یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

آرمانگرایی؟

واقعا کلماتی مثل این که :من زنده هستم پس تلاش می کنم می تواند بیانگر امید واهی باشد؟

زنده بودن یک واقعیت است ما چه بخواهیم چه نخواهیم زنده ایم و محکوم به زیستن .البته بودنمان به اختیار خودمان نبوده است اما زیستن و چگونه زیستنمان به اختیار است .می توانیم باشیم و نفس بکشیم ولی مرده . نیز می توانیم نفس بکشیم و زنده باشیم و زندگی را لمس کنیم .با هر دم و باز دمی اگاهی یابیم و چیز نویی.

امید داشتن بزرگترین نشانه زنده بودن است و کسانی که زنده اند و دم از نومیدی می زنند اگر واقعا به سخن خود واقف باشند به نظر من یک لحظه ادامه دادن به زندگی را نباید جایز بشمارند . اگر زنده اند و به زندگی خود ادامه می دهند باید بدانند که هنوز روزنه های امید را به روی خود کاملا مسدود نکرده اند.

امید نمی تواند ساختگی و یا صرفا ژست باشد زیرا اگر واقعا وجود نداشته باشد یعنی نومیدی مطلق و آن مساوی است با نفی هر گونه تلاش و حرکت و نو جویی. انسانی میتواند ادامه دهد که با تمام شرایط نومید کننده و منفعل کننده باز هم مقاومت کند و ریشه این مقاومت در چیست؟ در امید حتی اگر به اندازه سر سوزنی باشد.

ولی  امید داشتن  آرمانی یا آرمانگرایانه است؟ 

امید داشتن یک واقعیت است یعنی خود آرمان هم یک واقعیتی است که وجود دارد و باید وجود داشته باشد چون اگر ارمان نباشد اساس زندگی کردن بی معناست .  و واهی نیست به این دلیل که ایجاد فعلیت می کندو نمود آن همان  تلاش و تکاپو و ....است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیا نسل امروز نسبت به نسل گذشته آگاه تر است ؟

+   ; ۸:٢۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸۳/٩/۱٢

Powered by PersianBlog.ir