تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
یک شعر_ یک ترجمه نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸٩/٩/٢۳

 

سرگذشت

 

 

بهار جوانه زدیم      

تابستان، درو کردن­مان

پاییز، به بند کشیدند  

و زمستان،

          چال­مان کردند

...

من، اما هنوز زنده­ ام    

بعدِ آن همه داس و حلقه و گور

و اینجایم  لابلای گندمزار

و تاب می­خورم

                  در باد

و هنوز،

       عاشق می ­شوم.


منصوره اشرافی


____________

ترجمه شعر به ترکی توسط علیرضا ذیحق


سَرگوذَشت

 

باهار دا آچاراق

یای دا بیچدی لر،

پاییز دا ایسه بنده چکیل دیک

و قیش دا ،

قویلاندیق.

من آمما هله دیری یَم

او قَدَراؤلوم، اوراق و کَلَفجه دن سونرا .

بوردایام

کوف گئدیره م ،

یئل ایله اویناشاراق

بوغدالیق لار دا ، اَکین لرده

وهله ده

عاشیق اولوب ،

سئویرَم .

 

 

 

 

  نظرات ()
یک نقاشی - یک نوشته نویسنده: - چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/۱٧

 

نقاشی رنگ و روغن بر بوم_ منصوره اشرافی

 تابلوی رنگ و روغن بر بوم_ منصوره اشرافی

با ابرها بیامیز

به آب و نور جهت ببخش

تماشا کن آواز سبز گونه ی پرنده

و مسیر نامرئی پروازش

 

پ .ن _ از مطلبی که مسافر عزیز نوشته ممنونم.

  نظرات ()
دیدگاه سوم منتشر شد نویسنده: - چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/۱٠

دیدگاه هنری ادبی

دیدگاه سوم

Loneliness by Mehrsan Javan

  • پله       لیلا حکمت نیا

     .      تاریخ           قباد آذرآیین

  نظرات ()
یک احساس کاملا شخصی نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸٩/٩/٩

 

نه تنها اکنون بلکه در گذشته هم بارها و بارها به این موضوع اندیشیده ام اما هیچگاه جوابی نیافته ام چرا که دریافته ام  برای انسانها بسیار سخت و دشوار است  این مقوله را درک و هضم کنند که خوبی و یاری به انسانها فقط به خاطر نفس خوبی و به خاطر خصلت انسان بودن اعمال می شود نه به خاطر چیز دیگری . چرا که انسانها عادت کرده اند برای هر کار انجام شده از جانب دیگران دلیلی بیابند دال بر اینکه این کار چه مقدار و میزان برای فاعل منفعت حاصل کرده . چرا که انسانها سخت می توانند بپذیرند این را، که کاری انجام شده باشد بدون انکه به صاحبش نفعی رسانده باشد. کاری انجام شده باشد فقط به خاطر انسان دوستی و به خاطر نیکی کردن و به خاطر دوستی و دوست داشتن و پاس داشتن خصائل انسانی. کاری انجام دادن فقط به خاطر دیگران...

از خود گذشتگی، از خود مایه گذاشتن، از نفع خود در مقابل نفع دیگری چشم پوشیدن،  به دیگران و مشکلاتشان فکر کردن و درک آن ،مفاهیم کهنه و پوسیده ای هستند که برای انسانهای جامعه کنونی قابل درک و هضم نیست.چرا که هر نسلی خصائل ذاتی خود را دارد . یک نسل نسل "از خود گذشته" بوده و نسلی دیگر نسل  "از خود متشکر" و ...

زیرا آنچه که اکنون در جامعه ها ونسل کنونی مشاهده می شود ؛ توجه به خویشتن و اهداف و منافع فردی است . برای نسل کنونی مفاهیمی همچون از خود گذشتگی ؛ فدا کاری ؛ و ...فقط تا زمانی کاربرد دارند که خدشه ای به منافع فردی وارد نکنند. نسل کنونی آرمانگرایی را رد می کند چرا که در پشت ان توجه نداشتن به فرد یت و ترجیح دادن منافع دیگری بر خود خوابیده است . چگونه می توان برای انسانهای فرد گرا قابل درک باشد که انسان می تواند از خود برای دیگری مایه بگذارد بدون آنکه درانتظار پاداش باشد.

هر ادمی در مقابل مشکلات دوستان خود دو موضع می تواند اتخاذ کند . موضع اول این است که یا نسبت به مشکلات آنها بی توجه باشد ویا کاری در جهت رفع انها انجام ندهد و هیچ قدمی  بر ندارد و از خودش هیچگونه مایه ای نگذارد   چه به عمد و چه از روی ناتوانی. در چنین مواقعی  فورا  و خیلی زود متهم می شود به غیر صادق بودن در دوستی، به منفعت طلبی به خست، به خودخواهی و به غیر انسانی رفتار کردن و اینکه درک درستی از دوستی صادقانه ندارد چرا که دوست آن است که گیرد دست دوست در پریشان حالی و...

اما موضع دوم این است که به مشکلات دوستت توجه کنی و در جهت رفع انها صادقانه بکوشی و حتا از احتیاجات خودت در قبال رفع مشکلات او بگذری و صاقانه و خالصانه هر کاری از دستت بر می اید انجام دهی. در این جور مواقع فورا نه، اما به تدریج و با گذشت زمان متهم می شوی به اینکه در انجام این گونه رفتار دوستانه و از خود گذشتگی دارای غرض بوده ای و بر مبنای اهداف خاصی این کار را انجام داده ای ، بعد فراتر از اینها متهم خواهی شد که تو می خواستی با این کار بر او سلطه یابی و حتا شاید خواسته بودی او را بخری!

 براستی در چنین مواقعی چه باید کار ؟ در قبال دوستان چه موضعی را باید بر گزید تا از هر گونه اتهام احتمالی مبرا بود؟

من فکر می کنم بهترین راه، آسوده بودن وجدان انسانی است که انسانی رفتار کرده است . بگذار دیگرانی که چنین رفتاری نسبت به انها داشته ای ، رفتارت را مغرضانه و منفعت جویانه و یا هر نوع دیگری تفسیر کنند  چرا که  به طور حتم در قاموس آنها غیر از این ،تعبیر و تفسیر دیگری برای رفتار های انسانی وجود نداشته و ندارد.

 

  نظرات ()
در شب سرد زمستانی نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸٩/٩/۸

 

 

در شب سرد زمستانی

کوره خورشیدهم؛چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد.

و به مانندچراغ من

نه می افروزد چراغی هیچ؛

نه فرو بسته به یخ ماهی که از بالا می افروزد.

 

من چراغم را در آمد رفتن همسایه ام افروختم در یک شب تاریک

و شب سرد زمستان بود؛

باد می پیچید با کاج؛

در میان کومه ها خاموش

گم شد او از من جدا زین جاده ی باریک.

و هنوز قصه بر یادست

وین سخن آویزه ی لب:

که می افروزد ؟که می سوزد؟

چه کسی این قصه را در دل می اندوزد؟

در شب سرد زمستانی

کوره ی خورشید هم ؛چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد.

                                                           نیما

  نظرات ()
پیرامون شبه هنرمند- غلامحسین ساعدی نویسنده: - شنبه ۱۳۸٩/٩/٦

فایل صوتی سخنرانی غلامحسین ساعدی با عنوان «پیرامون شبه هنرمند»

انستیتو گوته- مهرماه 1356

 

  نظرات ()
دیدگاه هنری ادبی به روز شد نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸٩/٩/۱
Diego Velázquez. Old Woman Frying Eggs. 1618. Oil on canvas. National Gallery of Scotland, Edinburgh, UK


  نظرات ()