یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

یاداشتی بر یک صد سالگی سیمون دوبوار

یاداشتی بریک صد سالگی سیمون دوبوار

                       19 دیماه 1386

 

 

اگر از من پرسیده شود که ، دوست دارم به جای چه کسی باشم؟ پاسخ خواهم داد هیچکس . چرا که دوست دارم ، خودم باشم . اما اگر ناگزیر و مجبور به دادن پاسخی باشم، بی ترید خواهم گفت : سیمون دوبوار.

سیمون دوبوار مظهر روشن فکر ترین و آزاد اندیش ترین زن قرن بیستم بشمار می آید و نظراتی که در زمینه زنان و حقوق آنها ارایه داده است هنوز هم پس از گذشت نیم قرن از شاخص ترین و مترقی ترین و ارزشمند ترین نظریات محسوب می شود.

او می گوید: « امروز می دانم که اگر بخواهم خود را تعریف کنم، اولین چیزی که باید بگویم این است که من زن هستم.»

 

سیمون دوبووار (Simone De Beauvoir) فیلسوف، نویسنده، و فمینیست فرانسوی در ۹ ژانویه، ۱۹۰۸ در پاریس در خانواده‌ای بورژوا و کاتولیک  به دنیا آمد او و خواهرش از همان کودکی تحت تعالیم مذهبی و بورژوایی خانواده خود قرار گرفتند. اما این تعالیم مانع از آن نمی شد که سیمون به کتابخانه پدرش برود و مخفیانه کتابهایی را که خواندنش برایش ممنوع شده بود را بخواند.

 

شیوه زتدگی سیمون دوبوار و دوستانش بیان گر سرگشتگی و عصیان نسل آگاهی در اروپا بود که او و سارتراز جمله نمایندگان آن محسوب می شوند. نسل عصیانگری که بسیاری از معادلات  و قواعداجتماعی را بر هم می زنندو برای آنها آزادی انسان مهم ترین وجه زندگی و تفکرشان بوده است .آنها از مفاهیم دیگری از قبیل عشق و اجبار و اختیار و مذهب تعبیر های متفاوتی ارایه می و این را از نظر نباید دور داشته باشیم که سیمون دوبوار در زمان خود پرچمدار در هم شکستن قوانین دست و پا گیر اجتماعی بود .

 

او علی رغم میل خانواده و مخالفت شدید پدرش برای خود زندگی مستقلی ترتیب داد و  تحصیلات خود را در دانشسرای عالی در رشته ادبیات و فلسفه به پایان رساند و پس آزآن به مدت زیادی در مدارس تدریس نمود. او همچنین  به تحصیل و زبان و ادبیات در مؤسسهٔ سنت‌مارین و پس از آن فلسفه در سوربن پرداخت.  پس آزآن او در زمره حلقهٔ فلسفی ژان پل سارتر  و دوستانش قرار گرفت و همچنین دوست نزدیک سارتر به شمار آمد .

اما ارتباط آن‌ها، برخلاف روابط مرسوم در جامعه، منجر به  ازدواج و گام نهادن  در مسیر اخلاق بورژوایی مرسوم نبود. آنها با مردود شمردن اخلاق و روال زندگی طبقه بورژوا  با یکدیگر روابطی آزاد را بر قرار کردند که در عین حفظ صداقت کامل نسبت به یکدیگر، می توانستن  با افراد دیگر نیز روابط جنسی یا احساسی عمیق و پایدار یا سست و ناپایدار داشته باشد.آنها بر خلاف این تصور غلط و مرسوم را که ازدواج و عشق را مترادف و هم معنی می دانست رد کردند.

انگلس در کتاب معروف خود در مورد خانواده نشان می دهد که خانواده به این شکل وجود نداشته است و خود خانواده تابعی از گذاره ای مستقل به نام "شیوه تولید" می باشد. خانواده زاده سرمایه داری است!

از نظر مارکسیست ها"خانواده اولین سلول جامعه بورژوازی است". خانواده تولید انسان را در جامعه بورژوایی بر عهده گرفته، و به انسانهایی که تولید می کند می آموزد که باید در خدمت سرمایه داری باشند. باید هویت انسانی خود را کنار بگذراند و در روزمرگی "مدرسه- کار- ازدواج- والد شدن" غرق شوند. کسی که بخواهد این روند را بشکند و مقابل خانواده و به تبع آن جامعه سرمایه مدار بایستد، پذیرفتنی نیست

 

سیمون در کتاب خاطرات خود از روابط احساسی و عاطفی خود با "لانزمن" و "آلگرن" می نویسد . لانزمن نویسنده و روزنامه نگار جوان یهودی ای فرانسوی بود که در شمار دوستان سارتر و سیمون دوبوار به شمار می آمد . او هجده سال از سیمون کوچکتر بود، ولی با این تفاصیل دوستی و ارتباط عمیق و عاشقانه ای بین آنها بوجود آمده بود که چندین سال دوام داشت . او از طریق لانزمن با افکار و آرمان های یهودیان مترقی  آشنایی نزدیکی پیدا می کند.

 بعدها نیز آشنایی سیمون دوبوار با نلسون آلگرن نویسنده امریکایی منجر به ارتباط دوستی و عاطفی میان آنها گردید. مسافرت سیمون به امریکا و مدتی که در آنجا اقامت داشت از تاثیرگزارترین دوره های زندگیش محسوب می شود . آلگرن از سیمون می خواهد که در امریکا بماند ولی او وطن خود فرانسه را ترجیح داده و به فرانسه باز می گردد.

آشنایی با نلسون الگرن یکی از مهم ترین عوامل نوشتن « جنس دوم» محسوب می شود. 

 

 بووار به عنوان مادر فمینیسم ِ بعد از ۱۹۶۸ شناخته می‌شود. او معتقد است که یک انسان زن زاده‌ نمی‌شود، بلکه تبدیل به زن می‌شود. یکی از مهم ترین و اصلی ترین و معروف‌ترین اثروی که به عنوان مانیفست فمینیسم شناخته شده جنس دوم (Le Deuxième Sexe) نام دارد که در سال ۱۹۴۹ نوشته شده است.   این کتاب به تجزیه و تحلیل ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده است می‌پردازد. تاریخ انتشار جنس دوم تقریباً بین موج اول و دوم فمینیسم است. جنس دوم کتابی جنجال برانگیز بود و انتشار آن موجی از اعتراض ها، مخالفت ها و تهمت ها را به دنبال داشت و به طرز وحشیانه‌ای مورد حمله مطبوعات قرار گرفت و تا مدت‌ها در لیست کتاب‌های ممنوع بود. انتشار "جنس دوم" خشم گروهی از مردان را نیز برانگیخت. سیمون دوبوار می گوید: " شدت این عکس العملها و کوته بینی ها مرا شگفت زده کرد."  کتاب مشتمل بر دو بخش است؛ بخش اول به تشریح و تحلیل پدرسالاری می‌پردازد و بخش دوم به بررسی تجارب ویژه زندگی زنان.

  در دورانی که فیلسوف بزرگ قرن ۱۹ (نیچه ) این چنین در مورد زنان نوشته است،  (...زنان این همه دلیل برای سر افکندگی دارند؛به خاطر این همه خرده بینی بی معنا؛این همه سطحی گری  و خانم معلم بازی و گستاخی حقیر و ولنگاری حقیر وجسارت حقیر که در وجودشان نهفته است ـفقط بررسی رفتار او با کودکان کافی است!ـ و تا کنون ترس از مرد اینها همه را از ریشه بخوبی خفه و مهار کرده بوده است

 

امان از روزی که((دراز نفسی جاودانه در زن))ــ که از آن بهره ها داردــ رخصت یابد که پا به میان معرکه بگذاردروزی که او از بیخ و بن آغاز به از یاد بردن زیرکی و هنر خویش کند ــیعنی دلبری و بازیگری و سهل انگاری و سبک کردن و سبک گرفتن کارها؛روزی که از بیخ وبن آغاز به از یاد بردن استعداد ظریف خویش برای هوسبازیهای لذتبخش کند!......زن را با حقیت چه کار!از ازل چیزی غریبتر و دل آزار تر و دشمن خو تر از حقیقت برای زن نبودهاست ــهنر بزرگ ائو دروغگویی است ؛و بالاترین مشغولیتش به ظاهر و زیبایی. بیایید ما مردان نیز اقرار کنیم که درست همین  هنر و همین غریزه را در زن دوست می داریم و ارج می نهیم ــمایی که کار و بار دشواری داریم و برای سبک کردن خویش نیاز به آمیزش با موجوداتی داریم که در زیر دستان و نگاهها و حماقتهای ظریفشان ؛جدیت و گرانی و ژرفی ما جنون آسا به نظرمان آید...)

 

بووار دلیل می‌آورد که در طول تاریخ، زنان همیشه به عنوان انحراف و نابهنجاری شمرده شده‌اند. در کتاب جنس دوم بووار می‌گوید که این طرز فکر با ادعای این‌که زنان در مقابل مردان «نابهنجار» در مقابل «هنجار» و «منحرف» در مقابل «طبیعی» هستند، جلوی پیش‌روی زنان را گرفته است. به‌عقیدهٔ وی برای آن‌که فمینیسم بتواند به‌جلو حرکت کند این برداشت باید از بین برود. در این‌صورت زنان درست به‌اندازهٔ مردان قادر به پیشرفت هستند.

 

سیمون دوبوار از سال ۱۹۶۸ علاوه بر نوشتن به عرصه مبارزات اجتماعی برای حقوق زنان نیز وارد شد.  او در فعالیتهایی برای بدست آوردن حق سقط جنین و به وجود آمدن امکانات و شرایط مناسب  در این راستا ، ایجاد امکانات و حمایت از مادران مجرد، افشای تجاوز،  مبارزه با ختنه زنان،وجلو گیری ازخشونت علیه زنان حضور داشت.

او در سال1981در کنار وزیرحقوق زنانکشور فرانسه در جهت اصلاح قوانین مربوط به زنان فعالیت داشت.

 

اولین داستان سیمون دوبوار مهمان  (1943) تحقیق و مطالعه‌ی تلخ و نیشداری بود درباره حالات روحی یک زن.

 

دو رمان نیمه فلسفی خون دیگران (1945) ـ که در آن مسأله­ای اخلاقی را از جنگ الهام گرفته بود ـ

 

همه میمیرند (1947)

 

امریکای روزمره (1948)

 

 تحقیقی دو جلد ی جنس دوم (1949) که درباره وضع زنان است. از نظر سیمون دوبوار مسأله زیردستی زن چیزی است که بر حسب قراردادها و سنتها در ذهن مردم جای گرفته و کم و بیش از روی اراده بر آنان تحمیل شده است.

 

 ماندارنها (1954) به اخذ جایزه گونکور Goncourt نایل آمد. در این کتاب زندگی نویسندگان و روشنفکران دست چپ که نویسنده خود مدتی در میان آنان بسر برده است، نشان داده شده و موجبات انتخاب راه سیاسی آنان بیان گردیده است.

 

خاطرات دختری منظم (1958)

 

سومین جلد خاطرات او به نام نیروی اشیا، (1963)مربوط به دوران آزادی پاریس و برقراری صلح در الجزایر

 

مرگی بسیار آرام (1964)

 

 تصاویر زیبا (1966)

 

 زن وانهاده (1967)

 

پیری (1969)

 

مراسم وداع (۱۹۸۴)

 

.سیمون دوبووار، در 14 آوریل سال 1986 ، در سن هفتاد و هشت سالگی درگذشت.در آخر عمر گفت اگر امروز بخواهم خود را توصیف می کنم می گویم: « سیمون دوبووار هستم؛ یک زن، فمینیست، فیلسوف، رمان نویس و فعال سیاسی.»

 

 

 

 

استفاده شده از ویکی پدیا _ جنس دوم _ خاطرات

 

+   ; ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٦/۱٠/۱٩

Powered by PersianBlog.ir