یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

فلسفه

باید بگویم که فلاسفه هم مثل تمام آدمهای دیگر دارای نقاط ضعفی هم هستند ولی مشکل بزرگتر آن است که چون فیلسوف ها عادت دارند در مورد هر چیزی حکم صادر نمایند در آن مواردی هم که دید گاه غلطی ناشی از نقطه ضعف شخصی دارند ،باز هم حکم صادر می کنند .بنا بر این من هیچ گاه آنها را به طور در بست قبول ندارم و هر گاه هر کسی حرف درستی گفته باشد حال اگر این حرف خلاف حرف حتی نیچه هم باشد آن را می پذیرم .

اصولا انسان نباید در ارا و افکار خود دچار دگمیت .و جزمیت باشد چون همه چیز به سوی تکامل پیش می رود و افکار انسان نیز در همین جهت است.خود نیچه در جایی گفته است که (:بیشترین اندیشه های آگاهانه یک فیلسوف را غرایز او نهانی هدایت می کند و به راههای معین می کشاند....هر فلسفه بزرگ چه بوده است جز اعترافات شخصی مولفش و نوعی خاطره نویسی ناخواسته و نا دانسته .)پس با این تفاصیل با هر نظریه فلسفی باید با دیدی انتقادی نگاه کرد و خود را در چهار چوب آن محصور نکرد .

راستش را بگویم زیاد چندان با بحث های فلسفی میانه خوشی ندارم و بیشتر تمایل به این دارم که انسان نگاهش را به سوی انچه که وجود دارد و امکانات موجود معطوف نماید نه انکه خود در اسیر بازی با کلمات و چیزهایی کند که هیچ فایده ای نه به حال خودش دارد نه به حال جامعه .البته انسان هیچ گاه نمی تواند از این پرسشهای بی انتها رهایی یابد ولی مهم این است که این پرسش ها او را به کجا و چه سمت و سویی ببرند .

در این موضوع بحث و صحبت فراوان است و مجال اندک!

 تا حدودی با نظرات ویتگنشتاین موافقم که: فلسفه را فقط یک بازی زبان شناسانه می داند که حاوی هیچ حقیقت در خوری نیست و در ورای این زمان هیچ چیز حقیقتی نمی بیند...بسیاری از مفاهیم فلسفی نه در عالم واقع که فقط در زبان واقعیت دارند.

 

 

اهور-۲۰/۱۲/۸۳

+   ; ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸۳/۱٢/٢۱

Powered by PersianBlog.ir