تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)

آلن دوباتن هم می تواند نگرش شما را دگرگون کند

 

داشتم کتاب "پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند " را دوباره ورق می زدم که این بار بعضی از جاهایش به نظرم جالب آمد . به خصوص که  می توانیم با خواندن بعضی قسمتهایش این بار با خود فکر کنیم، چگونه( آلن دو باتن) شاید بتواند شیوه وبلاگ نویسی، کامنت گذاری، هواداری حرفه ای و چیزهای دیگری را دگرگون کند.


این روزها گاه گاهی بحثهای شدیدی در متن و حواشی مطالب خاصی از وبلاگهای مختلف در می گیرد* که اغلب به رد وبدل شدنهای بحثهای کامنتی و در گاهی موارد نیز به نوشتن جوابیه و یا ردیه و یا حتی گاهی نیز تاییدیه بر این مطالب منجر می شود. این مطالب خاص به طور عمده شامل نوشته ها و مطالب انتقادی که اغلب در بر گیرنده طیفی از انتقاد به یک شخص و یا اثری از هنرمندی است، که  اغلب باعث بر انگیخته شدن احساسات هواداران و طرفداران وی میشود.

 به طور عمده در یک طرف این بحثها انتقاد کننده و در طرف دیگر اغلب هواداران" انتقاد شده " قرار دارند. البته منتقد هم به نوبه خود هوادارانی دارد که در تایید حرف او حرفهایی می زنند. نمی خواهم درمورد اینکه این بحثها تا چه حد می تواند مفید باشد یا نه، در حال حاضر صحبتی کنم. قصدم فقط آوردن قسمتهایی از کتاب آلن دوباتن است که فکر می کنم  مرور این قسمتها هم برای سوژه های مطالب و نویسنده های مطالب و خواننده های مطالب و کامنت گذاران مطالب و منتقدان و منتقد شدگان ووو  خودم ! بد نیست.

 

آلن دوباتن می نویسد:

 با احتیاط کتاب بخوانیم، بینشهایی را که به ما عرضه می کند بپذیریم، ولیکن فردیت خود را از دست ندهیم،و یا شعله های زندگی عاشقانه مان را در این فرایند خاموش نکنیم. چون در غیر این صورت ممکن است درگیر مشکلاتی شویم که پروست به خوانندگان بیش از حد وابسته و بیش از حد احترام گذارنده به کتاب منسوب می کند:

 

مشکل شماره یک: اینکه نویسنده را با عقل کل اشتباه بگیریم.

پروست در سنین نوجوانی عاشق خواندن تئوفیل گوتیه بود. برخی جملات او در کتابهایش چنان به نظرش عمیق آمده بود که نویسنده برایش به شخصیتی خارق العاده از بصیرتهای نامحدود تبدیل شده بود، که دلش می خواست در مورد تمام مسایل بی اهمیت زندگی اش هم با او مشورت کند:

(آرزو داشتم این اسطوره خرد و دانش به من بگوید در مورد شکسپیر، سوفوکل وووو چگونه بیندیشم...به من بگوید دیپلملت بشوم یا وکیل...)

قابلیت گوتیه برای ایجاد بصیرت و دانش در زمینه ای خاص لزومن به معنای آن نبود که قادر است در زمینه های دیگر هم شناخت های با ارزشی عرضه کند.چقدر طبیعی است احساس کنیم کسی که در مورد موضوعهایی خاص فوق العاده روشن و وارد است بتواند در موارد دیگر هم به همان اندازه صاحب نظری خردمند باشد، اصولن چه بسا پاسخ همه سوالها را داشته باشد!...

 

مشکل شماره سه: اینکه به بت پرستان هنری تبدیل شویم.

جدا از خطر ارج گذاشتن بیش از اندازه به نویسندگان و دست کم گرفتن خود، این گرفتاری نیز وجود دارد که آنها را به دلایل غلط مورد احترام خاص و افراطی قرار بدهیم. در مذهب بت پرستی عبارت از تمر کز کردن بر جنبه خاصی از مذهب_ بر تصویر یک قدیس  یا..._ که انسان را از روح اصلی و کلی مذهب منفک می کند.

پروست معتقد است که در هنر هم از لحاظ ساختاری مشکل مشابهی وجود دارد،آنجا که بت پرستان هنری ارج واقعی موضوعهای هنری را با نادیده گرفتن روحیه هنر اشتباه می کنند.

پروست دوستش روبر دو مونتسکیو، شاعر اشرافزاده رابه بت پرستی هنری متهم می کرد. زیرا هر بار این اشراف زاده در زندگی واقعی، شیئی را که هنرمندی بوجود آورده بود می دید آن را تحسین می کرد. اگر منسکیو لباسی بر تن یکی از دوستان خانم اش می دید که مشابه لباسی بود که بالزاک برای شاهزاده یکی از رمانهایش تصویر کرده بود، از شادی در پوست نمی گنجید.

چرا چنین ذوق زدگی ای بت پرستانه محسوب می شود؟ زیرا شوق منسکیو ارتباطی با تحسین لباس نداشت بلکه فقط به احترام نام بالزاک بود. مونتسکیو دلیلی شخصی نداشت از لباس کذایی خوشش بیاید، او نه دیدگاه زیبایی شناختی بالزاک را درک کرده بود و نه درس پنهان در تحسین بالزاک از این شیی خاص را.

مشکل از جایی اغاز می شد که مونتسکیو با لباسی روبرو میشد که بالزاک هرگز آن را تصویر نکرده بود و به احتمال زیاد اقای مونتسکیو آن را ندیده می گرفت. هر چند هم بالزاک و هم تمام بالزاکی ها، اگر جای اشراف زاده بودند، بی تردید می توانستند محاسن هر لباس خاص را ارزیابی کنند.**

 

 * به طور نمونه این بحث

**نقل آزاد از کتاب(پروست چگونه می تواند زندگی شما را دگرگون کند_ نوشته آلن دوباتن ترجمه گلی امامی)

 

+   ; ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٧/٥/۳٠