تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)

یک شعر از کتاب مرگ خلاصه شد

 

 تقلا

 

 

آن گاه که لحظه لحظه, خودم را می مردم

جنگل را به کناری زدم

از تنه های درختان رد شدم

و به پهنای آفتاب رسیدم

 

من زنده مانده ام.

 

منصوره اشرافی- کتاب " مرگ خلاصه شد "

+   ; ٩:٠٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩۳/۸/۱٧