یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

هندوانه خریدن!

وبلاگ سرور هم متولد شد:(یادداشتهای مهتاب)soroorj.persianblog.ir

 

_______________________________________

درمیان مردم جامعه سخن معروفی وجود دارد که شنیدنش برای من تازگی داشت و آن این است که:( ازدواج کردن مانند خریدن یک هندوانه است .یعنی همه چیز آن یا بخت و یا اقبال است...)

جالب است نه؟ و در عین حال بازگو کننده خیلی از واقعیت های موجود در جامعه می باشد.

مهمتر از همه بیانگر این نکته است که ازدواج یک نوع خرید و فروش است و در واقع معامله ای است که هم می توان در آن سود برد و هم می توان ضرر کرد!! (صد رحمت به معامله خود هندوانه ...چون بعضی ها آن را به شرط چاقو می فروشند!! )

در معاملات چون اصولا قصد و نیت بردن سود بیشتر است پس در قضیه ازدواج هم چون به دید معامله در آن نگریسته می شود هدف سود بسیار است.حالا این سود چگونه حاصل می شود ؟ از طریق میزان مهریه و میزان جهیزیه و غیره...

تنها فاکتوری که در معاملات وجود ندارد و نباید نیز وجود داشته باشد فاکتور احساس و عاطفه است .( اصولا این فاکتور اگر در معاملات دخیل باشد به قول معروف سر طرف کلاه می رود.)

دیدگاه های غلطی بر مساله ازدواج هنوز حاکم است.دید گاه هایی که  ازد واج را یک معامله می پندارد که در آ ن یک طرف سود و یک طرف زیان می برند.معامله ای که از همان ابتدا هر دو طرف نگران اینند که مبادا کلاه سزش برود و خلاصه اینکه دید گاه های سنتی با دید گاه های مدرن مخلوط شده و اش شله قلم کاری ارائه داده اندکه توصیف نا شدنی است..............

 

این یک جنبه قضیه بود و اما جنبه دیگر آن اینکه وقتی در جامعه ای ازدواج ها هنوز بر مبنای مصلحت و سود جویی باشد و کور کورانه و خرافی در این زمینه حرکت شود  نتیجه اش آمار بسیار زیاد طلاق و همسر کشی است.

در روز نامه ای خواندم که آمار طلاق نسبت به ازدواج۴ به یک است.برایم این سوال پیش آمد که اگر جامعه ما و جوانان آن دیدگاه باز تری نسبت به مسایل پیدا کرده اند و به طور کلی سطح فرهنگ جامعه نسبت به گذشته بالاتر رفته است ؛پس چرا سطح ازدواج های نادرست و نسنجیده که به طلاق منجر می شود این قدر بالا رفته است؟

 وقتی در جامعه ای حقوق زنان در خانواده از طریق قانونی به طور کامل ادا نشود در قضیه ازدواج این شبهه بو جود آمده است که بالا بودن میزان مهریه تضمین کننده بقای و دوام زندگی و تضمین کننده آینده زن می تواند باشد .

تجمل خواهی و تجمل پرستی متاسفانه بیماری ای است که در تمام ابعاد زندگی  و از جمله در مسله ازدواج رسوخ کرده است . خود را با دیگران مقایسه کردن و خود را به رخ هم کشاندن چیزی است که سر تا پای زندگی را آلوده کرده است.

 

سوال و جواب بی ربط

نگاهی به فرهنگ رایج در جامعه اگر داشته باشیم نکات جالب و قابل توجهی در آن می بینیم.منظور از فرهنگ رایج در جامعه آداب و رسوم و گفته هایی است که اکثریت جامعه آن را به کار می برند بدون آنکه در آن تعمق و یا تفکری کرده باشند و بسیاری از اوقات این رفتار و گفتار حاکم بر اقلیت جامعه که همان روشنفکران و آگاهان هستند نیز تاثیر دارد...البته این مسائل مسائل مهمی نیستند ولی به عنوان نکاتی که ذهن انسان را برای لحظاتی به خود مشغول می کند قابل ذکر است.زیرا وبلاگ به گفته ای بایگانی افکار است هرچند که این افکار گذرا و کوتاه باشند...

لابد شما هم مثل من بارها و بارها کلماتی را به صورتهای گوناگون از دهان آقایان شنیده اید که مفهوم کلی آن این است که:ازدواج کردن یک حماقت بزرگ است. برای من چند سوال بوجود امده است که :

۱ـچرا آقایان بعد از ازدواج به این تز می رسند؟

۲ـچرا از تجربه دیگران استفاده نمی کنند و یک عمل حماقت آمیز را در طول تاریخ بارها و بارها تکرار می کنند؟

۳- در شرایط زندگی آقایان قبل و بعد از ازدواج چه تغییراتی بوجود می اید که از آن ناراضی می شوند.

۴ـچرا خانمها هیچ گاه چنین حرفی نمی زنند.

 

 

ـ آیا این تغییر شرایطی که قبلا گفتم در جهت نفع خانمهاست که آنها از وضع موجود خود راضی هستند و پشیمان نیستند ؟

۶ـ شاید هم خانمها این پشیمانی را ابراز نمی کنند ۱-به این دلیل که ابراز ان سودی ندارد و۲- شاید نیز ترس ازابراز به خاطر وجود جامعه مردسالارانه باشد.

و اما جوابهایی که به نظرم آمده :

۱- چون معمولا جوجه را آخر پاییز می شمارند.

۲-برای اینکه می خواهند شخصا تجربه کنند تا درک بهتری از شرایط دیگران داشته باشند و نیز اینکه بر طبق ضرب المثل :رطب خورده کی منع رطب کند؟حرف دیگران را قبول ندارند.

۳-تنها تغیری که در شرایط زندگیشان ایجاد می شود این است که: اولا یک نون خور اضافه !!دوما یک مزاحم دست و پا گیر!!سوما یک آدمی دائم همیشه و همه جا همراهشونه که هی سین جیم میکنه و هی باید بهش باز خواست پس بدهند و تازه بدتر از اینها اینکه برای هر کاری و هر چیزی باید مشورتی عمل کرد و این از همه چیز بدتر است.خلاصه کلام از بین رفتن حاکمیت مطلق و بلا منازع.که البته همه آقایان این حاکمیت را سعی می کنند حفظ کنند و چون این قدرت مطلقشان کمی به خطر افتاده می گویند عجب حماقتی کردیم ها!!

۴-خانمها باید هم از خدا بخواهند که یک شوهر و سایه بالای سر پیدا کردند .اصلا شوهر کردن بزرگترین آرزوی هر خانمی است .آنوقت بگویند که مر تکب حماقت شده؟؟می ماندند توی خانه بهتر بود؟؟!!

۵-مسلما ازدواج کردن به نفع خانمهاست .یکی خرجشون را مفت مفتی بدهد بد است ؟؟...زندگی بخور و بخوابی که این خانمها دارند بد است؟؟

۶-تازه پشمان هم که باشند و بگویند چه می شود.اقای همسر با اردنگی پرتابشان می کند خونه بابا. دوباره همان آقا بالا سر قبلی ...در آمدن از توی چاه و افتادن توی چاله...

 

 

+   ; ٥:۱۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٤/٥/٢

Powered by PersianBlog.ir