یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

حیوانات و آدمها

 

هر چه بیشتر به آدمها کاری نداشته باشی،  بیشتر با تو کار دارند. هر چه بیشتر سعی کنی از آنها دوری کنی،  بیشتر تلاش می کنند به تو نزدیکتر شوند. هر چه بیشتر به رفتار و گفتارشان بی توجه باشی، بیشتر به تو توجه دارند...

در این دنیای وحش که ما اسمش را دنیای متمدن و با فرهنگ گذاشته ایم آدمها فقط می خواهند بیشتر نیش خود فرو برند تا احساسات پست و فرومایه شان ارضا شود.

فکر می کنید اگر طبیعت به انسان برتری نمی داد ؛ یعنی عدم عقل بهتر نبود؟ اگر انسان عقل نداشت مثل حیوانات زندگی می کرد و تمام اعمال و رفتارش طبق غریزه و برای بقایش بود....آنوقت وضع از اینکه اکنونست خیلی بهتر بود . چون دیگر تمام خصلتها و صفات منفی ای کنونی اش را نداشت و می توانست خوشبخت تر زندگی کند! نمی توانست کلک بزند ؛دروغ بگوید ؛حسد بورزد و...

 مدتی است که می بینم شغال ها خیلی زیاد شده اند . قبلا این مسله برایم جالب  توجه بود اما الان عادی شده.  بس که دیدمشان و با آنها برخورد داشتم. در میان این همه شغال فکر می کنید حیوانات دیگر هم بتوانند خودی نشان بدهند؟ البته اگر آن حیوانات دیگر شیر و ببر و پلنگ باشند  بدیهی است  شغال ها پا به فرار می گذارند اما متاسفانه تعداد  شیر ها و ببر ها و پلنگها خیلی کم است . تک و توک پیدا می شوند اما گویی نسلشان رو به انقراض است.

لابد فکر کردید که دارم از یک محدوده حیات وحش سخن می گویم؟ درست است . این محدوده حیات وحش در کوچه و خیابان و شهر گسترده است چون بعضی اوقات شباهت انسان ها به حیوانات خیلی نزدیک می شود.

نمی دانم تشبیه  رفتارانسانها به حیوانات کار درستی است یا نه؟

به نظرم این کار درست نیست و  درباره اینکه مجازم  به این تشبیه سازی تامل و تردید کردم . آخر مگر حیوانات چه گناهی مرتکب شده اند که ما وقتی می خواهیم نهایت  زشتی هر رفتاری را نشان دهیم به آنان متوسل می شویم ؛ در صورتی که رفتار حیوانات و خصائلشان مقوله ای معین و معلوم و شناخته شده است که آن حیوان برای بقای خود بر طبق آن رفتار می کند در صورتی که رفتار و خصوصیات ما آدمها بسیار کم برطبق خصائل انسانی که با آین نام شناخته شده ایم است. اگر یک حیوان بر طبق قانون شناخته شده ی رفتاری اش عمل نکند بعید و دور از ذهن است ؛ ولی اگر آدمی بر طبق قانون انسانیت عمل کند...این هم چه بسا بعید به نظر آید.

تصور می کنم حیوانات هم  در میان خود موجود چند رنگی را که گاه به لباس هر کدام از آنها و گاه به لباس انسان ظاهر شود  نپذیرند.

ایکاش وقتی انسانی را حتی به شغال بودن تشبیه می کنیم لااقل در همان لباس شغالیت  به صورت تما م و کمال باشد نه اینکه شغالی که حتی به قوانین شغالان نیز به سود خود پشت پا زند.

هیچ گروه حیوانی حاضر نیست موجودی را در خود بپذیرد که حتی به حیوانییتش هم پایبند نباشد. زیرا حیوانات زیاده خواه نیستند وقوانین خود را نقض نمی کنند و الگوی زندگیشان بر طبق آن چیزی است که مورد قبول همه آنها ست.اما حیوان ناطقی به نام انسان هیچ گاه زندگیش بر طبق الگویی که "انسانیت" نام گرفته نیست بلکه مشی زندگیش بر اساس اغراض و امیال شخصی اش شکل گرفته و کمتر نمونه هایی یافت می شوند که هم نوعان خود را نیز مد نظر قرار دهند.

فجایعی را که این حیوان نا طق بوجود آورده است و شکم هایی را که از گرسنگی به پشت چسبیده کدام حیوان غیر ناطق در مورد هم نوعانش انجام داده است؟ جمع حیوانات لا اقل به هم دیگر خیانت نمی کنند و گاه رفتارشان از انسانها هم انسانی تر است.

 

+   ; ۱:٤٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/٥/٧

Powered by PersianBlog.ir