تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
قسمتی از یک نوشته خطاب به دوستی نویسنده: - جمعه ۱۳۸٥/۳/٢٦

 

 

 

قسمتی از یک نوشته خطاب به دوستی:

...

می خواهم بگویم که انسان نه تنها در ارائه آنچه که نوشته  ،بلکه در خود اندیشیدن ، در نوع زندگی کردن، در نوع انتخاب کردن و در نوع انجام هر کاری بر مبنای اعتقادش نباید خود سانسوری کند .

زیرا اگر بخواهد در تمام این جنبه ها محتاطانه و خود سرکوبگرانه حرکت کند آنگاه نمی توان معتقد بود که انسان آزاد و آزاداندیشی هست .( البته اینجا جنبه بی گدار به اب زدن نباید متصور باشد. )

برای خوش بخت بودن و خوش بخت زندگی کردن من فکر می کنم همین فاکتور؛ مهمترین است زیرا احساس رضایت درونی بالاترین پاداش آزادانه حرکت کردن است.بدیهی است که در خودسانسوری نکردن در نوع و روش زیستن و در اندیشه و افکار و پیاده کردن آنها ، احتمال شکست و طرد شدن و منزوی گشتن نیز وجود دارد. اما این ها نابودی نیست بلکه نومیدی و قطع تلاش ؛ نابودی محسوب می شود.

خود سانسوری نکردن در تمام ابعاد زندگی (به جز بعد اقتصادی آن) هر چند که ممکن است بهایی سنگین داشته باشد  ، اما ما برای این زندگی نمی کنیم که آن را گران یا ارزان بفروشیم ؛  بلکه برای این زندگی می کنیم که از خویشتن راضی و خشنود باشیم.

تنها احساس رضایت از خویش است که به انسان قدرت و توان مضاعفی می دهد که بتواند در برابرطوفان مشکلات و سختی ها تاب بیاورد. رضایت از خود و ایمان به درستی آنچه که عمل می کند.

بعضی وقتها ، یک انسان گرسنه بسی خوش بختر و رضایت مند تر است از انسان سیری که سیر بودنش را به بهای از دست دادن آنچه که دوست داشته ، بدست آورده است .

به خود ، به انچه که انجام می دهی، به اندیشه ات و به درستی آن ایمان بیاور.

آن وقت از هیچ حرف و سخنی دلگیر نخواهی شد .هر چند که بار سنگینی است بار اعتقاد خویشتن را بر دوش بردن.

وقتی که انسانی فکر می کنی و در زندگی انسانیت را پاس داری  ، (به خاطر اینکه این والاترین صفت است )بدان که نیرویی درتو وجود دارد که هرگز اجازه جایگزینی یاس و نومیدی را نخواهد داد.

 

چه خوب است اگر زندگی ما آدمها به مثابه رودخانه ای باشد که از هر کجای ان تشنه ای بتواند سیراب گردد ، نه به مانند چاه عمیفی محصور و دور از دست.

  نظرات ()
قابل توجه فعالان اقتصادی نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸٥/۳/۱٦

 

 

در پی مطلبی که در وب لاگ چهار دیواری نوشته شده  استhttp://manib.blogfa.com این مطلب به ذهنم خطور کرد :

قابل توجه فعالان اقتصادی

از آنجایی که ایرانی ها  قرنها است به این نتیجه درخشان رسیده اند که می توانند در مکانی به عنوان توالت تفکر و تفحص در تمام امور نمایند و هر مشکل لاینحلی را حل نمایند ؛ بهتر است سازندگان کاغذهای توالت جدیدی به خرج داده و کاغذهایی با تنوعهای مختلف درست کنند .

این تنوع باعث می شود که خریداران به گرایشهای خاص خود روی اورند. مثلا دانش اموزان به خریدن کاغذهای توالتی روی خواهند اورد که در آن تستهای کنکور درج شده  .هنرمندان به کاغذهای هنری . بورس بازان به آخرین اخبار بورس .عشاق به فال حافظ ؛ و  و و

مثلا می توان کاغذهای توالتی تاریخ دار زد که در تاریخ هر روز فال  همان روز فرد نوشته شده باشد .

 

  نظرات ()
زن و نگاه جامعه3 نویسنده: - شنبه ۱۳۸٥/۳/٦

آقایون خوشگلش و خانمها زشتش را بفرستند:

 

 

چندی پیش یک سایت هنری  خواست تا برایشان عکسی از خود ارسال دارم تا در سایتشان قرار دهند. منهم عکسی که در کنار همین وب لاگ ملاحضه می فرمایید (البته  بدون آن تکه روسری که گوشه  کوچکی از صورت را پوشانده )برایشان ارسال کردم ... دیدم خبری نشد ...

سوال کردم . جواب رسید که لطفا عکس با حجاب بفرستید !

 من هم برای آن  عکسی که اگر حتی حجاب هم داشت در عکس قابل رویت نبود ؛حجاب گذاشتم و برایشان  ارسال کردم ...دیدم خبری نشد...

سوال کردم ! مجددا گفتند عکس با حجاب بفرستید!

پرسیدم :مگر این عکس حجاب ندارد . این روسری که خیلی واضح و مشخص قابل رویت می باشد ...

پاسخ دادند که : البته ...ولی عکس شما کمی اشکال دارد... و وقتی که توضیح بیشتری در مورد اشکال عکس از آنان خواستم  جواب دادند که بهتر است عکسی بفرستید که جلب توجه نکند و من چون بازتوضیح بیشتری خواستم  صراحتا گفتند یک عکس زشت بفرستید...

یادم رفت ازشون بپرسم که به اقایون هم همین را می گویند؟

----------------------------------

 

 

 

 

کتاب های در دست چاپ انتشارات ماکان:

عرفان در بودیسم و مسیحیت / د.ت . سوزوکی / عذرا اسماعیلی
نقد و تحلیل میزانسن سینمایی / بیل نیکولز / دکتر محمد شهبا
معشوق بی صدا (تحلیل جامعه شناختی اشعار احمد شاملو) / منصوره اشرافی
خاطرم هست، خاطرم نیست/ ناهید حسام
خلوت بهانه ای است / ناهید حسام
از مرگ و عشق / منصوره اشرافی
مهندی / هومن بابک

(نقل از بررسی کتاب ماکان)

  نظرات ()