تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
هنرمند و جامعه نویسنده: - جمعه ۱۳۸٩/٤/٢٥

...چند اسم از هنرمندانی  که به خاطر شرایط نامساعد اقتصادی خود و یا هنرشان  نابود شدند؛ به یاد داریم؟ متاسفانه در کشورهای جهان سوم از این اسمها زیاد یافت می شود و به گونه ای دیگر می توان گفت که این جوامع نابودگر هنر و به تبع آن هنرمندان خویش است. اقتصاد در زندگی انسانها نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای را داراست و بالتبع در زندگی یک هنرمند این نقش چشمگیر تر می شود. چرا که غم نان و غیره  مجالی برای اندیشه باقی نمی گذارد.....البته همیشه استثنا وجود داشته و دارد و ما به آن کاری نداریم اینجا منظور قاعده کلی است. چه بسیار هنرمندانی که به خاطر تامین معاش و گذران زندگی خود به کارهایی روی آورده اند که با هنرشان هیچگونه سنخیتی نداشته و به این جهت از حرفه اصلی خود فاصله گرفته و دور شده اند.

جوامعی که نتوانند زندگی هنر مندان خود را تامین کند تا آنان بتوانند با آسودگی خیال به خلق اثر بپردازند ؛ جوامع هنرمند کش هستند و جوامعی که در آن غم نان مسله ای حل شده است جوامعی هنر مند پرورند... در این مورد جای بحث بسیار است...

  نظرات ()
یک حکایت قدیمی نویسنده: - جمعه ۱۳۸٩/٤/٢٥

 

 بعد از گذشت  بیش از دو سال به ناشر محترم برای بار چندم زنگ می زند . یک بار مسافرت است باردیگر  باید حساب و کتابهایش را بکند بار دیگر خودش تماس می گیرد و این بار مریض است. ناشر محترم  همیشه به ندای وجدان تجاری اش گوش می دهد و با این وجود چقدر منصف است که می داند که مبلغ اندکی را به نویسنده متمول و پولدار بدهکار است و البته دور از انصاف است که نویسنده ما  به این قشر محترمی که با وجود داشتن  زن و بچه و همه مشکلات اقتصادی زندگی، به این شغل شرافتمندانه مشغولند و کار فرهنگی و ترویج فرهنگ  می کنند به خاطر چندر غاز ناقابل و بی مقدار که حتا ارزش گفتن هم ندارد، فشار بیاورد. بنابراین بهتر است از عمل ننگین خود که همانا مطالبه پول کتابهای فروش رفته اش است پشیمان شود و این اخلاق تاجر مابانه را با این قشر محترم که تظاهر به معصومیت می کنند، نکند!

واقعا مثل اینکه نویسنده ما جزو ملایک و فرشته ها است که نه خورد و خوراک نیاز دارد و نه مشکلات اقتصادی دارد، فقط باید قلبی مهربان داشته باشد  با دو تا بال و یک قلم، که روی ابرها بنشیند و بنویسد و بدهد به ناشر بدبخت، تا چاپ کند و پولش را خرج زن و بچه و گردش و مسافرتش کند!

 

  نظرات ()
یک شعر نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸٩/٤/۱٤

 

.

 

دیواری فرو پاشیده

 ویرانه ای، بر جا

بوم خوش آواز بر بام

 ماه بر آسمان،

مهتابی سرد می پاشد.

 

باغ سوخته

و در ختان عطشان

پرنده ای

تنها، سر در بال خویش

با زخمی در آواز فرو خورده اش.

 

منصوره اشرافی

 

  نظرات ()
سنگ نویسنده: - شنبه ۱۳۸٩/٤/۱٢

 

 

حقیقت دور ریختنی نیست . حقیقت کمیاب است . حقیقت نایاب است . حقیقت گرانبهاست . حقیقت همیشه زیبا نیست گاهی هم ممکن است زشت باشد . حقیقت را باید جستجو کرد . حقیقت همیشه عریان است حقیقت در میان غیر حقیقی ها پنهان است . یافتن حقیقت ملاک و معیار می خواهد . شناختن حقیقت دانش و آگاهی می خواهد. حقیقت مثل همین سنگهاست.

  نظرات ()
یک احساس کاملا شخصی نویسنده: - جمعه ۱۳۸٩/٤/٤

 

در تقسیم بندی  میان زنان و مردان و قرار دادن مردان به عنوان جنس اول و برتر  و قوی تر و زنان به عنوان جنس دوم و فروتر و ضعیف تر، یکی از دلایل، وجود صفات متفاوت در آنهاست. صفاتی را که به زنها نسبت داده اند، عموما صفات منفی و ناشی از ضعف فردی مانند مکر، ترس، حسادت، دروغگویی... و دیگر صفات ناشی از احساسات زنانه دانسته شده است.

برابری زن و مرد به عنوان انسان، امری بدیهی است. اما من تصور می کنم که برقراری واقعی این مساوات انسانی، تنها زمانی امکان پذیر است که زنها بتوانند به عنوان یک انسان،  این صفات  را در خویش جستجو کنند و در صورت یافتن حذفش کنند.

 بسیار متاسف می شوم وقتی می بینم که هنوز هم خانمهایی برای پیشبرد مقاصدشان و بدست آوری اهداف شخصی  و ارضای احساسات شان، متوسل به تزویر و فریب و دروغ می شوند، باور کنید که این خصلت و خصوصیت مختص انسانهای ضعیف است و  در این صورت نباید به جنس دوم بودن تان، معترض باشید.

آقایانی که با این صفات بیگانه نیستید، هم به این مقوله بالا توجه کنند.

  نظرات ()
نگاهی به مجموعه داستان " دکتر بهار و خواستگار مرده " در ماهنامه ماندگار نویسنده: - پنجشنبه ۱۳۸٩/٤/۳

شماره جدید ماهنامه ماندگار منتشر شد.

 نگاهی به مجموعه داستان " دکتر بهار و خواستگار مرده " نوشته علیرضا سیف الدینی را در این شماره ماندگار می توانید بخوانید

  نظرات ()