یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

یک شعر _حسرت

 

****غزاله علیزادهنام آشنای سالهای دور من است .در آن سالها وقتی که دبیر ادبیات در کلاس انشاهایی از مرا برای همکلاسی می خواند گاهی اوقات از شاگرد قدیمی خودش یعنی غزاله هم یادی می کرد و اگر نوشته تازه ای از او در مجله ای چاپ  شده بود را برایمان می خواند...با غزاله یک نوع احساس آشنایی در عین نا شناسی داشتم ....

و اردیبهشت ماه یادآور خاطره وی است ...او که زیستن خود را آنگونه که می خواست رقم زد  ...بر شاخه درختی که تازه برگهای سبزش را به بیداری خوانده بود در جنگل های شمال...غزاله تا ناکجا آ باد قصد سفر کرده بود و سفر خود را از شاخه های درختان سرسبز و زنده در اردبیهشت ماه آغازید...

از او باید بیش از اینها گفت.

 

**************************

 

ماهی در دریا

               با حسرت

                     به پرنده نگاه کرد

دریغا

از بال پروازی

               که نداشت

و رها شدن

 

 از گنداب.

 

+   ; ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۳/٢/٢٠

Powered by PersianBlog.ir