یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

نگاهی به شعر (سرود آن کس که از کوچه به خانه باز می گردد) احمد شاملو

تصویر ایده آل فرشته­ای در خانه*

 نگاهی به شعر (سرود آن کس که از کوچه به خانه باز می گردد) احمد شاملو

 نه در خیال، که رویاروی می­بینم / سالیانی بارآور را که آغاز خواهم کرد

نوید بخش ترین کلمات که از آینده ای روشن و در خشان سخن می­گویند، آغازگر شعر هستند . این نوید بخشی و نگریستن به آینده­ی بارور نه تنها خیالی نیست بلکه آنقدر واقعی و زنده است که می­توان آن را به عینه  و اکنون به چشم مشاهده کرد.

شاعر خبر از آغازی دلنشین ولذت بخش  و مطلوب را به خواننده اعلام می­کند. سالیان بارآوری که او به کرات کیف مادرشدن و زادن و تولد های پیاپی را تجربه خواهد کرد . تولد شعر­های تازه و مکرر.

خانه­ای آرام و/ اشتیاق پر صداقت تو/ تا نخستین خواننده­ی هر سرود تازه باشی/ چنان چون پدری که چشم به راه میلاد نخستین فرزند خویش است،/ چرا که هر ترانه/ فرزندی­ست که از نوازش دست­های گرم تو/ نطفه بسته است./ میزی و چراغی./ کاغذهای سپید و مدادهای تراشیده و ازپیش آماده./ و بوسه یی / صله ی هر سروده ی نو./... تو و اشتیاق پر صداقت تو / من و خانه مان / میزی و چراغی.

حد نهایی و مطلوب و ایده آل شاعر چنین  تصویری است . خانه­ای آرام که این آرام بودن نشانه­ای از آسایش و فراغت است وآنچه که در این خانه ی آرام واجد اهمیت بسیار و مهم ترین و حیاتی ترین رکن آن برای شاعر است ، میزی ست که برای شاعر مهیا شده با چراغی نهاده شده بر گوشه­ای از آن و دسته های کاغذ مرتب شده آماده نوشتن و مداد­های از پیش تراشیده شده  و در کنار همه این عناصر حیاتی که به یقین به دست همخانه(معشوق) شاعر فراهم شده، انتظار و اشتیاق معشوق که با فراهم کردن زمینه مساعد، همواره منتظر این خواهد ماند که شاعر شعری تازه بسراید تا او نخستین خواننده آن باشد.

غیر از فراهم نمودن عناصر مادی برای تولد هر شعر، شاعر  بر این باور است که هر شعری که می­سراید حاصل  زیبایی و نوازش­های معشوق است که پیامدش باروری ذهن شاعر و سرایش را خواهد داشت. در کنار همه اینها و پس طی همه این مراحل زمانی که شاعر شعر و سرودی تازه و نو را عرضه می کند، معشوق بوسه­ای به عنوان پاداش به او خواهد داد.

در اینجا یک پروسه کامل و مطلوب و ایده آل آفرینش هنری، از نظر مرد هنرمند برای ایجاد و خلق هنرش ارایه می­شود.

پروسه­ای شامل مهیا سازی و آماده سازی مادی مکان  و مهیا سازی و آماده سازی روحی و روانی ذهن، روح و جسم شاعر. سپس انتظار و اشتیاق برای خلق اثر و بعد از آن دادن پاداش به هنرمند جهت بوجود آوردن اثری تازه.

آیا مطلوب تر از این شرایط نیز چیز دیگری وجود دارد؟ به راستی که این می تواند ایده آل ترین شرایطی باشد که هر مرد هنرمندی ( و حتی غیر هنرمند) می تواند برای انجام کارها و فعالیت های خود خواهان آن باشد.

در کنار ارایه این تصاویر زیبا و دوست داشتنی بدیهی و بسیار متحمل و حتی قابل یقین است که معشوق علاوه بر نوازش­های پیاپی شاعر باید در قبال کج خلقی ها و کج روی های او نیز صبور باشد و تمام نکات منفی را در وی نادیده بگیرد و همه چیز را به جان بخرد تا بتواند همیشه با ایمان و یقینی  سرشار به او و به هنرش ، بتواند همیشه زمینه ساز خلق تازه باشد . به عبارتی دیگر معشوق باید به شاعر ایمانی کامل و تمام داشته باشد و کوچکترین خدشه در این ایمان و اعتقاد مانع و سدی خواهد شد در برابر خلق سرود تازه .

شاعر در اینجا معشوق خود را به تمامی درقالب زن_ مادر ی می بیند که خلق شده است برای اینکه تمام وسایل و امکانات رفاه  و اسایش او را فراهم کرده و به معنای واقعی کلمه خود و همیت و ماهیت وجودی اش در این خلاصه شده باشد که شاعر بتواند و قادر باشد همیشه شعرش را بسراید. و بدین ترتیب است که خانه تبدیل می شود به خانه ای که در آن سعدات بر قرار است و این چنین است که از گزند اهرمنان در امان خواهد ماند .

با زیبایی ات_ باکره تر ازفریب_ که اندیشه ­ی مرا/ از تمامی آفرینش­ها بارور می کند!/ در کنار تو خود را/ من/کودکانه در جامه­ی نودوز نوروزی خویش می یابم.

خانه ای که در آن/سعادت/ پاداش اعتماد است/ و چشمه ها و نسیم / در آن می رویند/ بام اش بوسه و سایه است

معشوق شاعر در اینجا پناه دهنده – حامی_ ستایشگر و از خود گذشته و بدون هویت  و استحاله شده در دیگری خواهد بود .و اینها مطلوب ترین صفاتی است که شاعر _ مرد در زن جستجو می کند و یا می خواهد و یا از داشتنتش بر خود می بالد.خانه برای شاعر جایی است که در آن امنیت و آسایش و فراغت برای سرودن شعر به واسطه وجود معشوق ستایشگری که پناه دهنده در مقابل تمامی آسیب هاست ، حکمفرماست

کدام زن هنرمندی تاکنون این چنین تصویری را حتی در خیال خود توانسته است تجسم بخشد؟

آ ن چه که در سر تاسر این شعر جاری ست یقین ها و باور های خودستایانه ی ناشی از فرهنگ پدر سالاری حاکم بر اندیشه های مردانه است و می توان تمام انتظاراتی را که یک مرد (شاعر) از زن(معشوق) خود دارد را در این مقوله باز یافت.  و باز همان حکایت زن خوب و فرمانبر پارسا  رابه طور اجتناب ناپذیری به  ذهن  متبادر می کند.

بی هیچ شکی ویرجینا وولف و مقوله داشتن اتاقی از آن خود و مقایسه این دو نوع خواسته  به میان کشیده می شود  و آنچه که برجسته خواهد شد این است که زنان در قبال آنچه که مردان دارند و یا خواهان آنند، محرومیت هایشان بسیار چشمگیر است.

آنچه که زن هنرمند خواهان است با آنچه که مرد هنرمند خواهان آن است وشرایطی که زن هنرمند در موقعیت اکنونی خود دارد با شرایطی که مرد هنرمند دارد اصلن عادلانه و منصفانه و یکسان و قابل مقایسه نمی تواند باشد . تصورش را بکنید زن هنرمندی که بخواهد برای خلق اثار هنری خویش از مرد_ معشوق و هم خانه خود انتظارهایی مشابه انتظارات را شاعر را داشته باشد . کما اینکه فراموش نکنیم که بیان شاعر بیان انتظارات خود بوده که اکنون برایش به یقین نیز پیوسته است .

آیا مردی هست که این خواسته و انتظار را از زن هنرمند خویش تاب بیاورد  و به او صفت خود خواه و خود بین و خود محور را ندهد؟ اگر شرایط خلق اثر هنری مستلزم فاکتور های خاصی باید باشد  پس چرا نباید توقع این شرایط در برابر مردان و زنان یکسان گذاشته شود. به نظر من این شرایطی که شاعر برای خلق اثر هنری برای خودش ایجاد  کرده است تنها  مختص هنرمند نیست بلکه این شرایطی است که هر مردی اعم از هنرمند و بی هنر از زن_ معشوق خود انتظار دارد و این تفکر عام و مردشمولی است که جنبه بر تری خود را هنوز هم حفظ کرده است .

برادر زاده جین استین در کتاب خاطرات خود می نویسد:  شگفت آور است که چگونه می توانست همه این کار ها را انجام دهد، زیرا اتاق کار جداگانه ای نداشت که به آن پناه ببرد، و بیشتر کارش می بایستدر اتاق نشیمن عمومی، با انواع و اقسام مزاجمت های غیر منتظره انجام می شد  مراقب بود که خدمتکاران یا میهمانان یا عی شخص دیگری جز اعضای خانواده خودش بو نبرند که مشغول نوشتن است. ۱

تصویر ایده آل  داشتن فرشته ای در خانه( فرشته نگهبان و فرشته الهام) تصویری است که جنس بر تر ایجا دکرده و با مدد شرایط و بهره گیری از امکانات و قدرت و نیز پذیرش زنان آن را حقیقی واجتناب ناپذیر و ثابت و پایدار کرده اند و این واقعیتی است که ادبیات ایجاد شده به وسیله مردان به دشواری می تواند از تفکر حاکم بر جامعه در مورد زنان دوری جوید و به ندرت و به سختی بیان و نگرشی  فراتر از کلیشه های ثابت را ارایه دهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

۱ نقل قول از ویر جینا وولف _ اتاقی از آن خود _ترجمه صفورا نوربخش

* بخشی از مطالبی افزودنی چاپ دوم کتاب  <معشوق بی صدا>

سرود آن کس که از کوچه به خانه باز می­گردد_ احمد شاملو_ آیدا در آینه

 

  این مطلب در سایتهای وازنا _ ماندگار _ فرهنگ گفتگو به چاپ رسیده است.

+   ; ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٦/۱٢/٦

Powered by PersianBlog.ir