تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)

نرودا

آه نرودا ! نرودای عزیز!

هر چند که زیباترین شعر ها را سروده ای  ؛ اما بعضی از کلماتت اکنون برایم خواندنش دشوار می نماید...شاید که آن چنان غرقه در عشق و آرمان بودی که خود نیز ندانستی چرا این چنین گفتی.

نرودای عزیز باید بهت بگم که عشق از دیدگاه مردانه در یک جامعه مرد سالار همین طوری بیان می شه.

منو ببخش!

 

 

.... 

این منم ؛ عشق من؛

که حلقه بر در می کوبد

روح نیست

همان نیست که روزی

بر استان پنجره ات ایستاد

در را می شکنم

درون زندگیت می آیم

می ایم تا در روحت زندگی کنم

و تو نمی توانی با من سر کنی.

 

باید در را به روی من باز کنی

باید از من اطا عت کنی

باید چشمانت را باز کنی

تا من درون آنها به جستجو در ایم

باید ببینی من چگونه می روم

....

نترس

من به تو تعلق دارم

اما

نه مسافرم نه گدا

من ارباب توام...

 

ـــــــــــــــــــــــــ

+   ; ٧:٢٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٤/۱٢/٢۱