یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

می خواهم شاعر فرا پست مدرن شوم!

شماره جدیددو هفته نامه اینترنتی فریاد  منتشر شد.

ــــــــــــــــــــــــــــــ

چسب ، کاغذ ، قیچی

می خواهم شاعر  فرا پست مدرن شوم!

 

 

وقتی در مملکتی با ساختن  " سنگ – کاغذ _ قیچی" می توان ادعای فیلمساز بودن کرد به راحتی با ابزاری که گفته خواهد شد نیز می توان در کسو ت یک شاعر پست مدرن در امد ، خصوصا که در مملکت ما شاعری هنری است بالفطره و مادر زاد و  ضرب المثل هنر نزد ایرانیان است و بس  به گمانم اشاره تلویحی به همین موضوع است که تمام ایرانیان شاعرند،  فقط شرایط باید مساعد باشد که این استعداد فطری خود را بروز دهند .

حال که دوره دوره پست مدرنیزم هست و شعرهایی در این باب مد روز می باشد پس بروز استعداد در این ژانر شعری به ابزاری نیاز دارد که بسیار ساده ، معمولی و ابتدایی است .

1-  چسب   مقدار تقریبی ان  لزوما از یک من (سه کیلو )بیشتر  و نوع ان هم حتی المقدور سریش باشد . چرا که در غیر این صورت و رعایت نکردن این دو مورد احتمال نچسبیدن بسیار زیاد است.

2 - کاغذ 

در اینجا کاغذ متشکل شده است از دو نوع :

 

               یک  - کاغذ برای نوشتن نتیجه کار

 

 

 

 

               دو - کاغذ به معنای ابزار کار

 

 

 

 

توضیح  - کاغذی که برای نوشتن انتخاب می شود باید سفید باشد و بدون نوشته  ، ولی کاغذی که برای ساختن یک شعر پست مدرن به کار می رود باید حتما در ان یک سری مطالب نوشته شده باشد 

طرز تهیه کاغذ به معنای ابزار کار:

انواع و اقسام ورق های نشریات و مجلات مختلف خصوصا از نوع زرد انها.

قبل از شروع کار باید در نظر گرفت که می خواهید شاعر پست مدرن در چه ژانری باشید.

در نظر گرفتن این موضوع باعث یک دست بودن شعر ها و مشخص بودن سبک کار است و برای تحلیل گران شعر شما کار را راحتر می کند و لی می توانید این کار را هم نکنید و سبک و موضوع شعری شما متنوع و نامشخص باشد .

حالا مطابق میل و سلیقه خود ورق هایی را از ان مجلات و .. جدا کرده و باز هم مطابق سلیقه خود نوشته هایی از ان را انتخاب کنید نوع مطالب این صفحه بستگی به نوع شعری دارد که می خواهید بگویید .مثلا برای یک شعر سیاسی به نظر من مناسبترین صفحه صفحه سیاسی اجتماعی است  می تواند نو شته فلسفی – عشقی _ اروتیکی _  پورنویی و ووو باشد  . می توانید انتخاب خاصی هم از نوشته نکنید و همه نوشته را انتخاب شده فرض کنید ...

حالا قیچی را برداشته و تک تک کلمات نوشته ها را از هم دیگر جدا می کنید و  انها را در یک کیسه می ریزید  .

چیزی حدود صد کلمه .البته این کار را می توانید یک بار در طول زندگیتان انجام دهید و بعد از ان کیسه ای داشته باشید پر از کلمه برای تمام فصول!!

 

خب دیگر احساس می کنید انگشتان به درد امد و کیسه تان تقریبا پر شده ...

کافیست !

 

حالا می توانید محتوایات درون کیسه را خوب به هم بزنید و بعد  ان صفحه کاغذ سفیدی را که قبلا تهیه کرده بودید جلوی خود بگذارید و بعد یک یک کلمات را _ به مقدار مورد نیاز _ با چشم بسته  از کیسه بیرون اورده و بر صفحه کاغذ یادداشت کنید

شکل یادداشت کردن انها _ مثلا دایره ای _ عمودی _ افقی  ...و نحوه ترتیب بندی و ترکیب بندی کلمات بر روی کاغذ بسته به  ذوق و سلیقه فردی شماستو البته چسبی که در بالا به ان اشاره شد

این کلمات باید طوری به کاغذ و در کنار هم چسبانده شوند که  هیچ سیلابی نتواند انها را از بین ببرد .

بعد از اتمام کار می توانید  کیسه تان را به همراه ابزار کارتان در جای  مطمئنی قرار دهید تا هر وقت باز دوباره احساس نیاز به شعر گفتن داشتید به خوبی از ان استفاده کنید

توصیه  یا  یک ابتکار شخصی:می توانید شعرهایی را که نوشته اید یک بار از اول به اخر و بار دیگر از اخر به اول بخوانید مفهوم در هر کدام از موارد که عمیق تر بود توصیه می شود همان را در دید اذهان عمومی قرار دهید.

 

 

 

 

قوت قلب: مایا کوفسکی در بدو امر شعر نوشتن ؛از هجویات فراموش شده ساشا چرنی ـشاعر قرن ۱۸ـ بسیار سود برد...

پس اصلا نومید نشده و به درستی و حقانیت راه و روشتان ایمان داشته باشید. اگر خودتان مایاکوفسکی نشدید لااقل حتم داشته باشید که مایاکوفسکی های اینده از نوشته های شما بسیار سود خواهند برد.

حسن ختام:برای خیلی از افراد این فکر بوجود  می آید که شعر گفتن کار سخت ومشکلی است وهر کسی قادر به انجام این کار نیست و باید ذوق ادبی وشعور فرهنگی داشته باشد .ولی من در اینجا می خواهم ثابت کنم که شعر گفتن کار چندان سختی نیست و حتی بسیار آسان هم است آسان تر از غذا خوردن !

 

 

نمونه : من یک نمونه شعربرایتان با کلماتی  که با روش بالا بدست اوردم  می نویسم.یاد آور می شوم که این شعر را می توان از پایین به بالا هم خواند.هر دو مدل آن را می نویسم:

خوانش از بالا به پایین:

در رازهای تازه سنگ . شبها

پر می شود

 

 

 

برای صورتهای  فردا

 

 

 

یافته باغ

         

قصه ها را

 

 

 

سحر می شکفت

 

 

 

من خریده ام  . تقدیر بهار را

 

                                   به فصل

 

گمانم

 

      اما بریده.

خوانش از پایین به بالا:

اما بریده گمانم.

 

 

 

به فصل  .

تقدیر بهار را

 

 

 

من خریده ام .

 

 

 

سحر می شکفت

 

 

 

قصه ها را . 

یافته باغ

 

 

 

برای صورتهای فردا

 

 

 

شبها پر می شود

 

 

 

در رازهای تازه سنگ.

 

 

 

 

 

 

+   ; ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٦/٤/٩

Powered by PersianBlog.ir