تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)

عکسهای مهرسان از دریا

عکسهایی از دریا را که مهرسان گرفته است می توانید در اینجا ببینید.

"پدر؛ هیچ وقت شده است که از زمستان تا بهار را دویده باشی؟شماها مرده اید. شماها .

 اما من از زمستان تا بهار دویده ام . و چشمم مدام به آسمان و آفتاب بود...."

عباس معروفی را خیلی قبلترها با سمفونی مردگان اش شناختم و بعدها با فریدون سه پسرداشت ادامه اش دادم. دنیای عباس معروفی در این دو کتاب دنیایی دور از دسترس ما است دنیایی است که در آن شیدایی جایگاه بخصوصی دارد و معروفی با مهارت و هنرمندی تمام توانسته است این دنیا را در پیش روی ما با کلام به تصویر کشد .

 سمفونی مردگان او به واقع یک سمفونی تمام عیار است و از هنگامی که آغاز می شود تا آنگاه که پایان می پذیرد لحظه ای از تب و تاب نمی افتد ...قهر مانان او یک نفس و یک تنه روی در روی مرگ می ایستند و در نهایت با همان ابهت و شکوه و جلالی که در یک سمفونی یافت می شود به مرگ رخصت می دهند که بیاید و طومار زندگیشان را در نوردد.

 عباس معروفی بی شک قلم توانا و گزیده گویی دارد . او با سمفونی مردگان خود ثابت کرد که رهبر ارکستر چیره دست و قابلی است .

 

کدام یک از ما آیدینی پیش رو نداشته است، روح هنرمندی که به کسوت سوجی دیوانه اش درآورده ایم، به قتلگاهش برده ایم و با این همه او را جسته ایم و تنها و تنها در ذهن او زنده مانده ایم. کدام یک از ما؟

 

 

+   ; ۸:٥۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۳/۸/۱٧