تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)

یک شعر

"شهر"

--------

مغرب سیاه
کمی آبی، مشرق

خانه ها
ایستاده در خواب
کاجستان سبز ِتیره
و چراغ ها آفتابی نارنجی

شب،
تجزیه شده
در کورسوهای دور و نزدیک
در پیکرم
که در خواب،
بیدار می ماند

وشهر
شهر،
چانه بر مشت نهاده
در فکر،
در فکر،
تا صبح.

منصوره اشرافی

از کتاب " دریغا از عشق" نشر شور آفرین

+   ; ٥:٢٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/۸/۱۳