یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

بهار دلیلی برای نو شدن

                                                                                                  

نقاشی رنگ و روغن بر بوم_ منصوره اشرافی

بهار بر تمام جانهای بیداری که تمنای رویش و شکفتن و جوانه زدن را در انزوای روح خود احساس می کنند  خجسته باد.

 

طبیعت نو می شود و ما  کهنه تر. آیا می توانیم هم چون طبیعت نو شویم، نویی در افکار و اندیشه و عمل، نویی در نگاه کردن؟

 

همیشه بر این گمان ایم که با بهار دگرگونی رخ می دهد برای همین هم از بهار و آمدنش احساس شادی و احساس تازگی می کنیم  شاید هم این حس ناشی از تاثیر طبیعت و هماهنگ پنداری با آن است، اما دریغ که اغلب حسی زودگذر است و دوامش به اندازه همان شکوفه های بهاری ...

 

ولی می توان بهار را دلیلی برای نو شدن کرد به شرطی که در زمستانش، آن دگرگونی عمیق و پنهان در تاریکی و سیاهی و ژرفای خاکش در حال شکل گرفتن بوده باشد. همچون دانه ای زیر خاک با تلاش زنده ماندنش آنگاه که جان و تن اش دستخوش ضربات سهمگین و هولناک سردی و ظلمت است آنگاه که ناتوان و عاجز به نظر می رسد آنگاه که زمستان و عجز و بیزاری جانش را می فرساید...

 

 از این همه باید، توان در گذشتن را داشت تا بتوان به بهار واقعی رسید.

 

 بهاری که با بارانهایش، زمین ترک خورده از زمهریر زمستان را سیراب می کند

 نخواهیم  که بهار و دگرگونی روزها را بهانه کرد برای نوشدن، ولی باز همچنان کهنه ماند.

 

باید به خاطر سپرد که هر بهاری آن بهار پار و پارینه نیست هر بهار زندگی تازه ای را خاک تجربه می کند در دشتها گل می شکفد و جوانه هایی که می رویند همان جوانه های سال گذشته نیستند.

 

آری می توان با بهار تازه شد اما با جانی هر دم زاییده شونده و با فکری، مکرر جوانه زده...

بهار بر تمام جانهای بیداری که تمنای رویش و شکفتن و جوانه زدن را در انزوای روح خود احساس می کنند  خجسته باد.


+   ; ٢:٢٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢٥

Powered by PersianBlog.ir