یادداشت های اهور

یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات

زن و نگاه جامعه

نگاهی به فرهنگ رایج در جامعه اگر داشته باشیم نکات جالب و قابل توجهی در آن می بینیم.منظور از فرهنگ رایج در جامعه آداب و رسوم و گفته هایی است که اکثریت جامعه آن را به کار می برند بدون آنکه در آن تعمق و یا تفکری کرده باشند و بسیاری از اوقات این رفتار و گفتار حاکم بر اقلیت جامعه که همان روشنفکران و آگاهان هستند نیز تاثیر دارد...البته این مسائل مسائل مهمی نیستند ولی به عنوان نکاتی که ذهن انسان را برای لحظاتی به خود مشغول می کند قابل ذکر است.زیرا وبلاگ به گفته ای بایگانی افکار است هرچند که این افکار گذرا و کوتاه باشند...

لابد شما هم مثل من بارها و بارها کلماتی را به صورتهای گوناگون از دهان آقایان شنیده اید که مفهوم کلی آن این است که:ازدواج کردن یک حماقت بزرگ است. برای من چند سوال بوجود امده است که :

۱ـچرا آقایان بعد از ازدواج به این تز می رسند؟

۲ـچرا از تجربه دیگران استفاده نمی کنند و یک عمل حماقت آمیز را در طول تاریخ بارها و بارها تکرار می کنند؟

۳- در شرایط زندگی آقایان قبل و بعد از ازدواج چه تغییراتی بوجود می اید که از آن ناراضی می شوند.

۴ـچرا خانمها هیچ گاه چنین حرفی نمی زنند.

۵ـ آیا این تغییر شرایطی که قبلا گفتم در جهت نفع خانمهاست که آنها از وضع موجود خود راضی هستند و پشیمان نیستند ؟

۶ـ شاید هم خانمها این پشیمانی را ابراز نمی کنند ۱-به این دلیل که ابراز ان سودی ندارد و۲- شاید نیز ترس ازابراز به خاطر وجود جامعه مردسالارانه باشد.

و اما جوابهایی که به نظرم آمده :

۱- چون معمولا جوجه را آخر پاییز می شمارند.

۲-برای اینکه می خواهند شخصا تجربه کنند تا درک بهتری از شرایط دیگران داشته باشند و نیز اینکه بر طبق ضرب المثل :رطب خورده کی منع رطب کند؟حرف دیگران را قبول ندارند.

۳-تنها تغیری که در شرایط زندگیشان ایجاد می شود این است که: اولا یک نون خور اضافه !!دوما یک مزاحم دست و پا گیر!!سوما یک آدمی دائم همیشه و همه جا همراهشونه که هی سین جیم میکنه و هی باید بهش باز خواست پس بدهند و تازه بدتر از اینها اینکه برای هر کاری و هر چیزی باید مشورتی عمل کرد و این از همه چیز بدتر است.خلاصه کلام از بین رفتن حاکمیت مطلق و بلا منازع.که البته همه آقایان این حاکمیت را سعی می کنند حفظ کنند و چون این قدرت مطلقشان کمی به خطر افتاده می گویند عجب حماقتی کردیم ها!!

۴-خانمها باید هم از خدا بخواهند که یک شوهر و سایه بالای سر پیدا کردند .اصلا شوهر کردن بزرگترین آرزوی هر خانمی است .آنوقت بگویند که مر تکب حماقت شده؟؟می مانند توی خانه و ترشیده می شدند بهتر بود؟؟!!

۵-مسلما ازدواج کردن به نفع خانمهاست .یکی خرجشون را مفت مفتی بدهد بد است ؟؟...زندگی بخور و بخوابی که این خانمها دارند بد است؟؟

۶-تازه پشمان هم که باشند و بگویند چه می شود.اقای همسر با اردنگی پرتابشان می کند خونه بابا. دوباره همان آقا بالا سر قبلی ...در آمدن از توی چاه و افتادن توی چاله...

 

 

تازه اصلا این سوالها همه بی ربط و جوابها هم بی ربط تر از آن .بود...مثل اینکه باز دچار مالیخولیا شدم!!!

+   ; ٥:٥٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸۳/٦/۱۱

Powered by PersianBlog.ir