یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

ژان کریستف_ رومن رولان

دوست عزیز وبلاگی "ماسک" یک سری سوال مطرح کرده اند که بهتر دیدم آ نها را در اینجا بیاورم. ایشان پرسیدند که :

"درمورد ژان کریستف.. سوال داشتم.....البته اگر چیزی ازش یادتون مونده باشه؟؟ ۱ جای داستان ژان بعد از فرار از فرانسه می ره (سویس فکر کنم) با ۱ خانواده اشنا می شه که از هواداراش بودن و در اونجا در گیر عشق نا خواسته بین زن دکتر(زن صاحب خونه) و خودش می شه ..و بعد از تن به این عشق دادن ..دچار عذاب وجدان می شن و تصمیم به خودکشی میگیرن.......سوالم اینه که تکلیف ژان کریستف در مواجه شدن با عشقی که از جانب اون زن بش ابراز شده به نظر شما چیه ...واین که شما زنا کدومشو می پسندین؟"

 

و اما جواب  من به این دوست عزیز:

 

سلام.

خب می دانید در جواب حرف هایتان باید بگویم که ریشه خیلی از مسایل از بی فرهنگی و فقر ناشی از  آن آب می خورد و ما از لحاظ فرهنگی باوجود داشتن پشتوانه غنی ؛متاسفانه هوز راه درازی را باید بپیماییم...

بی فرهنگی در تمام زوایای زندگی ما رسوخ کرده ..آنوقت چه انتظاری می توان داشت ...آن دره عمیق که گفته بودم را، فقط بادانش و آ گاهی و شعور می توان پر کرد و نه چیز دیگری.در این مورد حرف زیاد است ...

اما در مورد کتاب رومن رولان:این قسمت را به خاطر دارم .

۱-اما اینکه ما یک قسمت ازیک رمان بلند را به صورت موردی تجزیه و تحلیل کنیم چندان درست نیست چرا که هر حرکت شخصیت های داستان بر مبنای یک سری وقایع قبل و بعد آ ن شکل گرفته است.

۲- اینکه ما در مورد درستی و نا درستی این عمل قضاوت کنیم تنها نظر شخصی خود را باز گو کرده ایم و اینکه باید دید نگاه نویسنده به این جریان چه نگاهی است و او از چه زاویه ای به این مسله نگریسته . البته با توجه به فرهنگ حاکم بر جامعه ها.

۳-و اما اینکه عمل زان کریستف و همسر دوستش را اگر از جنبه روان شناسی و نیز همین طور از دیدگاه جامعه شناسی مورد تحلیل قرار دهیم خیلی از چیز ها عایدمان می شودو یکی از انها این است که همسر دوست وی دارای عقاید مذهبی بوده ....حرف زیاد است ..

 کل رمان ژان کریستف بیان گر سرگشتگی و عصیان نسل آگاهی در اروپا است که کریستف نماینده ان محسوب می شود و این نسل عصیانگر بهر حال خیلی از معادلات اجتماعی را بر هم می زنندو برای انها آزادی انسان و مفاهیم دیگری از قبیل عشق و اجبار و اختیار و مذهب تعبیر های متفاوتی باید داشته باشد ....ما این را از نظر نباید دور داشته باشیم که رومن رولان در زمان خود پرچمدار در هم شکستن قوانین دست و پا گیر اجتماعی بود .به (جان شیفته) او نگاهی بکنید

اما من از شما یک سوال دارم .شما خودتان قبل از اینکه در مورد درستی یا نادرستی اعمالی سوال کنید آیا این سوال را از خودتان کردید که:هدف رومن رولان در مقام یک نویسنده آگاه و اندیشمند از طرح چنین وقایعی چه چیزی می تواند باشد؟آیا همین طوری این واقعه را نوشته و بدون هدف خاصی؟و یا اینکه دلیل بخصوصی داشته؟اصلا چرا چنین موردی را مطرح کرده است؟همان طور که می دانیم نوشته های هر کسی آیینه افکار و عقاید وی می باشد پس از این زاویه نگاه کنیم که چه چیزی را رومن رولان می خواسته بیان کند (البته با در نظر گرفتن زمان و مکان نویسنده ).....شاید او می خواسته رهایی انسان را از جبری که بر او سایه افکنده و ازادانه به اختیار بر گزیدن را ؟شان دهد....شاید؟

+   ; ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٢/۱۱/۱۱

Powered by PersianBlog.ir