تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
یک شعر یک نقاشی - ماهنامه گذرگاه نویسنده: - شنبه ۱۳٩۱/٥/٢۸

 

نقاشی از منصوره اشرافی

 نقاشی از منصوره اشرافی_ رنگ و روغن بر بوم- 50*70

 

غربت

 

دنیا غریب است
هیچ خورشیدی، دیروزی نیست
و اینجا
هیچ خورشیدی،
نیست
تا آفتابش
جامه ی برهنگی مان باشد

اینجا
در نیستی
نیست تریم
و در گم شدن
گم تر.

دنیا غریب است
و غربت ما،
غریب تر.

 

منصوره اشرافی

از مجموعه در حال انتشار  "دریغا از عشق"

 

  نظرات ()
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من نویسنده: - چهارشنبه ۱۳٩۱/٥/٢٥

مولوی 

دیوان شمس  غزلیات

 

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من

سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو

وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم

چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم

ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

بی‌پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا

سرمست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من

از لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم

ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو

ای شاخ‌ها آبست تو ای باغ بی‌پایان من

یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی

پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من

ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها

ای آن پیش از آن‌ها ای آن من ای آن من

منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد باک نی

اندیشه‌ام افلاک نی ای وصل تو کیوان من

مر اهل کشتی را لحد در بحر باشد تا ابد

در آب حیوان مرگ کو ای بحر من عمان من

ای بوی تو در آه من وی آه تو همراه من

بر بوی شاهنشاه من شد رنگ و بو حیران من

جانم چو ذره در هوا چون شد ز هر ثقلی جدا

بی‌تو چرا باشد چرا ای اصل چار ارکان من

ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من

ای فارغ از تمکین من ای برتر از امکان من

 

  نظرات ()
یک شعر و یک نقاشی نویسنده: - چهارشنبه ۱۳٩۱/٥/۱۸

 

 

یک شعر و یک نقاشی

  نظرات ()