تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
یک شعر _ رندان ژانویه 2010 نویسنده: - جمعه ۱۳۸۸/۱٠/۱۸

 

 شعری در رندان ژانویه ٢٠١٠

 .

اما

دریغ، دریغ

دریغ که شب بر بلندای غرور خود

از حقارت اینان

بر دشنه­ی صبح

       می گریست.

و صبوری،

نظاره گر حرکت سیال عشق

                     از نهان به اوج بود.

و آدمیان، هر کدام

         با دهانهای حیرتشان

چشمان منتظر

(منتظر هیچ کسی را)

          در سرگردانی یکدیگر تفسیر می کردند.

 

آری، در سکوت غم را می­توان شنید

می­توان حرف زد

می­توان خندید

اما،

دریغ که با ما

           درد بزرگی زاده شده

دردی که از آن می­توان، هیچ نگفت.

و دردا

که آدمیان غم هایشان

و شادی هایشان

به تساوی قسمت نشده.

 

 

منصوره اشرافی

  نظرات ()