یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

حرف های خاله زنک!

چندی پیش داشتم پیچ رادیو را می چرخاندم که مکالمه ای توجهم را جلب کرد ؛دقت که کردم دیدهم که مکالمه ای تلفنی است بین پسر همسایه امان بادوست دخترش  ...چند روز بعد هم دوباره همین اتفاق پیش امد....حس کنجکاوییم باعث شد که با دقت بیشتری به این مکالمات گوش دهم و چیزی که عایدم شد بسیار جالب بود و آ ن این بود که این اقا پسز وقتی صحبت ش با دوست اولی تمام می شد به دومی زنگ می زد و بعد به سومی و چهارمی و از جالبتر طیف گسترده دو ستانش بود از دانشجو گرفته تا منشی مطب و باز جالب تر ازهمه نوع مکالمات بود که با هر طیفی به نوعی خاص مکالمه رد و بدل میشد .....جدا که این  شخصیت های گوناگون را این فرداز کجا اورده بود ؟آفرین به این هوش و استعداد!

اما حالا که حرف از این جور چیزها شد بد نیست این را هم بگویم که در محله ما آقایی زندگی می کند با شخصیت ؛آبرومند ؛متمول ؛دیندار و خلاصه خیلی اسم و رسم دار  . اما همین آ قا با داشتن همسر و چندین فرزند بزرگ و کوچک و با داشتن سنی بالای ۵۰ سال  پنهانی دارای چندین همسر صیغه ای می باشد؛که کسی از انها خبر نداردبه جز دوست نزدیکش که همیشه برایش درد دل می کند ......جدا که ادم هیچ وقت نمی تواند از ظاهر افراد در موردشان قضاوت کند و جدا که چقدر شیر تو شیر است و جدا که اینها تازه مشتی است از خروار اگر بخواهم در مورد این افراد و مشابه اشان که در همین دور و برهاکم نیستند؛بگویم فکر کنم که صفحات بسیاری پر میشود...چقدر دوست داشتم به زن همین اقای متشخص بگویم کجای کاری ؟البته اگر به من نگوید به شما چه زبطی دارد و اگر نگوید از کجا معلوم که شما راست بگویید و نگوید که خوب به فرض هم که این طور باشد چه کاری ازدستم بر می اید.

+   ; ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٢/۱۱/۱٧

Powered by PersianBlog.ir