یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

گوش به زنگ

دیگر دارم عمیقا به این نکته اعتقاد می یابم که: گویا خر ما از کرگی دم نداشته است!

نوشته قبلی خودم راپس می گیرم و اعتراف می کنم که بد شانسی با این قبیل عبارت و جملات گول نمی خورد و به این آسانی ها دست از سرکسی بر نمی دارد.

 

از زمانی که دست به نوشتن وبلاگی زدم هرگز آن را به صفحه شخصی تبدیل نکردم زیرا همواره بر این اعتقاد بودم که نوشتن در وب لاگ می تواند مفید تر از این سبک وسیاق و فراتر از این حیطه باشد ...اما این بار بر خلاف همیشه میخواهم از وضعیت اسف بار نشر واین که چگونه در این وادی حیران نشد را باز گو کنم...

خیلی از دوستان چندی است که همیشه یک سوال برای پرسیدن دارند و آن این است:پس کی این کتاب شاعر به بازار می اید ؟ و جواب مثل همیشه بزودی است .جوابی که مبنای آن گفته ناشر کتاب می باشد.

نمایشگاه کتاب پارسال را به یاد می اورم و اینکه گفته بودم کتابها را هر چقدر که فروش نرفت و روی دستمان باد کرد می بریم نمایشگاه سال آینده.

بنا به گفته ناشر تابستان فصل خوبی برای عرضه کتابهای جدید می تواند باشد ...تابستان که گذشت ...مشکل کاغذ تبدیل به یک بحران جدی در کار نشر شد...از پاییز که گذشتیم به زمستان امید بستیم...زمستان که داشت تمام می شد به روزهای آخر سال دل بستیم  ...اما ان هم بی فایده بود چرا که ناشر آب پاکی روی دستمان ریخت و گفت که سال اینده!! با تمام این تفاصیل سال اینده هم آمد نمایشگاه کتاب هم بزودی زود میاید اما نمی دانم آیا این کتاب کذایی هم به بازار می اید یا نه ؟

 من که روی گفته و وعده ناشر عزیز آقای ماکان مهرپویا خیلی خیلی حساب باز کرده ام.

 اهور۱۸/۱/۸۴

+   ; ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٤/۱/۱۸

Powered by PersianBlog.ir