یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

عرض کنم که...

اول ابر آمد.بعد طوفان شدوسپس بغض آسمان ترکید...انگار دلش حسابی خالی شد چون بعد  آفتاب در آمد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

وبلاگ هم برای خودش دنیایی است.دنیایی که در آن آدمها را از پشت اندیشه اشان می بینی.اشتباه گفتم آدمها را نمی بینی بلکه انعکاس افکارشان را می بینی ؛افکار های خوب ؛بد ؛ زشت ؛زیبا ؛ درست ؛ نا درست ...

در این دنیای اندیشه ها و افکار هم آمدن و رفتن وجود دارد اما نه مثل دنیای آدمها که آمدن و رفتنشان دست خودشان نباشد بلکه دقیقا برعکس آمدنشان غیر تصادفی و غیر اتفاقی است و کاملا دست خودشان است . هر وبلاگی که متولد می شود با هدف و انگیزه ای خاص بوجود آمده است و اما سرنوشت آن...

چقدر بد است که آدم به خواندن بعضی وب لاگها عادت کند و بعد ...

این لینک هایی که در کنار وبلاگ خود نمایی می کردند مثل اینکه به تدریج دارند یک هویت تاریخی پیدا می کنند.

(یادداشتهای یک ناشر جوان )و (یادداشتهای یک فیلمساز جوان ) به ناگهان متوقف شد .درست مثل اینکه یک نفر از یک بلندی (مثلا کوه)به پایین پرتاب شود به ناگاه از نفس کشیدن باز بماند.

(یادداشتهای یک جغد ) هم بیشتر به یک خودکشی شباهت پیدا کرد وقتی که خودش اعلام کرد دیگر حرفی برای گفتن ندارد و هو هویی در کار نیست.

(نسل سوخته ایران ) هم خیلی قبل ترها گفته بود که زمان رفتن فرا رسیده و بسیار دوستانه خداحافظی کرده بود.

(درد مشترک) هم کج دار و مریز کماکان به زندگی خود ادامه (که چه عرض کنم ظاهرا ادامه) می دهد  و نه خدافظی کرده نه خود کشی و نه مرگ ...فقط غایب است

(آ‌ذرخش سرخ )هم دارد به غایبین بزرگ می پیوندد...

می ماند چند تای بقیه که انها هم گاه گداری برای خالی نبودن عریضه می نویسند !که خودم هم جزو همانها هستم.

 اهور۲۷/۱/۸۴

+   ; ٧:٥٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٤/۱/٢٧

Powered by PersianBlog.ir