یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

یک شعر از یانیس ریتسوس

می خواست فریاد زند

دیگر نمی توانست.

کسی نبود  بشنود

کسی نمی خواست بشنود.

پس صدای ترسان خویش را فرو خورد . 

 

سکوتش منفجر  شد

تکه های بدنش  پراکنده شدند

بعد با دقت  آنها را گردآورد

بی هیچ صدایی

هرکدام را بی فاصله در جای خود  گذاشت

 و آ ن گاه که از تصادف

شقایقی یا زنبقی زرد می یافت

آنها را نیز  بر پیکرش  می نهاد

مثل اینکه تکه هایش بودند  خالص و شگفت شکفته.

یانیس ریتسوس           1909 _1990،

از شاعران معاصر یونا ن بود  که بارها نامزد دریافت جایزه‌ی نوبل شد، اما به دلیل عقاید چپ  از  این جایزه محروم شد. در اِشغال یونان به‌دست آلمان نازی به‌علت عضویت در «تشکل آزادیبخش ملی» پنج سال را در تبعید به سر برد. پس از آزادی یونان و دولت دیکتاتوری نظامی‌ها در یونان  اشعارش در این کشور ممنوع شد و چندین سال را در زندان‌های اردوگاه یاروس به سر برد. مجموعه‌ی آثار او، شامل اشعار و مقالاتش بالغ بر صد جلد می‌شود.ریتسوس  مهم‌ترین جایزه‌اش را جایزه‌ی صلح لنین می‌دانست که در سال 1975 دریافت کرده بود.

 

+   ; ٦:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸۸/۳/٩

Powered by PersianBlog.ir