یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

اندر ره عشق...

 

 

 اندر ره عشق حاصلی باید و نیست

 در کوی امید ساحلی باید و نیست 

 

 

مقصود آن است که ذات آفتاب نوازنده است و شعاعش سوزنده

این آن مقام دان که عاشق بی معشوق نتواند زیستن.

که بی جمال او طاقت و حیات ندارد و بار وصال معشوق کشیدن نتواند

 نه طاقت هجران دارد و نه سامان وصال.

نه او را تواند به جمال دیدن که جمال معشوق دیده عاشق بسوزاند

تا به رنگ جمال معشوق کند...

 

دریغا ازعشق چه توان گفت

و از عشق چه نشان شاید دادن

و چه عبارت توان کردن

و بر عشق قدم نهادن کسی را مسلم باشد که با خود نباشد و ترک خود کند.

عین القضات

 

 

+   ; ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/٥/٧

Powered by PersianBlog.ir