یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

وبلاگ نویسی

حاشیه یا متن؟

 

حاشیه زندگی برای ما مهمتر است یا متن آن.

 

شاید متن زندگی برایمان مهمتر باشد .اما افسوس که همیشه به حاشیه بیشتر می پردازیم و ان را دوستتر داریم

 

 

وبلاگ هم برای خودش دنیایی است.دنیایی که در آن آدمها را از پشت اندیشه اشان می بینی.اشتباه گفتم ، آدمها را نمی بینی بلکه انعکاس افکارشان را می بینی ؛افکار های خوب ؛بد ؛ زشت ؛زیبا ؛ درست ؛ نا درست شاید هم بشود گفت وب لاگ نویسی نوعی درد دل مدرن است!برای همین هم شماره انها این قدر زیاد است !

 

در این دنیای اندیشه ها و افکار، هم آمدن وهم رفتن وجود دارد اما نه مثل دنیای آدمها که آمدن و رفتنشان دست خودشان نباشد بلکه دقیقا برعکس آمدنشان غیر تصادفی و غیر اتفاقی است و کاملا دست خودشان است . هر وبلاگی که متولد می شود با هدف و انگیزه ای خاص بوجود آمده است و اما سرنوشت آن...

 

به سر نوشت وب لاگها کاری نداریم . به این مسله کار داریم که انگیزه تولدش چیست؟

 

نویسنده وب لاگ به صفحه نوشته شده اش همچون سنگری نگاه می کند که در پشت آن پناه گرفته ...سنگری که در ان عریانی روحش را به معرض تماشای خود و دیگران قرار داده است . چه بسیار حرفهایی وجود ارد که نویسنده فقط در وب لاگ و در پناه سنگرش بیان می کند و چه بسیار پیش آمده که وقتی خود او را در پشت سنگر شناسایی می کنند به سنگر جدیدی پناه برده تا هم چنان نا شناس باقی بماند.

 

هدف از وب لا گ نویسی چیست؟

 

اهر کسی در آغاز شروع به نوشتن بر روی این صفحه سفید هدف و منظور خاصی و انگیزه مشخصی داشته که گاه این انگیزه به مرور زمان یا کمر نگ می شود یا از بین می رود و یا به فراموشی سپرده می شود و یا تغییر می کند ... و یا همان طور که از ابتدا بوده تغییر نا پذیر باقی می ماند.

 

مطمئنا هر کسی وب لاگ نویسی را برای بیان یک چیز خاص  در نظر گرفته است . برای بعضی حکم دفتر چه خاطرات را دارد که اصلا جنبه عمومی ندارد و کاملا خصوصی است و این حس فضولی خوانندگان است که خواندن این دفتر چه های به ظاهر خصوصی را برایشان جذاب و خواندنی می کند البته آنهایی که وب لاگ را یک دفتر چه خاطرات خصوصی و کاملا شخصی می پندارند در واقع خوب هم می دانند که هر کسی می تواند به راحتی از این اسرار آگاه شود بنابر این قلبا بد شان نمی آید که همه بدانند که چه بر آنها  گذشته است ...پس وب لاگ هیچ گاه نمی تواند خصوصی باشد و خصوصی باقی بماند ...اما هستند کسانی که بر انچه که می نویسند آگاهند و می دانند که خوانندگان با شعوری هستند که مطالب آنها را خواهند خواند و در مورد آن قضاوت می کنند اما این باز هم دلیل نمی شود که نویسنده مطلب را مطابق میل و یا باب سلیقه آنها بنویسد بلکه نویسنده مطلب را طبق آنچه که می اندیشد می نویسد خواه مخاطبان بپسندند خواه نپسندند . در واقع به گفته ای وب لاگ (با یگانی افکار) است و چقدر خوب است که در بیان افکار صداقت داشته باشیم و چقدر خوب است که  لااقل حتی یک نفر  از این افکار سود ببرد .البته مسله سود و ضرر در میان نیست بلکه مسله بیان افکاری است که ارزش گفتن و نوشتن را داشته باشند و به قولی ارزش بایگانی شدن را ...و مگر نه این است که ما هر آت و اشغالی را نگه نمی داریم و دور می ریزیم و تنها چیز های با ارزش و گران قدر را حفظ و نگه داری می کنیم افکار ما هم همین حالت را دارند . باید فکر ها و نوشته هایی را که حاصل فکر های پوچ و بی ارزش است به دور افکند و تنها چیزهایی را به بایگانی سپرد  که ارزش با یگانی شدن داشته باشد .نه مز خرفات و چرندیاتی که تنها عده بخوصی از آنها خوششان می آید و مایه شرمندگی نویسنده آن خواهد بود .البته اگر نویسنده چرندیات وب لاگی واژه شرمنده بودن را در ک کند وگرنه چه بسا که به مزخرفات خود افتخار می کنند و نیز به تعداد خوانندگان این چرندیات . که البته خوانندگان این چرندیات هم واقعا از خواندن آنها نشئه می شوند و کیف می کنند ...

 

به راستی چرا تعدادوب لاگ هایی که دارای مطالب بی محتوا و گاه پوچ و بی ارزش هستند؛چندان هم کم نیست؟

 

گاه در این وب لاگ ها مطالبی به چشم می خورد که ذره ای ارزش نوشتن ندارد ار جمله اتفاقات بسیار مبتذل و پیش پا افتاده...آیا وب لاگ نویس هیچ ارزشی برای نوشته خود و نیز خواننده آ ن قایل نیست؟

 

 در نوشتن وب لاگ وقتی مخاطب خود را در جلوی چشم نداریم آیا مجازیم که هر گونه می خواهیم با وی سخن بگوییم؟

 

 شخصی که در وب لاگ خود نوشته هایی مبتذل ارائه می دهد بیشتر به کسی می ماند که در پشت این صفحه پنهان گشته  و چون هیچ کس او را نمی بیند به راحتی می تواند تمام عقد ه های فرو خورده خود را بگشاید و هر چه دلش می خواهد بنویسد.زیرا نه شناخته می شود ونه مخاطبانش را می شناسد.ما اد مها اکثرا همین طوریم در جلوی روی افراد می خواهیم فهمیده ؛عاقل؛منطقی ؛و مودب جلوه کنیم ولی وقتی تماشاچیی در کار نباشد؛آنوقت تمام هنر خود را در لودگی و ابتذال به کار می بندیم تا بامزه و حاضز جواب و.....شمرده شویم.

 

اکثر وب لاگ نویشان به روند نوشتنشان به دیده سر گرمی و پر کردن اوقات فراغت و تئوری فال و تماشا نگاه می کنند ؛در قید این نیستند که هر حرفی می زنند در پشتش تفکری وجود داشته باشد.

 

 گاه بعضی وب لاگ ها فقط دفتر خاطراتی هست که خواننده از روی کنجکاوی آ ن را می خواند تا بفهمد نویسنده آن کی هست و چکاره است ؛نه چیز تازه ای عایدش می شود و نه چیز جدیدی یاد می گیرد خواندن این خاطرات بدون داشتن فکر و اندیشه مثل همان سبزی پاک کردن به همراه همسایه ها جلوی در خانه است به همراه  درد دل کردن................

 

اگر از نظر آ ماری نگاهی به تعداد باز دید کنند گان و پیا م دهندگان وب لاگ های مبتذل و وب لاگ هایی که در آ ن مسائل سطحی (مثل قهر و آشتی )با دوست دختر و پسرشان مطرح می شود؛بیندازیم ؛آ نوقت می بینیم که اینها چقدر خواننده و چه قدر طرفدار دارند!

 

باید نوشتن در وب لا گ را چیزی فراتر از سزگرمی بشمار آوریم و چیزی فراتر از نوشته هایی پوچ و بی معنی . وب لاگ تنها ابزار بیان آه و ناله و تو کجایی و چرا  بی وفایی و.........نیست . وب لاگ عرصه همگانی بیان اندیشه است ؛پس برای اندیشیدن ارزش قائل شویم و نیز برای خواننده اندیشه مان .

 

           

 

دلسرد شدن ؛ ناامید شدن ؛ ننوشتن؛ کم نوشتن و یا اصلا هر گز ننوشتن  مساله ای است که گاه به گاه گریبان هر وب لاگ نویسی را می گیرد.من فکر می کنم اندازه مایوس شدن بستگی به مقدار توقعی داردکه ما از وب لاگ داریم.درست است که وب لاگهای مبتذل  مراجعان بیشتری دارند  .ولی هر وب لاگ نویسی به نظر من باید برای خودش کاملا مشخص و روشن باشد که چرا و برای چه وب لاگ می نویسد .

 

اگر این مسله روشن باشد خیلی از چیزها حل می شود.  اینکه ما بدانیم که از خوانندگان خود چه می خواهیم بسیار مهم است .وب لاگ نویسی گاه برای خوانندگان ان مفید است و گاه برای نویسنده آن؛ وب لاگهایی که برای خوانندگانشان مفید هستند وب لاگهایی هستند که نویسنده ان با هدف اطلاع رسانی و اگاهی دادن به نوشتن انها مبادرت می کند حالا فرق نمی کند که این اگاهی دادن از چه جنبه ای باشد .

 

 اما وب لاگهایی هم هستند که بیشتر برای نویسنده ان مفید واقع می شوند و ان وب لاگها حاوی نوشته هایی هستند که نویسنده با باز گو کردن انها از بار روانی و احساسی خود می کاهد. این نوع وب لاگ ها به نوعی تخلیه روانی فرد محسوب می شوند .

 

 اگر وب لاگ نویسی را به مثابه انتقال یافته ها بدانیم به میزان اهمیت آن پی می برییم .

 

اگر وب لاگ نویسی را به مثابه یک نیاز بدانیم که از بار روانی و تفکرسر چشمه می گیرد و اگر آن را وسیله ای برای بیان احساسات زود گذر و کوتاه خود در نظر بگیریم باز هم به اهمیت ان معترف می شویم .

 

در هر صورت وب لاگ نویسی روشی تازه و جدید در دنیای ارتباطات است و  عادت کردن به ان و یافتن چگونگی ابراز وجود در ان نیاز به زمان دارد.اینکه وب لاگ نویسی بنا بر تصور خیلی ها سرگرمی پنداشته  شود و اینکه  مکانی برای رد و بدل کردن یک سری پیامهای بی معنی و پوچ و تهی و خالی از هر گونه مفهومی باشد .؛اشتباهی فاحش است زیرا این امر نشانگر ان می باشد که ما  این دریچه ارتباطی مفید را به روی خود بسته ایم .

 

حالا که حرف وب لاگ نوشتن و این جور چیزهاست باید بگویم جالبترین پیامی را که در تمامی وب لاگها وجود دارد و شاید بشود گفت مشهور ترین پیام وبلاگی است این است:(وب لاگ قشنگی داری ...به منم هم سری بزن. )البته این پیام در شکل و محتوا گاه گاهی اندکی تغییر می کند ولی مضمون کلی ان همیشه یکی است.

 

اینجا که حرف از وبلاگ و وبلاگ نویسان است بد نیست کمی هم از احوالات انها گفته شود .مثلا شادی عظیم در نزد انها موقعی است که ببینند زیر یک نوشته شان ۱۰۰ تا پیام گذاشته شده و اندوه عظیم موقعی است که هی بنویسند و پیامی نبینند .....و اینجاست که عزم را جزم کرده و با صدای بلند اعلام می کنند که وبلاگ نویسی را کنار می گذارند یعنی به نوعی قهر میکنند ....تازه در کنار تمام اینها دعواها و قهر و اشتی های وباتگی هم بسیار زیاد است واما بیشترین نکته قابل توجه در اغلب وبلاگها پیامهای رمانتیک ان است که حاوی کلمات نابی است که با بهترین اشعار بزرگترین شاعران رومانیتک مقابله میکند!!!!

 

+   ; ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٥/۸/٢٠

Powered by PersianBlog.ir