تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)

در شب سرد زمستانی

 

 

 

 

شعر نیما سرشار از صفای و روشنی طبیعت است و در عین حال متکی به اندیشه های ژرف و عمیق که حکایت از درد های بشری را دارد .

شعر نیما دارای جهان بینی است با ابهامی راز گونه و با بیانی تمثیلی.

نیما تعادل بین حوهر شعر و عنصر تفکر را چه زیبا یافته و آ ن را حفظ کرده است.او نمو نه های عالی از شعر محض را در حد اعلای شکل و محتوا به زبان پازسی هدیه کرده است.

نیما یکی از بزر گتریننمایندگان هنر ایران و پاسدار شرف و حیثیت انسانی است ؛زیرا که زبان گویای او زبان زمانه ماست.او معلم شکیبایی و برد باری و وفادار بودن به نیکی و بی ادعایی و بی ریایی است.

نیما خشم نجیب بود. او مردانه و یک تنه دل به کار بست زیرا که مردی بود مردستان.

 

............................در مورد او باز هم خواهم گفت.

 

 

در شب سرد زمستانی

 

در شب سرد زمستانی

کوره خورشیدهم؛چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد.

و به مانندچراغ من

نه می افروزد چراغی هیچ؛

نه فرو بسته به یخ ماهی که از بالا می افروزد.

 

من چراغم را در آمد رفتن همسایه ام افروختم در یک شب تاریک

و شب سرد زمستان بود؛

باد می پیچید با کاج؛

در میان کومه ها خاموش

گم شد او از من جدا زین جاده ی باریک.

و هنوز قصه بر یادست

وین سخن آویزه ی لب:

که می افروزد ؟که می سوزد؟

چه کسی این قصه را در دل می اندوزد؟

در شب سرد زمستانی

کوره ی خورشید هم ؛چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد.

                                                           نیما

 

+   ; ٩:٢۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٢/۱۱/٦