یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

اهمیت فروغ درچیست؟

بهمن ماه همیشه یادآور فروغ است. به همین دلیل بهتر دیدم که بخشهایی از مقدمه و متن کتاب در انتظار مجوزم با عنوان< در جستجوی هویت فراموش شده> که رویکردی به هنر، شعر و فروغ است را در اینجا بیاورم.

 _______________

تاریخ ادبیات نوشتاری زنان را شرایط خاص آنها ازقبیل شرایط مادی، روانشناختی و اعتقادی آنان شکل می­دهد واین شرایط وعوامل نقش بسیارتعیین کننده و مهمی در روند شکل گیری و تکامل این شاخه از ادبیات داشته است. در مورد فروغ و شعر او بسیار نوشته شده و از زوایای مختلف آثار او مورد بررسی قرار گرفته است .

حرکت­ها، نوسانات، کنش­ها و واکنش­های هنرمند چه در زندگی شخصی خود وچه در رابطه با جهان پیرامونش لزومن با هضم و توجیه و تایید جامعه نمی­تواند همگام و همراه باشد. از نظر و دیدگاه جامعه که حرکت درست براصل مصلحت اندیشی و عافیت جویی استوار است چه بسیار حرکت­های هنرمندان رد وغیرقابل توجیه و پذیرش و مردود واشتباه است.

به قول والتر بنیامین هیچ یک از آثارهنری به نیت مخاطب نوشته و یا عرضه نشده است. به نظر من برای بررسی شعر فروغ، نگاه به شرایط خاص اجتماعی که او درآن می­زیسته و وضعیت زنان درآن اجتماع و موقعیت نوشتاری زنان در تاریخ ادبیات و نیز نگاه به نقش زن در ادبیات و چگونگی تطابق مفاهیم بر وجود زن الزامی و اجتناب ناپذیر است.  فروغ شخصیت خود و حالات مختلف روحی­اش را در تمامی آثارش منعکس کرده است و در مورد فروغ _ خصوصن_ نوشتن زندگی نامه بی معنی جلوه می کند، چرا که ازمیان تمام آثارو نوشته­های او می­توان نقبی به زندگی او زد. نه تنها نقبی به زندگی او بلکه به زندگی تمام زنانی که در هستی خود با مفاهیمی چون عشق، مرگ، زیستن، یاس و امید  به طور اجتباب ناپذیری روبروهستند .

بدون درنظر گرفتن ارتباط زن با این مفاهیم و بدون در نظر گرفتن تعاریفی که از ارتباط کلیشه­ای زن با این مفاهیم ارایه شده و بدون مقایسه رفتارهای کلیشه ای و از پیش تعیین شده برای زن در این مقوله­ها ، نمی توان به عصیان سترگ فروغ در تمامی زوایای رودرویی با این مفاهیم پی برد. در این کتاب سعی شده است تا حد امکان و به طور خلاصه موقعیت زن در هنر و ادبیات نشان داده شود تا رهیافتی شود به سوی شناخت بیشتر از فروغ فرخزاد .

 

اهمیت فروغ درچیست؟

 "آنچه که مرا به رفتن ازاینجا و زندگی دریک کشور بیگانه تشویق وترغیب می­کرد، فشارزندگی، فشار محیط، فشارزنجیرهایی که به دست و پایم بسته بود و من با همه­ی نیرویم برای ایستادگی درمقابل آن تلاش می­کردم، خسته و پریشانم کرده بود. من می­خواستم یک زن، یعنی یک بشرباشم، من می­خواستم بگویم که من هم حق نفس کشیدن و فریاد زدن دارم".

اهمیت فروغ در چیست؟ به نظرمن اهمیت فروغ دراین است که با زبان مردانه از زن سخن نگفته و در مورد بیان زن اززبان خود او(زن) کمک گرفته است. بنا برگفته سیمون دوبوار[1]"هنگامی که خواستم از خودم سخن بگویم متوجه شدم که بایستی به وضعیت زن بپردازم."

فروغ نیزبه همین دریافت رسیده بود. اودریافته بود که وقتی به عنوان زن می­خواهد از زن سخن بگوید پس به ناچارباید از ستمی که براو می­رود یاد کند. درمقایسه نگاه فروغ و پروین اعتصامی به عنوان دو شاعرزن که هردوازمقوله  ستم سخن گفته اند می­توان چنین تعریفی ارایه داد که، ستمی که پروین ازآن سخن گفته است، ستمی به مفهوم عام وکلی ودربرگیرنده نوع انسان، چه زن وچه مرد است. ستمی فرا گیرکه شامل حال همه است .

درحالی که فروغ این نگاه به ستم مضاعف را موشکافانه وازدرون ستم فرا گیر موجود بیرون کشیده، ستمی که دروهله اول زیر لایه کلی وعام آن پنهان گشته وچه بسا که گم و به دست فراموشی سپرده شده است، ستمی خاص تر برنوعی ازانواع انسان که مضاعف­تر و شدید­تراعمال شده است .

ستمی که فروغ به آن اشاره می­کند وازآن یادمی کند بنا براقتضا وموقعیت زن بودنش به دریافت آن رسیده است چرا که درنگاه به ستم نیز، ابتدا طبیعی است که انسان از ستمی که برخویش رفته یاد کند تا به ستمی که بردیگران می­رود برسد .

آیا پروین ازستمی که بر نوع زن رفته است بی خبرونا آگاه بوده و یا اینکه در ورطه خود سانسوری آن را به دست فراموشی سپرده است ؟ آن چه که بدیهی ست این است که انسان اگردرکی از ستم و ستم کاری داشته باشد به راحتی می­تواند انواع آن را تشخیص دهد وپروین چون این ستم را درک کرده پس ستم مضاعف برزن را نیزشناخته است، منتها بنا برمتقضیات جامعه وسلطه فرهنگ مرد سالارانه از ذکرآن ابا کرده است.

درروزگاری که زن موجودیت­اش درکالا بودن ویا درهیچ بودن خلاصه شده بود. درروزگاری که زن انسان شمرده نشده بود. فروغ به مثابه فریاد ی سال­ها درگلو مانده بود وفقط دهانی می­طلبید تا تبدیل به بانگی رسا شده وموجودیت بودن صدا را اعلام کند. هرنوشته ای راجع به فروغ فرخزاد، درحکم ادای دینی است نسبت به کسی که، فریاد بلند عصیان زن درروزگارخویش بود.

فروغ آغاز کننده بود به­هنگامی که زنان به عنوان نیمی ازانسان­ها، مردگان متحرکی را مانند بودند. ارزش فروغ به خاطرآغازگری و راه گشایی اودرزمان خاص خودش بود. راه او تولدی دیگربرای شعر، برای زن وبرای عصیان واعتراض نسبت به شرایط موجود بود.*

 

* بخشهایی از مقدمه و متن کتاب در دست انتشار _در جستجوی هویت فراموش شده_ نشر ماکان

______________

مطالب مرتبط

گزارشی از سالگرد فروغ

 در جستجوی هویت فراموش شده

+   ; ۸:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٧/۱۱/٢۳

Powered by PersianBlog.ir