تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)

زن و نگاه جامعه2

من نه معتقد به مرد سالاریم ونه معتقد به زن سالاری بلکه به انسان سالاری معتقدم.خواه این انسان زن باشد خواه مرد .اگر برای بدست اوردن برابری با مردها صرفا مرد ستیزی را پیشه کنیم راه درستی را در پیش نگرفته ایم زیرا اگر به واقعیت امر توجه کنیم می بینیم که مردان نیز خود قربانیانی از نوع دیگرند.انان نیز در اجتماع قربانی گاه جهل خود و گاه قربانی ستم و نابزابزی میشوند.البته اینجا قصد دل سوزاندن بر انها را ندارم همین طور نیز قصد اشک ریختن بر مظلومیت زنان را نیز ندارم .اصلا در مورد هیچ کدام با دیده ترحم نگاه کردن خایز نیست .هر دو نوع این انسانها باید برای بدست اوردن انچه که سزاوار انند به دست به تلاش و تکاپو بزنند.زنانی می توانند به حقوق حقه خود لااقل در چهار دیواری خانه دست یابندکه طرز تلقی شان را نسبت به جنس زن دگرگون کرده باشند.زن باید اول از هر چیز صفاتی را که در طول تاریخ باعث جنس فروتر برای او شده دور بریزد

چرا مردهایی که ادعای فهم دارند  باز هم در چهار چوب خانه خود مر تکب اشتباهاتی از نوع مرد سالارانه می شوند.اری زمانی دراز لازم است که اقایان چشمایشان را بشویند و جور دیگری نگاه کنند.کدام مرد تاب تحمل برخوردی مشابه انچه که خود در خانه دارد متقابلا از سوی همسرش دارد.من از مردهای روشنفکر گاه رفتار هایی دیدهام که برایم سخت تاسف انگیز بوده است .

 

***

 

 

زنان ایرانی در فرهنگ و جامعه‌ای رشد می‌کنند که می‌توان، با استفاده از عبارت اخلاق بردگی نیچه، گفت که بینش و رویکرد بندگی و پذیرش بندگی را به آنها انتقال می‌دهد. زن ایرانی فرامی‌گیرد که به خود همچون تابعی از متغیر خانواده، همسر و جامعه بنگرد. بدو کمتر اجازه داده می‌شود تا فردیت و هویت مستقل خویش را بپروراند. احساسات و تمایلات او باید انعکاسی از علایق و منافع نیروهای خارج از وجود او و «مافوق» او باشند. این امر کم و بیش در مورد سایر اعضای جوامع سنتی هم صدق می‌کند،

 

. آنچه بیش از هر چیز دیگر ضروری است تأکید بر حقوق مساوی زنان با مردان و تنوع هویت زنانه یا، به‌طور کلی‌تر، تنوع هویت انسان است.

اما آنچه در میان این وظایف مهم‌تر از همه است طرح وجود و ارزش انسانی زن است. در مقابل باور و ایدئولوژی حاکم که بر ارزش زنانة زن بسان همسر و مادر تأکید می‌نهد، باید وجود انسانی برابر، متنوع و انعطاف‌پذیر زن را تصریح کرد. فمینیسم ایرانی باید به زنان نشان دهد که آنها می‌توانند بسان شهروندان و اعضای فعال جامعه در تمامی ارکان آن ـ و نه در حوزه‌های مختص زنانگی خود ـ فعال و نقش‌آفرین باشند.

 ***

 

 

 

من معتقدم که مردان روشنفکر هر قدر هم که داعیه برابری زن ومرد را داشته باشندو ان را حتی ترویج هم بدهند ودر این باب حتی ساعتها انرژی به خرج داده و صحبت کنند؛باز هم ان طور که باید و شاید نمی توانندخود سمبل به وجود اوردن این تساوی باشند چرا که چیزی از همان ابتدای زندگیشان در وجود انها نهادینه شده است که ان همانا حس برتری است واین حس هم از طریق خانواده و هم از طریق جامعه به انان همیشه القا شده بگذریم که این حس طی قرنها ژن به ژن انتقال یافته.به هر حال جامعه و خانواده از همان کودکی با انان به عنوان جنس برتر برخورد نموده است و این برخورد به انان اعتماد به نفس بخشیده وانان از این برتری نه تنها احساس بدی داشتند بلکه غرور و خود خواهیشان را به نحو احسن ارضا میکرد.براستی چه کسی است که از این که احساس برتری نمایید ناراضی باشد؟حال اگر مردان روشنفکربعدها به طی مرحله جوانی به ان درک میرسند که بر زنان برتری ندارند ولی درعمل ۵۰٪قادر به انجام این تساوی هستند چرا که شخصیت انان به گونه ای خلاف این شکل گرفته است و دیگر این که جو غالب جوی است که همیشه به سود انان است و این که اینان در مسیر خلاف بخواهند شنا کنند گاه از نفس میافتند .تا انجا که من میدانم دادن امتیاز به حریف همیشه کار اسانی نیست و به نیز به زیر امدن از تخت سالاری.اینجا که گفتم حریف نه به مفهوم که این دو رو در روی یگدیگرند بلکه حریف به مفهوم این است که در میدان کاکش تقسیم حق و حقوق وایجاد برابری این دو خواه نا خواه گاهی مجبورند رو در روی یگدیگر قرار گیرند ان هم بدین خاطر که امتیاز گرفتنی است نه دادنی.

****

حتما بار ها عبارت (زن ذلیل )را شنیده اید اما فکر نمی کنم (مرد ذلیل )را هم شنیده باشید.چون اصولا مر د ذلیل بودن قاعده است و زن ذلیل بودن استثنا ؛پس اگر زنی مرد ذلیل باشد نه چندان جای تعجب است و نه چندان خلاف قاعده رفته است تازه زن خوب و فرمانبر و پارسا است اما مرد زن ذلیل :اول از همه می پرسم شما میدانید چرا اقایان از انجام دادن امور خانه داری اخساس حقارت بهشان دست می دهد؟

دوم اینکه معانی مترادف مرد ذلیل در جامعه عبارتست از :مرد بی دست و پا و احمق و تو سری خور و چلفتی و بی عرضه .

واما مردان چه کنند که زن ذلیل نباشند:۱-تصمیمات مهم را در نهایت خودشان بگیرند حتی تصمیمات غیر مهم را نیز خودشان بگیرند البته مشورت با همسر را فراموش نکنند ولی این مشورت همیشه فرمالیته و بعد از گرفتن تصمیم باشد.

۲-کارهای بسیار پست خانه که انجام دادن ان در شان یک مرد نیست راهرگز انجام ندهند حتی اگر زنشان از انها بخواهد چون اصولا انجام این کارها مردان را از مردی و مردانگی دور میکند و برای انجام ندادن این کارها مثل ظرف شستن و حمام کردن بچه وجارو و نظافت منزل بهانه بسیار منطقی ای که عبارتست از (دوست نداشتن این کارها )را بیاورند.

۳- هیچ اقتداری بالاتر از این نیست که اقا جورابش را بگذارد زنش بشورد اخر چون برای شستن ان هیچ گونه وقتی ندارد وگرنه خودش می شست و خودشان در طول زندگیشان هرگز یک تکه از لباس زنشان را نشویند؛چه برسد به جوراب زنشان.

۴-ساعات خواب و بیداری تمام اهل خانه باید با ایشان تنظیم شود چون بالاخره شاخص ایشانند.

۵-چون مهمترین کار یعنی در اوردن پول به عهده ایشان است اگر خودشان خر جهای اضافی داشته باشند اصلا مهم نیست.

راستی شما نکته دیگری به نظر تان نمی اید؟

 

***

 

بیچاره زنهایی که ادعای برابری با مردها را میکنند.چرا؟چون این زنها علاوه بر اینکه وظایف خود را باید انجام بدهند چون ادعای برابری با مردها را کرده اند پس باید از عهده انجام وظایف انان نیز بر ایند ؛یعنی هم کار مردها را انجام بدهند و هم کار زنان را .تازه در صورتی که مورد تایید وتشویق قرار بگیرند به انها گفته میشود :خانمه عین یک مرد می مونه .یعنی در نهایت ارتقا درجه پیدا کرده و شده یک مرد .

اصلا به مردان متصف شدن  خودش یک نوع بالندگی است و به زنان متصف شدن یک نوع خوار شدن و صد دریغ وافسوس که یک زن در جامعه وقتی قدر و منزلت می یابد که دیگر زن نباشد بلکه مرد باشد.

نمی دانم ایا در تمام فرهنگها این گونه است یا نه؟

بنا بر این تعدادی از دختر ها در جامعه وقتی ادعادی برابری با پسران را میکنند سعی می کنند که به نوعی از انان تقلید نمایند وبا انجام یک سری کارها ورفتار و حرکات پسر مابانه سعی در القای این نوع برابری دارند ؛در صورتی که باید ماهیت وجودی خود را فراموش نکنند ؛می توانند برابری را در قالب شخصیت خودشان ارائه دهند همان گونه که پسران با انجام حرکات دختر گونه برای خودشان شخصیت بیشتری بوجود نمی اورند دختران نیز باید این گونه رفتار نمایند.

***

مردانی که بار اقتصادی خانواده را به تنهایی بر دوش دارند برای کارهایی که همسزشان در خانه انجام می دهد هیچ ارزش اقتصادی قایل نیستند.اگر تمام کارهایی را که یک خانم در خانه انجام میدهد به علاوه مدیریتی که در اقتصاد خانه دارد؛ارزشگذاری اقتصادی شود می بینیم که رقم قابل توجهی میشود اما چون به طور مستقیم پولی رد وبدل نمشود فاقد ارزش تلقی میشود و متاسفانه من گاهی شنیده ام  که بعضی کوته فکران همسر خود را فقط یک موجود مصرف کننده و بخور وبخواب تلقی می کنند.اگرافراد جامعه در جایی زندگی میکردند که در قبال کار به انان نه دستمزد بلکه خوراک و پوشاک و ....می دادند آنوقت وضعیت مردان چگونه بود؟

اگر زنی از عهده انجام کارهای خانه و امور مربوط به آن و نیز پزستاری و مراقبت ورسیدگی به امور مربوط به فرزندان بر نیاید و همسرش مجبور باشد که در قبال تمام این کارها پول پرداخت نماید انوقت میبیند که چه رقم بزرگی را از دست می دهد.ممکن است گفته شود خوب خانمی که کاری بیرون از خانه ندارد طبیعتا باید کارهای درون خانه را انجام بدهد ؛حرف من این است که همان طوری که مرد در جامعه به خاطر همسر و فرزندانش کار میکند زن نیز در خانه به خاطر همان ها کار میکند وبرای کار هر دو باید ارزش اقتصادی متصور بود؛این دلیل نمی شود که مردان چون به طور غیر مستقیم برای خانواده خود و زنان به طور مستقیم برای خانواده خود کار انجام میدهند برای یکی ارزش بیشتری قایل شد چون وقتی میبینیم که زنانی که در اجتماع کار می کنند و پول حاصل از کار خود را به خانه می آورنددر موقعیت مطلوب تری قرار دارند .هر چند که در مورد آنان نیز این مسله صادق است که بار اضافه تری که عبارت از انجام امور خانه است را بر دوش میکشند

  

+   ; ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٥/٤/۱٧