یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

اندوه

 

اندوه در او خانه کرده بود....

 

گفتم :چرا این چنین؟

گفت:از دست نا آدمیان..از دورویی ...دروغ ...تظاهر ...چند رنگی و حیله گری...

اما زیاد نمی پا ید...بزودی می بینی که چونان همیشه لباس رزم پوشیده و به میان در آمده و دوباره ستیز خود را از سر خواهم گرفت.

گفتم :همیشه چونین بوده.....

گفت :تو چگونه فهمیدی اندوه مرا؟

گفتم:آدم به خودش هم یک بار که شده راستش را می گویدو برای یک بار خودش را گول نمیزند.......

*****            *******             ******

یادم باشد دسته گلی بخرم ...دسته گلی بزرگ و شایسته ....و آن را بر مزار شعر امروز بگذارم.

کجاست دیگر آن صلابت وآمیختگی زیبای احساس و شعور و آگاهی؟

کجایند آن شاعران بزرگی که چونان غولی بر آسمان هنر سایه می گسترانیدند؟

چراغ پر نور شعر گویی پت پتی کرد و به خاموشی گرایید.دیگر بزرگی پا به عرصه نگذاشت..آنان که مردند و رفتند گویی تمام شعر و شعور را نیز با خود بردند.و کودک شاعرانی ماندندکه یا  به تقیلد راه پیمودند و یا خزعبلاتی بی سر و ته سرودند به نام

 شعر که جز بازی با کلمات چیز دیگری نبود.

و جامعه با بی رحمی تمام اجازه رشد به کو کان مشروع و بر حق نداد......

 

***ملاک ما برای اینکه وقتی می گوییم فلانی  آدم خوبی و یا بدی است؛ چیست؟

براستی ملاک های خوبی و بدی چه می تواند باشد؟بعضی ها فقط خوب و بد بو دن افراد را در رابطه با خود شان می سنجند و در قبال رفتاری که آ ن فرد با انان داشته است؛در حالی که این ملاک نیست بلکه خوبی و بدی افراد باید نسبت به میزان بدی و خوبیی که به تمام افراد اجتماع روا داشته سنجیده شود.........

                                          *******

 

بعضی ها معتقدند که زندگی خصوصی افراد هنرمند و مشهور به خودشان مربوط است و ما فقط باید در مورد هنر آنان قضاوت کنیم .

ولی من معتقدم که زندگی خصوصی افرا دهنرمندی که از شهرت بر خور دارند در هنر شان تاثیر به سزایی دارد.همان گونه که برای آفرینش یک کار خوب مورد تحسین و تمجید قرار می گیرند برای آفرینش یک کار ناپسند نیز باید مورد تقبیح واقع شوند ولو این کار ناپسند عملکردش  در حوزه زندگی شخصی آنان باشد و اثرات و مورد الگو قرار گرفتن آن بعد اجتماعی دارد.

من به شخصه زمانی می توانم فلان خواننده را قبول داشته باشم که از نظر شخصیتی نیز برایم قابل قبول باشد و فکر می کنم این در مورد بیشتر افراد صادق باشد.اتفاقااین شخصیت هنر مند است که ارزش هنر ش را دو چندان می کندهمیشه هنر مندان بزرگ و قابل ستایش در تمام دوران هاهنرمند انی بوده اند که دارای ثبات و استحکام شخصیتی بوده اند.

هنر هنرمندی که کار نا متعارفی انجام میدهد در نظر خیلی از طرفدارانشان رنگ می بازد.صزاحتا بگویم من خود بشخصه از زمانی که فهمیدم یک هنرمند در سنین پیری همسر خود را که سال ها با او زندگی کرده طلا ق می دهد(تا اینجای مسله عادی است)همسری که در زمان نداشتن شهرت و ثروت با او همراه بوده و به طور حتم در بوجود آمدن این شهرت و پیش رفتن این هنر مند نقش  داشته؛و سپس با کسی که کمتر از دخترش سن دارد ازدواج می نماید و این فرد کسی است که  بنا به گفته خودش هیچ شناختی هم از هنر این هنر مند تا قبل از ازدواج نداشته است.

به نظر من جامعه حق دارد در مورد رفتار هنر مندان خود داوری نماید و بر آن ارزش گذاری کند.ما همان طور که یک خانم اوازه خوان در غرب که با جوانی نصف سن خودش ازدواج میکند؛را تقبیح می کنیم هنر مندان خود را نیز به داوری بنشینم و ملاک ارزش گذاریمان را تنها به آن چه که عرضه می شود محدود نکنیم .

+   ; ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٢/٩/۱٤

Powered by PersianBlog.ir