یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

گزارش امروز

از این به بعد یک سری مطلب خواهم نوشت که عنوان گزارش روزانه را خواهد داشت :

گزارش امروز

امروز روز خوبی بود . هوا دلپذیر و باد پاییزی در وزیدن .

بوی پاییز حسابی می آمد...

از همان اول صبح توی قیافه اش دلشوره پیدا بود...

زنبور عسل بر خود کارم هی نیشش را فرو می کرد و پاهایش بر سطح صیقلین آن می لغزید...

- شما چند سالتان است ؟

-اسم بچه هایتان چیست ؟

-معنی اسم انها چیست؟

-اسم خودتان چیست؟

شناسنامه تکمیل شد...

من عاشق غزلهای حسین منزوی هستم!

عکس حسین منزوی را ازش گرفتم تا براش بزرگ کنم.

عاشق سینه چاک حسین منزوی و عاشق دعای کمیل !

خانم شاعر گفت : زبان فرانسه زبان عشق و شعره...

آقای مترجم گفت : نیچه مرد بزرگی بود...خانم به نظر شما فمنیستها درست می گویند...

من هیچ عقیده ای را در بست قبول ندارم ...

جرا از من سوال می کنید ؟

صاحبخانه گفته من می توانم در یک روز حکم تخلیه بگیرم وووووووووو 

--------------------------------

امروز داشتم فکر می کردم یک زمانی که خیلی کتاب داشتیم و بعضی وقتها گرسنه بودیم ؛ اگر بز بودیم تمام کتابهامون را می خوردیم.

+   ; ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٤/٧/۱٠

Powered by PersianBlog.ir