تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
بهار 1390 نویسنده: - جمعه ۱۳۸٩/۱٢/٢٧

 

نقاشی رنگ و روغن بر بوم_ منصوره اشرافی







طبیعت نو می شود و ما  کهنه تر. آیا می توانیم هم چون طبیعت نو شویم، نویی در افکار و اندیشه و عمل، نویی در نگاه کردن؟

همیشه بر این گمانیم با بهار دگرگونی رخ می دهد برای همین از بهار و آمدنش احساس شادی و احساس تازگی می کنیم  شاید این حس ناشی از تاثیر طبیعت و هماهنگ پنداری با آن است، اما دریغ، اغلب حسی زودگذر است و دوامش به اندازه همان شکوفه های بهاری ...

ولی، می توان بهار را دلیلی برای نو شدن کرد به شرطی که در زمستانش، آن دگرگونی عمیق و پنهان در تاریکی و سیاهی و ژرفای خاکش در حال شکل گرفتن بوده باشد.
هم چون دانه ای زیر خاک با تلاش زنده ماندنش، آنگاه که جان و تن اش دستخوش ضربات سهمگین و هولناک سردی و ظلمت است، آنگاه که ناتوان و عاجز به نظر می رسد آنگاه، که زمستان و عجز و بیزاری جانش را می فرساید...

 از این همه، باید، توان در گذشتن را داشت تا بتوان به بهار واقعی رسید.

 بهاری که با بارانهایش، زمین ترک خورده از زمهریر زمستان را سیراب می کند
 نخواهیم  بهار و دگرگونی روزها را بهانه کرد برای نوشدن، ولی باز هم چنان کهنه ماند.

باید به خاطر سپرد که هر بهار آن بهار پار و پارینه نیست. هر بهار، زندگی تازه ای را خاک تجربه می کند. در دشتها گل می شکفد و جوانه هایی که می رویند همان جوانه های گذشته نیستند.

آری. می توان با بهار تازه شد با جانی هر دم زاییده شونده و با فکری، مکرر جوانه زده...

                                        دیدگاه هنری ادبی
  نظرات ()
یک شعر _ بی عنوان نویسنده: - پنجشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٦

.

 

چه خوش بینانه

صیقل می دهیم

پوست کرگدنی مان را

و هی،

وصله اش می زنیم.

 

  نظرات ()
یک شعر- بیزار نویسنده: - شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢۱

 

 

بیزار



بیزارم

فرشتگان بال ریخته­ ی مَسکن گزیده­ ی  زمین را

بیزارم

فرشتگان معصوم ِ غمگین ِ تبعیدی خاک آلوده را

بیزارم

لبخندشان

مهربانی شان

اشکها  و حماقتهاشان.


می خواهم

از آن ِ خود باشم

با خشم

غرور و حسد

و دوست دارم

با هر قدم،

فرشته ­ای را

زیر پا له کنم.

 

منصوره اشرافی

 

 

  نظرات ()
دیدگاه هنری ادبی ششم منتشر شد نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٢/۱٠

 

دیدگاه هنری ادبی ششم منتشر شد


دیدگاه ششم

Diego Rivera. From the cycle: Political Vision of the Mexican People (Court of Fiestas): Insurrection aka The Distribution of Arms. / El Arsenal -

Diego Rivera. From the cycle: Political Vision of the Mexican People (Court of Fiestas):Insurrection aka The Distribution of Arms. / El Arsenal - Frida Kahlo repartiendoarmas. 1928. Fresco. 2.03 x 3.98. Second floor, south wall. Ministry of Education, Mexico City, Mexico .

 



آخر بازی    احمد شاملو

انتهای تنهایی   بیژن باران


برگی از آلبوم    شهریار گلوانی

بی خوابی های ایرانی من ِ تُرک   علیرضا سیف الدینی


بیوگرافی دیگو ریورا     یوری ماتئوف - مهراوه جوان

پاییز بود و بی مهر!   نصرت الله مسعودی

پرنده و طناب   خسرو گلسرخی

حالا بلند فکر می کنم   اکبری شروه


در ساعت چهارو نیم   اسماعیل یوردشاهیان


زهره    علی عمادی

سخنرانی بهرام بیضایی   انیستیتو گوته 1356

سخنی در باب شعر  داریوش آزادمنش

سیم ها    فیلیپ لارکین- آرش توکلی

قصیده اشکها    فدریکو گارسیا لورکا

کشتی بیدار  شاپور احمدی



ماه عسل  علیرضا ذیحق

ماههای آخر   عباس صحرائی

یک وجب خاک خدا  پژمان رضایی

پاییدن بر عبث   منصوره اشرافی
  نظرات ()