یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

یک شعر و انتشار رندان ماه دسامبر

 

 

 

 مرگ های تابستانی

 

1

رها شده در معبرها

با بوی خون

آمیخته به زهر خنده ها و فریادها

با هجوم های مکرر

آکنده از دلهره و هراس و هول،

و برهنه

به برهنگی تابستان

در پاشویه حوض  هر خانه ای

آمد و گسترده شد و سوزاند

در لهیب شعله های رقصان،

عاشقانه تن ها را.

 

2

مرگ

حلقه وار می گسترد

و می بارد

مثل خوشه های رسیده انگور

در آستانه ی فرو ریختن

مثل غباری تار

بر آیینه ی روشن تابستان

مثل نوری سمج

که تراویده  از لابلای انگشتانی بسته

مثل درزی شفاف

در شکاف پلک های بسته.

مرگ، همیشه همین دور و برها

پرسه می زند.

 

3

وقتی زندگی

دشوارتر از مرگ است

مردن، رهایی ست

آن هنگام که موج وار

مشت بر درت می کوبد

و پر می کند

با اتفاق ساده اش

خلاء کسالت بار هستی را

و پس می زند نیستی، و هر آنچه تیرگی ست

                                        رو به روشنی.

حضور او

نوشته ها را به آخر می برد

و خواب ها را به انتها.

 

تابستان 1388

 

منصوره اشرافی

 

 این شعر در شماره جدید رندان _رندان ماه دسامبر _ منتشر شده است.

 

+   ; ۸:٢۸ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸۸/٩/۱۱

Powered by PersianBlog.ir