یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

تکثیر غیر مجاز کتاب بر روی اینترنت

در واقع کسانی که دست به تکثیر غیر مجاز کتاب می زند عمیقن معتقدند که کار فرهنگی انجام می دهند و حرکتشان در جهت اگاهی بخشی و بالا بردن سطح فکر و فرهنگ جامعه است و نیز اینکه به نحوی با سانسور وو هم مبارزه می کنند . البته با توجه به اینکه هیچ نفع مادی از این کار خود نمی برند . فکر می کنم همین احساس مفید بودن و اینکه دارند حرکت مثبتی را انجام می دهند در جامعه برایشان قابل توجیه است. اما کار فرهنگی به این معنا نبوده و نیست که آدمی فقط در راستای تمایلات روحی و روانی خود و ارضای آنها  بدون در نظر گرفتن حق و حقوق دیگران حرکت کند...

آیا تکثیر غیر قانونی اثار فرهنگی در راستای فرهنگی کردن مردم است؟ وقتی مردم ما با کتاب قهرند قرار دادن کتاب روی نت به خاطر اشتی دادن آنها با کتاب و کتابخوانی است؟


 اما اینجا چند مسله مطرح می شود . اینکه وقتی فرد یا افرادی می خواهند دست به یک حرکت فرهنگی بزنند بهتر است در این رابطه  اول از هر چیزی رعایت حقوق نویسنده و ناشر را بکنند . در کامنتی گفته شده: (چه "نقض کپی رایت"ی وقتی خود آقای کوئیلو آثارش را بصورت رایگان روی نت میگذارد؟)

خب این حرف بسیار جالب و خنده داری است .نویسنده حق دارد اثر خودش را هر کجا که می خواهد و به هر صورتی که دوست دارد ارایه دهد . همین طور ناشر . البته باز هم اینجا رعایت تمام حقوق الزامی است . اگر اینجا هم نویسنده ای که کتابش روی نت هست خودش مبادرت به این کار می کرد. حرفی نبود . کما اینکه خیلی از نویسندگان خودشان کتابشان را در نت قرار داده اند . ولی اینکه فرد و یا افرادی بدون هماهنگی با نویسنده و ناشر به انجام این کار مبادرت کنند عملی زشت و غیر اخلاقی و غیر قانونی است حتی اگر غرض و نفس کارانجام یک عمل  فرهنگی باشد .

امااینکه بی قانونی سر به فلک زده و قانون به  خاطر مطلب نوشته شده  در داستان یک نویسنده را به میز محاکمه می کشاند تا از او در مورد کتابش باز خواست کند   اما در مقابل این حرکتها چندان واکنشی دیده نمی شود . کدامیک از این سود جویان و سود بران  غیرقانونی به پای میز محاکمه کشانده شده اند و قانون به خاطر حفظ حقوق هنرمند آنها را مورد باز خواست  قرار داده ؟و یا اینکه مجازتهای پیش بینی شده در قانون برای این افراد آنقدر کم و ناچیز است که راه را برای تکرار این گونه جرمها باز می گذارد.. .قانون ما در این گونه موارد هم ضعیف است و هم ضعیف تر از آن چیزی که هست عمل می کند . جرایم اینترنتی در حال حاضر در دنیا  به مقدار زیادی گسترده و متنوع است و قانون ما در این موارد فکر می کنم هنوز دچار فقر و عدم تفسیر و توضیحات مناسب است .

وقتی  ماده 23 قانون حمایت از مولفان، مصنفان و هنرمندان می گوید توزیع کتاب بدون رضایت ناشر و مولف جرم است و بین سه ماه تا یک سال زندان برایش پیش بینی شده. باید تمام راههای این گونه توزیع را دقیقن تشریح  کند و روزنه های احتمالی هر گونه جرمی را در این مورد ببندد.اصلن با یک دید خیلی رو راست تری می توان گفت این قانون حمایت از مولفان وو چقدر قدرت اجرایی داشته و دارد و تا به حال  چقدر توانسته است از نویسندگان و ناشران حمایت کند و دستاوردهای این قانون  چقدر و چه مقدار بوده است .  آیا بهتر نیست که در این رابطه در قانونمان هم تجدید نظری شود . ایا واقعن نویسندگان و ناشران وو ما توانسته اند به قوانین حمایتی از خود اتکا کنند و پشتشان گرم باشد؟ اصلن قوانین حمایتی ما از متولیان فرهنگی تا چه حد توان و قدرت اجرایی دارند؟

آیاراههای قانونی برای  جلوگیری از تنوع و گستردگی جرمهای اینترنتی وجود دارد و آیا قانون قادر بوده و هست که به نیاز های مردم در جهت فکری و فرهنگی جهت درست و صحیحی بدهد؟

از طرف دیگر کسانی که به روشهای غیر قانونی کتابی را تکثیر می کنند کوشیده اند که عمل خود را انقلابی و در راستای مبارزه با سانسور قلمداد کنند .این گفته فقط تا زمانی درست است که آنها کتابهایی را با این روش تکثیر کنند که مشمول سانسور شده است و صد البته که باز هم باید این کار با اجازه نویسنده انجام گیرد ... در هر حال هر گونه توجیهی در این مورد قابل قبول نیست و اینکه نویسنده را هویج فرض کردن چندان کار خوشایندی نیست که اکنون  از طرف این متولیان جدید فرهنگی دارد انجام می گیرد.

حال اگر بخواهیم این مسله را از دید یک نویسنده بررسی کنیم چگونه است؟  یک نویسنده ( مثلن خود من) کتابی را چاپ می کنم به این امید که در دسترس دیگران قرار گیرد و چیزی را که نوشته ام خوانده شود . خب با وضعیتی که در نشر و پخش ما حاکم است این تقریبن یک آرزوی محال است که همه چیز مطلوب پیش رود و کتاب به خوبی  و راحتی به دست خواننده برسد . از طرف دیگر به هیچ وجه نمی توان از چاپ یک کتاب روی سود احتمالی آن حسابی باز کرد . و گمان هم نمی کنم که نویسندگان حداقل در مملکت ما   از نوشتن کتاب خیری دیده باشند . اینها همه از بدیهیات است اما اینکه یک نویسنده با این وضعیت و این شرایط کتابش بدون اجازه روی نت هم قرار بگیرد  چه صورتی پیدا می کند؟ آیا باید از اینکه تعداد افراد زیادی از موجودیت این کتاب آگاه شدند خوشحال باشد؟ به چه قیمتی ؟ به قیمت اینکه فاتحه همان نیم در صد سود مادی احتمالی را هم بخواند . به فرض هم که این طور باشد  خب از اول همین کار را می کرد و کتابش را روی نت انتشار می داد.آنهم به صورت مطلوب خودش .

همان قدر که ممیزی کتاب اثرات مخرب فرهنگی دارد و به نویسنده و ناشر ضربه وارد می کنند ، این نوع کارهای به اصطلاح فرهنگی هم مخرب  و ضربه ساز هستند.کتاب کاری فرهنگی و فردی است، اما عرضه آن به دیگران کاری اقتصادی و جمعی است و تابع قواعد خاص بازار است.برای کتاب باید  تبلیغ شود، باید به دست خواننده اش برسد و همین طور باید نیاز پاسخگوی هزینه تولید مادی اش باشد؟

مولف و ناشر هم باید نان بتواند در بیاورد و هم کار فرهنگی بتوانند بکنند . بدون بر اورده شدن نیاز مادی اینها کار فرهنگی چندانی هم نباید از آنها انتظار داشت .اگر خیلی ها دغدغه فرهنگ  را دارند باید به این مسایل هم توجه کنند و حرکتشان در راستای برآوردن نیازهای اساسی متولیان فرهنگی باشد .

درست است که پخش و توزیع غلط مانع رسیدن کتاب به خواننده می شود . اما نویسنده و ناشر برای تهیه و چاپ یک کتاب سختی زیادی را متحمل می شوند و درست استکه روش های  غلط حاکم در بازار توزیع کتاب چیز زیادی برای آنها به ارمغان نمی آورد. ولی هیچ کدام از اینها دلیل اتخاذ روش های غیر درست و غیر قانونی نمی شود.

 به خاطر عدم کپی رایت در کشور ما اینترنت  این مشکل حل نشدنی است . کسانی که مدعی کار فرهنگی هستند می توانند در مورد کتابهایی که در بازار موجود است تبلیغات مناسب و به جا بکنند و اگر دوستدار فرهنگ و مخالف سانسور هستند  باید عملکردشان در تایید حفظ حقوق نویسنده و اشر باشد نه اینکه به بی قانون دامن بزنند و حیطه آن را گسترش بدهند. اینها در واقع با این کار اشتباه خودشان که به مثابه دوستی خاله خرسه است  نوسنده و ناشر و حقوق انها را یک جا با هم سانسور می کنند.

 

 در ارتباط با این موضوع می توانید اینجا و اینجا را بخوانید.

 

+   ; ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٧/۳/٥

Powered by PersianBlog.ir