یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

نگاهی انتقادی به جایزه شعر زنان

تفکیک ارزشگذاری ادبی به زنانه و مردانه

 به تازگی جایزه شعری با عنوان خورشید با ویژ گی خاصی پا به عرصه ادبیات ایران گذاشت  که این ویژگی جای بحث و تحلیل زیادی دارد.  ویژگی این جایزه در آنست که فقط مختص شاعران زن است و هدف از بر پایی این جایزه چنین عنوان شده است:

 1تشویق زنان شاعر ایرانی به حضور هر چه پُررنگ تر و پُردوام تر در عرصه شعر

 2معرفی معیارهای شاعران و منتقدان برجسته زن در انتخاب بهترین کتاب های شعر زنان به منظور ایجاد انگیزه در زنان شاعر برای ارتقاء سطح سروده هایشان 

 همین طور در اساسنامه آن ذکر شده که کلیه داوران زن هستند .             

 چیزی که در درجه اول سوال بر انگیز شده است این است که آیا درست است که یک جایزه هنری و ادبی را به گروهی خاص از هنرمندان که مبنای خاص بودنشان جنسیت آنهاست ، اختصاص دهیم؟یعنی به عبارت دیگر  این نوع تخصیص باعث راه یافتن به اهدافی می شود که در بالا ذکر شد؟


آیا تنها راه تشویق و ایجاد انگیزه برای زنان هنرمند این است که آنها فقط با خودشان مقایسه شوند؟ دلیل این توجبه چیست؟ مگر مقایسه مساوی و یکسان آنها با دیگر شاعران(مردان) باعث نابودی انگیزه در آنها و یا باعث دلسردی و رویگردانی آنها میشود و یا شده است؟

آیا ارتقا و رشد هنر و در این مقوله شعر در زنان بدون سنجش و رقابت آنها با مردان، مهیا تر است؟

و یا اینکه وقتی کتاب آنها توسط شاعران و منتقدان زن مورد بررسی قرار می گیرد درآنها ایجاد انگیزه می کند و همیطور ارتقا سطح سروده هایشان؟ پس بنا براین می توان این طور استباط کرد که وقتی کتاب شاعران زن به همراه شاعران مرد یکجا مورد بررسی و قضاوت قرار می گیرد و داوران هم ترکیبی از زن و مرد باشند نتیجه عدم تشویق زنان   به حضور پررنگ در عرصه شعر و همینطور نابود کردن انگیزه در آنها ودر نتیجه درپی داشتن تنزل سطح سروده هاشان خواهد شد.

 

درست است که در ادبیات می توانیم به تقسیم بندی زبان مردانه و زبان زنانه معتقد باشیم، اما معیارهای بر تری شناسی شعر و هنر و ادب ربطی به زنانه و یا مردانه بودن زبان و تفکر و یا جنسیت هنرمند، ندارد . اینکه بخواهیم فقط کتابهای شعر شاعران زن  را مورد بررسی و ارزیابی و ارزش گذاری کنیم (آنهم صرفن با داوران زن) و از میان آنها بر گزیده را انتخاب کنیم، آیا با تنگ کردن دایره قضاوت و با محدود کردن دایره عرضه، بازده ارزش گذاری هنریمان را کاهش نداده ایم؟  عرصه هنر و خلاقیت هنری ، عرصه رقابتهای ورزشی نیست که مسابقات زنان و مردان به طور جداگانه در آن برگزار شود . چرا که در ورزش تنها چیزی که مطرح و شاخص است قدرت بدنی و مهارت مربوطه است و طبیعتن چون زنان و مردان از نظر فیزیکی توان بدنیشان متفاوت است، نمی توان انتظار داشت که عرصه رقابتهایشان مشترک باشد . اما هنر و همینطور علم مقوله هایی نیستند که در آنها بخواهیم میان زنان و مردان تمایز قایل شویم و ملاک سنجش ما  به زنانه و مردانه تقسیم شود . چرا که هیچ تفاوتی میان توانایی های فکری و مغز زنان و مردان وجود ندارد و تفاوت آنها در عرصه هنر فقط از نوع نگاه و بر داشت آنها ناشی میشود  که این مقوله را هم نمی توان دلیل دسته بندی و تمایز دانست.

بدیهی است که در علم و هنر هیچ گونه تمایزی میان زنان و مردان برای ارزش گذاری قابل توجیه نیست و با توجه به اینکه هنوز هم حضور زنان در این دو عرصه از نظر کمی به اندازه حضور مردان نبوده و نیست ، این گونه تمایز گذاری و سنجیدن زنان  فقطدر محدوده جنسیت خودشان ، در نهایت گامی می تواند باشد در جهت عقبگرد و یا در نهایت ایستایی آنها. چرا که با تنگتر کردن و محدود تر کردن عرصه رقابت ، به همان نسبت نیز از کیفیت کارها کاسته ایم و سطح انتظار و توقع خود را کاهش داده ایم.

معیارهای ارزش گذاری هنری را نمی توان در موردشان تفکیک جنسیتی قایل شد. چرا که حتی نوع نگرش به مضامین هم حتی در مورد موضوعات کاملن زنانه را نمی توان مختص زنان دانست . همانطوری که نوشتن از تن و پیکر زنانه مدتی است در ادبیاتی که توسط زنان نگارش یافته خود را نشان داده است ، این مضامین در آثار نویسندگان مرد نیز چون جویس و مالارمه و باتای و... نیز یافت می شود.

علاوه بر این، اینکه زنان متفاوت از مردان می نویسند و یا مقوله ای به نام نگارش زنانه وجود دارد ، بحثی جداگانه است با تمام نظرات موافق و مخالفی که در این زمینه وجود دارد .اما هیچ کدام از اینها دلیل براین نمی شود که شاخص های ارزشگذاریمان را به دسته های زنانه و مردانه تقسیم کنیم ، چرا که این گونه تقسیم بندی ها و تفاوت گذاریها در نهایت منجر به تحکیم تمایز مردسالارنه منتهی خواهد شد.

چرا و به چه دلیل برای برای ادبیات ترازوهای زنانه و مردانه درست کنیم و معیار و محکمان به جای یکسان بودن متفاوت شود؟ درست است که هنرمندان یا زن هستند و یا مرد، اما اینفقط صرفن یک تفاوت جنسیتی است . و نگاه هردوی آنها به جهان پیرامون خود نگاهی انسانی است فارغ از نوع جنسیت و دیدگاهها و نگرش و برداشت و تفسیر و تحلیل آنها از همه چیز الزامن تابع جنسیت آنها نیستو اصولن هم ربطی به زن بودن و یا مرد بودنشان ندارد .

ممکن است شعری که شاعری مردی سروده دارای مضامین زنانه باشد و یا از زاویه دید یک زن به موضوع نگاه کرده باشد و اصلن بیان ، بیان زنانه باشد و در رابطه با مطرح کردن مسایلی باشد که زنان با آن درگیر هستند. کما اینکه شعری از شاعر زنی ممکن است دارای لحن و بیانی حماسی و مردانه باشد .

این جدا کردن زنان و مردان از هم در عرصه هنر آنهم به خاطر دادن امتیاز به هنرمندان زن در واقع باوراندن این مسله است که زنان و مردان دارای تفاوتهای ذاتی و فرهنگی هستند. در حالی که ارزشها و معیار های زیبایی شناسی در حیطه هنر، ارزش هایی نیستند که قابل تفکیک به مردانه و زنانه باشند.

امیدوارم که این موضوع  از طرف صاحب نظران مورد نقد و بررسی بیشتر قرار گیرد. 

 

+   ; ۸:٥۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٧/۳/٢٢

Powered by PersianBlog.ir