یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

هنگامی که استثنا قاعده می شود

 

 هنگامی که استثنا قاعده می شود

یادبرشت گرامی که زمانی نوشته بود: در برابر حوادث روزمره نگویید طبیعی است... در دورانی که آدمیان نا آدم می شوندهرگز نگویید این طبیعی است...

وضعیت جامعه و شرایط نابهنجار آن چیزیست که کم و بیش همه شنیده و آگاهیم ، اما گاهی با خودم می گفتم که ممکن به این بدی هم که گفته می شود نباشد و یا اینکه اغراق می شود و یا اینکه ، اینطورهایی که می گویند نیست. هر چند که تمام دلایل و شواهد در آن گفته ها نشان دهنده زشتی واقعیت جاری بود اما بهر حال انسان تا جایی که بتواند از واقعیت می گریزد به خاطر آنکه در خیال خود زشتی را قابل تحمل تر کند...

 اما این بار به چشم خود دیدم که در زیر این پرده به ظاهر زیبا چه فاجعه عمیق و زشتی در جریان است...

مسیری را که بین دو میدان  تقریبن پر تردد شهر باید طی می کردم راه چندان درازی نبود  و پیاده هم قابل طی کردن بود علاوه بر آن احساس نیاز به پیاده روی نیز گاهی انگیزه ای می شود برای اجتناب از سوار شدن در وسیله نقلیه . بهر حال ساعت حدود دو یا سه بعدازظهر بود و هوای نسبتن خوب و خلوتی پیاده رو و خیابان همه انسان را تشویق می کرد که این ده پانزده دقیقه راه را پیاده طی کند.

در طول مسیر چندین بار متوجه اتوموبیلهایی شدم که در حال عبور از خیابان بوده و بعد از آنکه به نزدیکیهای محل عبور م  می رسیدند  کمی جلوتر متوقف شده و با حرکاتی مثل بوق کوتاه و یا اشاره دست و یا نگاه معنا دار ، انگار می خواهند چیزی بگویند! و بعد با عبور من از مقابلشان  دوباره براه می افتند و می رفتند . 

بار اول گمان کردم که احتمالن راننده به دنبال آدرسی قصد پرسش را دارد . اما وقتی دیدم که با نزدیک شدن من و عبور من واکنشی منبی بر سوال کردن از او دیده نشد به اشتباه خود پی بردم و فهمیدم که این نگاه و این حرکت های معنا دار چیز دیگری را بیان می کنند. چیزی که در جامعه اکنون ما قاعده است نه استثنا.

بله . دردناک و تاسف بار است که انسان در جامعه ای زندگی کند که فقط برای طی کردم مسیری کوتاه به خاطر روبرو نشدن با واکنش های آقایان اتومبیل سواری مجبور شود از پیاده رفتن صرف نظر کند.

دردناک و تاسف بار است زندگی کردن در جامعه ای که  منکر وجود فحشا است اما مردان آن جامعه در کوچه و خیابان و هر مکان دیگری که در آن بتواند زنی یافت شود بدنبال  کالای مورد نظرشان می گردند.

دردناک و تاسف بار است که پیاده روی زنی تنها در پیاده رو خیابان  از دیدگاه مردان جامعه نشانه ی استثنا قاعده شده ای  باشد .

دردناک و تاسف بار است که  فرهنگ و طرز فکر مردان جامعه ایجاب می کند به زنان (همه زنان) در درجه اول به دیده  خودفروش نگاه می کنند، مگر انکه خلاف آن ثابت شود.

انحطاط اخلاقی زن و مرد نمی شناسد. مردان فاحشه صفتی که با شیوه نگرش و تفکر و رفتار خود مایلند که زنان فقط کالایی باشند برای عرضه و تقاضا  که حتا به کوچکترین حق او یعنی پیاده روی ، نیز تجاوز می کنند.

 و تاسف بار و دردناک است جامعه ای که با این طرز رفتار و کنش مردانش سعی در راندن زنان  به خانه و یا الزامی بودن همراهی و نگهبانی مردانه را دارد.

 اگر استثنا ها را نادیده بگیریم که گرفته ایم و یا انکارشان بکنیم که کرده ایم ، چندان دور از انتظار نیست که همین استثناها  اصل و قاعده تلقی شوند و قاعده ها استثنا .

وقتی ما وجود  زنان خود فروش را نادیده بگیریم و یا تکذیب کنیم  و هیچ گونه اقدامی  در جهت ساماندهی وضعیت آنها به عنوان یک واقعیت تلخ اجتماعی که وجود دارد انجام ندهیم ، نتیجه آن میشود که مردان ما (متقاضیان )  در همه جا، کوچه و خیابان و بازار و محل کار و... به دنبال آنچه که می جویند باشند!

+   ; ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٧/٩/۱

Powered by PersianBlog.ir