تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)

شعر فراپست مدرن

برای خیلی از افراد این فکر بوجود  می آید که شعر گفتن کار سخت ومشکلی است وهر کسی قادر به انجام این کار نیست و باید ذوق ادبی وشعور فرهنگی داشته باشد .ولی من در اینجا می خواهم ثابت کنم که شعر گفتن کار چندان سختی نیست و حتی بسیار آسان هم است حتی آسان تر از غذا پختن !البته این مسله را زمانی دریافتم که دیدم دست پخت این گونه شاعران به راحتی با ذائقه خوانندگانشان جور در می آمدو حس کنجکاوی باعث شد که این راه و روش را فرا گرفته و در اینجا به تمام کسانی که مایلند یاد بگیرند ارائه دهم تا ببینند که این گونه شعر گرفتن به مانندکار هر بز در خرمن کوفتن !!ااست .البته این گونه شعر ها در ژانر خاص خودشان قرار دارند ومن به خاطر اینکه به دیگر شاعران توهین نشود فقط این ژانر را مد نظر دارم . این گونه شعرها را  می توان در نظر من در ژانر ــمافوق مدرن ــ و یاــ فرو پست مدرن  ــقرار گیرد.

اما روش تقریر:

۱-- یک عدد و یا نصف صفحه روزنامه یا مجله .نوع مطالب این صفحه بستگی به نوع شعری دارد که می خواهید بگویید .مثلا برای یک شعر سیاسی به نظر من مناسبترین صفحه صفحه سیاسی اجتماعی است .من برای مثال صفحه ادبی هنری را برگزیدم.

۲ــحدود ۲۰ تا سی کلمه را از این صفحه جدا نموده به صورت کاملا رندم.تعدادکلمات جدا شده بستگی تام دارد با اندازه شعر.

۳ــسپس این کلمات جدا شده را در یک ظرف می ریزیدو خوب هم می زنید.بعد   با چشم بسته یکی یکی کلمات را از توی ظرف در می اوریم و روی یک کاغذ یادداشت می کنیم.

۴ــحالا با کلماتی که روی کاغذ داریم می توانیم شعر بنویسیم.برای نوشتن شعر چند روش وجود دارد که این بستگی به ذوق و سلیقه شما دارد .می توانید کلمات را همان طور که روی کاغذ نوشته اید پشت سر هم ستون وار توی صفحه بنویسیدیامی توانید جای آنها را جابه جا کنید و یا اینکه از انتها به ابتدا بروید.

حالا من یک نمونه شعربرایتان با کلماتی  که بدین ترتیب بدست اوردم  می نویسم.یاد آور می شوم که این شعر بقدری شگرف از کار در آمده که می توان آن را از پایین به بالا هم خواند.هر دو مدل آن را می نویسم:

           (مدل شماره ۱)

در رازهای تازه سنگ

شبها پر می شود

برای صورتهای

          فردا

یافته باغ

قصه ها را

سحر می شکفت

من خریده ام

تقدیر بهار را

به فصل.

گمانم

اما بریده.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

         (مدل شماره۲)

اما بریده

گمانم.

به فصل

تقدیر بهار را

من خریده ام .

سحر می شکفت

قصه ها را .

یافته باغ

 فردا

برای صورتها

شبها پر می شود

در رازهای تازه سنگ.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در خاتمه از تمام کسانی که در این ژانر شعر می سرایند به خاطر بر ملا نمودن رمز و راز کارشان عذر خواهی می کنم.

+   ; ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۳/٧/۱٩