همین!  

 

 

 

 

 

  نظرات ()
گزارشی از سالگرد فروغ نویسنده: - جمعه ۱۳۸٥/۱٠/۱٥

گورستان ظهیرالدوله - دیماه 85

گزارشی از سالگرد فروغ

 

 

فروغ مادر همه ما بود...

 

در غروب پانزدهمین روز از فصلی سرد، آرامگاه ابدی فروغ میزبان دوستدارانش بود تا شاید یادی باشد از او!

 از شهر به این بزرگی شاید صد نفر هم نبودند که آمده بودند!

 یاد چندسال پیش افتادم که با چند تا از دوستان یک روز بر سر مزار فروغ آمدیم، شعر خواندیم، عکس گرفتیم و یادی از فروغ کردیم و رفتیم!

امروز انگار فقط تعدادمان از آن روز بیشتر بود! فقط همین!

واقعا بزرگداشت فروغ این پریشادخت شعر ایران بود؟همه چیز ساده بود! بیش از اندازه! هیچ سخنرانی نبود! هر کس هر چه داشت یا هر چه بلد بود می­خواند البته بدون میکروفن. بدون هیچ امکاناتی! نه سازماندهی! نه تبلیغاتی و حمایت کننده­ای از مراسمی اینچنینی! دلم گرفت!

آه فروغ چرا چنین مهجور باید باشی؟ اگر ستاره سینما بودی یا خواننده آیا باز هم چنین غریب بودی؟ انگار در عالم هنر هم تبعیض وجود دارد!!! واقعا این چنین باید باشد یادواره فروغ؟ چرا مشتاقان فروغ که میدانم خیلی بیشتر از اینها بودند نیامده بودند! کجا بودند بانیان و متولیان فرهنگی ما که دم از پاسداری از ادب و هنر می­زنند؟ چرا هیچ چهره شاخص ادبی ای نیامد تا سخن بگوید؟ چرا هیچ کس نیامد تا نگاهی دوباره به شعر فروغ بیندازد؟ مگر ما چند تا شاعر داریم مثل فروغ که هنوز هم که هنوزه سایه اش روی سر شاعرهای جدید سنگینی می­کند؟ واقعا نمیدانم چه بگویم فقط غمگین شدم!

هوا داشت تاریک می­شد، مراسم تمام شد. هر کس رفت تا در میان این شهر شلوغ خاکستری گم شود.

دیگر باره فروغ ماند و سکوت سرد زمستانی و ناتوانی این دستهای سیمانی. 

 

من فکر می­کنم که تمام ستاره ها

به آسمان گمشده ای کوچ کرده اند

و شهر، شهر چه ساکت بود

من در سراسر طول مسیر خود

جز با گروهی از مجسمه های پریده رنگ

و چند رفتگر

که بوی خاکروبه و توتون می­دادند

و گشتیان خسته خواب آلود رو به رو نشدم

 

افسوس

من مرده ام

و شب هنوز هم

گویی ادامه همان شب بیهوده­ست

 

نویسنده متن: سرور جوان

عکس: مهرسان جوان

لینک این مطلب در سایت ادبی وازنا

 

 

  نظرات ()
صدام مرد نویسنده: - جمعه ۱۳۸٥/۱٠/۱٥

صدام مرد . مردی که نماد ؛ خود محوری و خود خواهی بود . کسی که لزومی در توجیه کردن دیگران در برابر اعمال و گفتارش نمی دید. کسی که فقط برای خود ارزش قایل بود و برای ارامش خود حتی به قیمت به هم زدن ارامش دیگران .

 کسی که همه را به بازی گرفت ...

صدام مرد . اما صدام های درون ما  هنوز زنده هستند . هر کدام از ما  در درون خود صدامی داریم که به او خو گرفته ایم .

با او راه می رویم . غذا می خوریم . می خوابیم . بیدار می شویم . گفتگو می کنیم . عشق می ورزیم...

صدام درون ما هنوز طعم چوبه دار را نچشیده است . او در لا بلای هزار توی افکارمان  ؛ در کنج سلو لهای خاکستری مغزمان جا خوش کرده است . او توجیه کننده تمام احساس هایی است که در آن نمودی از ( من ) یافت می شود.

صدام درون ما ؛ همان کسی است که بیرحمانه هر انچه را که دوست دارد ؛ انجام می دهد.بدون آنکه (دیگری) برای او وجود داشته باشد . صدام درون ما ؛ هیچ وقت لزومی نمی بیند که خود را در مقابل کسی توجیه کند. او حتی کسی را نمی بیند ...

صدام درون ما بیرحم تر از ان است که حتی تصورش را بکنی.

او چه بسا شعر هم بگوید قصه هم بنویسد و گاه گاهی نقاشی هم بکند.

او انسان ظاهرا کوچکی است با فکر های بزرگ ؛ ارزوهای بزرگ؛ ارمانهای بزرگ؛ که کم کم به او خو گرفته ایم.

اگر فرصتی یافتیم می توانیم از او بپرسیم که تا کنون چند نفر را شایسته نابود شدن دانسته و چند نفر را بخ خاطر اینکه ادم های حقیری بودند فراموش کرده . ..

صدام مرد . ولی صدام ها هنوز زنده اند . .. باور کنید.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

گر به تو افتدم نظر ، چهره به چهره ، رو به رو

 

شرح دهم غم ترا ، نکته به نکته ، مو به مو

 

از پی دیدن رخت ، همچو صبا فتاده ام

 

کوچه به کوچه ، در به در ، خانه به خانه ، کو به کو

 

دور دهان تنگ تو ، عارض عنبرین خطت

 

غنچه به غنچه ، گل به گل ، لاله به لاله ، بو به بو

 

می رود از فراق تو ، خون دل از دو دیده ام

 

دجله به دجله ، یم به یم ، چشمه به چشمه ، جو به جو

 

مهر ترا دل حزین ، بافته بر قماش جان

 

رشته به رشته ، نخ به نخ ، تار به تار ، پو به پو

 

در ل خویش طاهره ، گشت و مجست جز ترا

 

صفحه به صفحه ، لا به لا ، پرده به پرده ، تو به تو.

 

 

قره العین در سال ۱۲۳۳ ه .ق  در قزوین به دنیا امد .نزد پدر  فقه و اصول و کلام و ادبیات عرب را فرا گرفت و اثار شیخ احسانی و سید رشتی را مطالعه کرد و به عقاید شیخیه  گرایش یافت.   تا حدی که زندگیش دگر گون شد و در پی مکاتباتی که با او داشت دو پسر و یک دختر ش را به شوهر سپرد و به قصد دیدن سید رشتی به کربلا رفت . اما با رسیدن او سید در گذشته بود  . قره العین در ان هنگام ۲۹ ساله بود . او در خانه سید اقامت کرد و به تدریس پرداخت…پس از پیدا شدن سید باب در شیراز ، قره العین  از یاران نخستین او گشت… در سال ۱۲۶۳ ه .ق به ایران باز گشت …او بدون حجاب در برابر مردم سخن می گفت . بعد از کشته شدن باب او را از قزوین به تهران اوردند و در سال ۱۲۶۸ ه. ق. در سن ۳۶ سالگی به دستور ناصر الدین شاه و وزیرش ، میرزا آقا خان نوری ، در باغ ایلخان( محل کنونی بانک ملی) کشته شد.

 

آثار نظم و نثر قره العین گویا از میان رفته است و تنها برخی از انها به جای مانده است.

 

 

 

  نظرات ()
گزارشی از شب موتسارت نویسنده: - چهارشنبه ۱۳۸٥/۱٠/٦

شبی با موتسارت           

 

امشب که سکوت برف تهران را در بر گرفته بود در گالری نشر ثالث موسیقی موتسارت طنین انداز شد. مراسمی که با یک دقیقه سکوت به احترام هنرمند فقید بابک بیات آغاز گردید.

این مراسم سومین شب از شبهای بخارا بود که به همت آقای دهباشی برگزار شد. سیما سعیدی قطعه هایی از نامه های موتسارت را که بیانگر احساسات، دیدگاهها و اندیشه های او بودند، بازخوانی نمود.

نادر مشایخی رهبر ارکستر سمفونیک تهران در سخنرانی زیبایی از لحاظ کمی و کیفی به بررسی آثار موتسارت پرداخت. از لحاظ کمی حجم آثار موتسارت با توجه به عمر کوتاه او به گونه ای غیر قابل تصور زیاد است! نادر مشایخی از لحاظ کیفی آثار او را آثاری ساده اما سنگین توصیف کرد. آثاری که با گذر نمودن از مرحله پیچیدگی از سطح آثاری بدوی به سطح آثاری ساده رسیده­اند. آثاری که اگرچه در ابتدا مبتذل به نظر می­رسند اما پس از اندکی ژرف نگری آنچنان انسان را بر جای میخکوب می­کنند که تا مدتها نمی­توان از آوا ها رهایی یافت! وجه مهم دیگری که در آثار موتسارت رخ می­نماید و نادر مشایخی به آن اشاره نمود را می­توان یکنواختی و هماهنگی بی­نظیر در آثار او دانست. این هماهنگی به گونه است که امکان تشخیص اینکه کدام مربوط به دوره خامی و کدام مربوط به دوره پختگی خالقشان می­باشند، غیر ممکن بوده و تمامی آثار او در مرحله­ای یکسان از کمال و پختگی می­باشند.

پس از سخنان نادر مشایخی سه تن از شاگردانش در ارکستر سمفونیک تهران به هنر نمایی پرداختند. نیما فرهمند پشت پیانو قرار گرفت تا با همراهی پدرام فر یوسفی نوازنده ویولن و لعیا اعتمادی نوازنده ویولا یکی از رمانتیک ترین قطعه های موتسارت را، که در سوگ مادرش ساخته بود، طنین انداز کنند. پس از آن نیما فرهمند به هنرنمایی پرداخت و دو سمقونی از موتسارت را با هنرمندی هر چه تمامتر و شوری بی حد به تنهایی با پیانو اجرا نمود و بدین ترتیب شب موتسارت به زیبایی به پایان رسید. شبی که با این امید به پایان رساندیمش که دیگر بار نیز شاهد مراسمی از این دست باشیم.

عکسها: مهرسان جوان     

 

     

 

  نظرات ()
مطالب اخیر شعر شعر بهار شعر شعز شعر شعر زندگی در نوستالژی گذشته شعر شعر
کلمات کلیدی وبلاگ شعر (۳٢٩) حاشیه زندگی (۱٦۱) یادداشت ادبی (۱۳۳) اجتماع (٧٩) خبر (٦٩) نقاشی (٤٦) نیما یوشیج (۳٠) زن (٢٩) ماهنامه رندان (٢٩) نشر (٢۳) وبلاگ نویسی (٢٢) دیدگاه هنری ادبی (٢٢) احمد شاملو (٢۱) این تاج خار (۱٥) ماهنامه مارال (۱٥) نشر شورآفرین (۱۳) حسین جوان (۱٢) فمنیسم (۱٢) علیرضا ذیحق (۱٢) نمایشگاه کتاب (۱۱) غزاله علیزاده (۱۱) ماهنامه ماندگار (۱۱) مهرسان جوان (۱٠) و خنیاگران چه غمین پرده می کشند بر اسرار این فریب (۱٠) مرگ خلاصه شد (۱٠) نفس های پنهان (۱٠) سیمون دوبوار (۱٠) خورشید من کجاست؟ (٩) فروغ فرخزاد (٩) دریغا از عشق (٩) میلان کوندرا (۸) وازنا (۸) سهراب سپهری (۸) اکتاویو پاز (٧) انتخابات ریاست جمهوری (٧) سارتر (٧) معشوق بی صدا (٧) دالان ها (٧) سینما (٦) آنسل آدامز (٦) سکوت سپری شده (٦) سرور جوان (٥) نرودا (٥) موسیقی (٥) فلسفه (٥) عکاسی (٥) نیچه (٥) نقد و بررسی (٥) آتی بان (٥) آلبر کامو (٥) چه گوارا (٥) ماهنامه فریاد (٥) خبرگزاری ایبنا (٤) ماهنامه گذرگاه (٤) منصوره اشرافی (٤) فرشته ای در خانه (٤) در جست و جوی هویت (٤) فریاد بلند عصیان (٤) سیمین دانشور (٤) عطار (٤) داستان (٤) در جستجوی هویت فراموش شده (٤) در تاریکی سوزان (٤) در برزخ تساوی (۳) روسپییان سودا زده من (۳) سالینجر (۳) آلبا دسس پدس (۳) مهدی اخوان ثالث (۳) مارکز (۳) سینمای مستند (۳) گفتگو (۳) بهار (۳) ناظم حکمت (۳) نوبل (۳) آیدا (۳) رضا قاسمی (۳) عباس معروفی (۳) 8 مارس (۳) شور آفرین (۳) عمادالدین نسیمی (۳) سایت والس (۳) مهراوه جوان (۳) saturated darkness (۳) خبرگزاری ایسنا (۳) آنتونیو بوئرو بایخو (۳) چراغها را من خاموش می کنم (۳) زیستن از نوع اول (۳) سپنج (۳) فالکنر (۳) سیاوش شاملو (٢) میشل فوکو (٢) مهرهرمز (٢) فرانسیسکو گویا (٢) سرگی یسنین (٢) مایاکوفسکی (٢) حسین منصوری (٢) خبرگزاری ایانا (٢) در انتظار گودو (٢) سایت ادبی دیباچه (٢) سایت مرور (٢) پاییز را به خاطر بادهایش (٢) غزلیات شمس (٢) غلامحسین ساعدی (٢) نزار قبانی (٢) برتولت برشت (٢) ساموئل بکت (٢) حلاج (٢) ریلکه (٢) لورکا (٢) نوروز (٢) مولانا (٢) شریعتی (٢) ایلنا (٢) منوچهر آتشی (٢) سال بلوا (٢) من ری (٢) عین القضات (٢) یاشار احد صارمی (٢) ژاک پره ور (٢) کیان وش شمس اسحاق (٢) ناتور دشت (٢) یانیس ریتسوس (٢) لنگستون هیوز (٢) گالری ثالث (٢) شبهای تهران (٢) والتر بنیامین (٢) جایزه شعر زنان (٢) حرفهای همسایه (٢) سایت کارگاه (٢) علیرضا بهنام (٢) اسماعیل خویی (۱) طاهر صفار زاده (۱) انقلاب فرهنگی (۱) نیکول فریدنی (۱) هومن بابک نیا (۱) آنتونیونی (۱) تعزیه در نقاشی (۱) تی اس الیوت (۱) وردی که بره ها می خوانند (۱) فرد زینه مان (۱) اروفه (۱) ژان کوکتو (۱) رومن پولانسکی (۱) مکرمه قنبری (۱) اکسپرسیونیسم (۱) خوزه کراویرینها (۱) ژان کریستف (۱) مسیح باز مصلوب (۱) نیکوس کازانتاکیس (۱) سعید سلطانپور (۱) نازنین نظام شهیدی (۱) قیصر امین پور (۱) هیوا مسیح (۱) محمود دولت آبادی (۱) رادیو زمانه (۱) پروست (۱) آلن دوباتن (۱) پینک فلوید (۱) عشق و ازدواج (۱) لوح (۱) ابراهیم گلستان (۱) ویتگنشتاین (۱) پیانیست (۱) خبر گزاری فارس (۱) کلود لانزمن (۱) تفکیک ارزشگذاری ادبی (۱) man ray (۱) پل نیومن (۱) فریدا کالو (۱) بوی پاییز (۱) هنری مور (۱) شهرنوش پارسی پور (۱) خلیل پاک نیا (۱) صالح نجفی (۱) تیرداد نصری (۱) رسانه (۱) کلیدر (۱) زرتشت (۱) اصغر فرهادی (۱) فقر (۱) صادق هدایت (۱) حافظ (۱) سعدی (۱) مشهد (۱) یداله رویایی (۱) اسکار (۱) خبرگزاری مهر (۱) رومن گاری (۱) آرمانگرایی (۱) دادائیسم (۱) رومن رولان (۱) مارسل پروست (۱) اوباما (۱) شطرنج (۱) برگمن (۱) شیرین عبادی (۱) اورهان پاموک (۱) تکثیر غیر قانونی (۱) obama (۱) یوش (۱) ایسنا (۱) روسو (۱) روزنامه شرق (۱) شفیعی کدکنی (۱) جایزه صلح نوبل (۱) هشت مارس (۱) اکبر رادی (۱) صدام (۱) آدونیس(علی احمد سعید) (۱) دیدگاه هنری ادبی نهم (۱) دیدگاه هنری ادبی دهم (۱) شهرگان (۱) ناظم حکمت (۱) بهار 1390 (۱) نعمت آزرم(میرزازاده) (۱) روزنامه شهرآرا (۱) شهریار گلوانی (۱) قاسم صنعوی (۱) سمانه مرادیانی (۱) علیرضا اجلی (۱) سایت کافه داستان (۱) سالمرگی (۱) mansourehgallery (۱) محمد مسافر (۱) ذر برزخ تساوی (۱) in the purgatory of equatliy (۱) نشر آرست (۱) جدایی نادر از سیمین (۱) سایت صحنه ها (۱) سهراب رحیمی (۱) sohrab rahimi (۱) موسسه نقد حرفه ای (۱) کارل سندبرگ (۱) کته کولویتز (۱) kathe kollwitz (۱) کتابناک (۱) روسپیان سودازده من (۱) فرانس مارک (۱) اسبهای آبی (۱) مسعود حاجی حسن (۱) باقر پرهام (۱) holding on to myself (۱) peter callesen (۱) نلسون آلگرن (۱) ده شب شعر (۱) انیستیتو گوته (۱) مهر 1356 (۱) ماهنامه کارنامه (۱) محمد تهرانی (۱) دکتر بهار و خواستگار مرده (۱) معصومه سیحون (۱) ماهنامه پل ادبی (۱) سایت هنری نقش آوا (۱) سایت ادبی خزه (۱) سایت فرهنگی هفتان (۱) فلا هرتی (۱) آلینوش طریان (۱) دل آرا دارابی (۱) کلاوس اشتریگل (۱) فلسفه و عرفان (۱) اصغر الهی (۱) م ـ آزاد (۱) رضا سعیدی (۱) مارگو ت بیکل (۱) اورهان ولی (۱) مهران صدرالسادات (۱) سعید کاشانی (۱) سایت فل سفه (۱) ویکتور خارا (۱) ایولین رید (۱) افسردگی عمیق تر (۱) روزنا (۱) گلستانه (۱) مجتباپورمحسن (۱) مجله دنیای سخن (۱) قره العین (۱) نادر مشایخی (۱) شب موتسارت (۱) روزنامه همبستگی (۱) ژیژک (۱)
دوستان من دیدگاه - Diddgah Mansoureh Ashrafi Gallery مهرسان جوان سرور حوان خسین حوان خسین حوان پرتال زیگور طراح قالب