یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

چند حرف

 

***يک وجه مهم ادبيات را خيال پردازی تشکيل می دهد .اما اين خيال پردازی در بعضی از سبک های ادبی پر رنگ و شاخص ودر بعضی از انها کمرنگ جلوه می نمايد .اين کم رنگی در ادبيات رئال بسيار است و جنبه واقع گرائی و بيان آن چه که وجوددارد با شاخ و برگ اضافی کمتراز ارکان مهم اين نوع به شمار ميرود .شکی نيست که بيان هنر مندانه افکار الزاما با خيال پردازی صرف امکان پذير نيست؛ بلکه نقش تعقل نيز در آن حائزاهميت است وگرنه ميشود (سبک هندی)(سبک هندی سبکی در شعر است که در آن شاعر آن قدر راه خيال را می پيمايد که مثلا کمر محبوب خود را همسان کمر مورچه می انگارد!)

**فلسفه و ادبيات پيوند های نامرئی و جدايی ناپذير با هم داشته و دارندو اين پيوند ها زمانی پر رنگ و گاهی اوقات بسيار کم رنگ رخ می نمايند .هميشه هر نوشته ادبی حتی مبتذل ترين آنها در ذات خود مروج ايده و نظر خاصی می تواند باشد و چه بسا می توان گفت ادبيات گاه آگاهانه و زمانی نا آگاهانه در خدمت فلسفه بوده است.نويسندگان و شاعران بزرگ در واقع فيلسوفانی هستند که برای ترويج نظريات خود به آ ن رنگ و لعاب دلپذير و مطلوبی می دهند ؛در واقع به طور غير مستقيم آن را بيان ميکنند.

************************.

*** اوه پسر !همشون باندن!

باو  ر كنيداغراق نمی  كنم دروغ هم نمی گويم.اگر خودتان از نزديك با جماعت هنر مندان اشنا باشيد و با تعدادی از انان حشر و نشر داشته با شيد...انوقت می فهميد كه من نه اغراق می كنم و نه ........

اگر در ميان ديگر افراد هم صنف جامعه رقابت وجود دارد ؛در ميان قشر هنر مند جامعه اين رقابت گاهی پا را فراتر از اين حد می گذارد و تبديل به حسادت می شود ؛ان هم چه حسادتی كه چشم ديدن هم ديگر را هم ندارند.

 (شايد اين قضيه ناشی از روح حساس انان باشد!!)

اما غرض از باند بازي:در هر گوشه و كناری جماعتی هنر مندجمع شده اند و كار های مختلفی انجام می دهند......اما.............وای به زمانی كه فردی تازه وارد و غريبه از چشم آنان بخواهد وارد جمع انان شود و عرض اندامی كند............بمانداز رابط ه های سببی و نسبی كه در بين انان حكم فرماست.

 

******************************

***يادم باشد دسته گلی بخرم ...دسته گلی بزرگ و شايسته ....و آن را بر مزار شعر امروز بگذارم.

کجاست ديگر آن صلابت وآميختگی زيبای احساس و شعور و آگاهی؟

کجايند آن شاعران بزرگی که چونان غولی بر آسمان هنر سايه می گسترانيدند؟

چراغ پر نور شعر گويی پت پتی کرد و به خاموشی گراييد.ديگر بزرگی پا به عرصه نگذاشت..آنان که مردند و رفتند گويی تمام شعر و شعور را نيز با خود بردند.و کودک شاعرانی ماندندکه يا  به تقيلد راه پيمودند و يا خزعبلاتی بی سر و ته سرودند به نام  شعر که جز بازی با کلمات چيز ديگری نبود.

و جامعه با بی رحمی تمام اجازه رشد به کو کان مشروع و بر حق نداد......

+   ; ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸۳/۳/۳٠

Powered by PersianBlog.ir