یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

مرده

* وقتی دوستی را سالهای سال نبینی و ازش دور باشی و هیچ تماسی هم با او نداشته باشی ؛فی الواقع برایت مرده محسوب میشود.چرا؟چون فقط با خاطرات دوری که از او داری ازش یاد می کنی........و وقتی که خبر دار شوی که آن دوست قدیمی ات براستی مرده ؛باز هم می توانی او را زنده فرض کنی عین قبل ...زیرا باز هم این خاطرات قدیمی است که با تو می ماند.............برای همین من از این گونه مرگهاچندان غمگین نمی شوم .(قبلا فکر می کردم خیلی سنگدل شده ام )اما الان که روی این مسله فکر کردم دیدم خیلی از آدمها را می شناسیم  که قبل از اینکه واقعا بمیرند برایما مرده اند؛اما ما به غلط وجود فیزیکی آنان را ملاک مرگ و زندگیشان می پنداریم.

 

** تمام این مطالبی را که در این جا می نویسم چیزهایی است که ذهن م را اشغال می کند دوست دارم کسانی که آنها را می خواننددر مورد تک تک سطوری که مینویسم فعال ترخورد نموده و واقعا نظر و افکار خود را بیان کنند .تبادل افکار باعث باز تر شدن دیدگاه ها میشودو هم چنین چشم انداز های نوتری را به ما ارائه میدهد .من به این صفحات به عنوان صفحات دفتر خاطرات شخصی نگاه نمی کنم بلکه سعی می کنم خاطرات شخصی را پایه و اساس افکار و ایده هایی قرار بدهم که برای خواننده جنبه عامتری داشته باشد .به گونه ای دیگر می توان گفت که احساسات شخصی بعد از پالایشی منطقی در قالب کلمات نمود می یابند.زیرا گمان می کنم صرف بیان احساس شخصی از هر چیز و هر مسله ای را نمی توان در قالب کلمات نثر ادا کند .این بیان هنگامی زیبا و خواندنی خواهد بود که در قالب سطوری فشرده وخاص که نامش شعر می باشد ریخته شود ......................

*** ومن اینجا قصدتجزیه وتحلیل احساسات را دارم ؛نه بیان صرف آنها را که هر حرف جایی و هر نکته مکانی دارد.

اندیشیدن

در سکوت.

آن که میاندیشد

به ناچار دم فرو می بندد

اما آن گاه که زمانه

                       زخم خورده و معصوم

                                                 به شهادتش طلبد

به هزار زبان سخن خواهد گفت.

                                      (شاملو)

+   ; ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٢/۸/۱٩

Powered by PersianBlog.ir