تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
بی عنوان نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸۸/۳/٢٦

  نظرات ()
این روزها ی انتخاباتی نویسنده: - شنبه ۱۳۸۸/۳/٢۳

این روزها این حرفها از نیما باز هم خواندنی ست!

 

_______

 

چرکین چراست صورت مهتاب؟

کی مانده چشمش بیدار

خواب آشنا  که هست و چرا خواب؟

کی ساخته است ؟

کی برده است؟

کی باخته است؟

...

 

دوست من!

برای خوب دویدن؛میدان لازم است. انسان قفسه نیست که هر وقت هر دارویی را که بخواهداز یکی از جعبه های معین آن بیرون بکشد. ...

درست مثل داروهای رطوبت زده شده ام . برای من حرارت و آفتاب کافی و آسمان؛ که متاسفانه ابری است و من به خوبی می دانم که این ابرها در همه وقت و زمانی بو ده اند. بعضی از روی دریاها بلند می شوند؛بعضی از روی مردابها و جاهایی که نمی دانند کجاست و مرغابی های ترسو در کجاهای آن منزل دارند. باید در حساب گرفت که دنیا جای چشم دریده هایی هم که آفتاب نمی خواهند هست؛آنها هم سهم می برند.

جوری برای زندگی کردن خود دست و پا می کنم که خودم خنده ام می گیرد.مثل کبوتر هایی که از پرواز طولانی برگشته ؛ زیاد پرسه زده اند.

در دایره امکان همه ما را به مثابه ی یک مشت ریزه خوار مفلوک و عاجز به هم ریخته اند. پر از فکرهای علیل و طولانی برای رهایی.معنی کمال را در پیرامون این بهم خوردگی ها برای پیدا کردن یک توانایی مختصر باید به دست آورد.

آنچه دائمی ست همین حرکت است از برای همان توانایی یا کمالی که گفتم.از نوشتن دست بر می دارم. رفتم به سر وقت آب دادن بوته هایی که با دست خودم آنها را کاشته ام. در صورتیکه من تابستان به ییلاق می روم و می ماند برای دیگران؛ نمی دانم چرا  وقت مرا می گیرد؟

                                 خدا حافظ شما

                                   دوست شما  ــفروردین ماه ۱۳۳۴ـــنیما یوشیج

  نظرات ()
از میان این چهار تن _ یک گام فرهنگی به جلو نویسنده: - پنجشنبه ۱۳۸۸/۳/۱٤

از میان این چهار تن _ قسمت دوم

 

اتفاقن مهمترین حسن  " مهدی کروبی" در این است  که معتقد به استفاده از متخصصین و کارشناسان در هر امریست  و اینکه خودش را دانای کل نمی داند که همین مقوله دانای کل دانستن  در جوامعی نظیر جامعه ما در نهایت منجر به خود کامگی و استبداد تک نفره می شود . اگر ایرانی جماعت بپذیرد که این خرد جمعی است که باعث پیشرفت جامعه می شود نه خرد فردی و این جمع بندی نظرات و تصمیم گیری های جمعی است که بهترین  و مطلوب ترین نتیجه را عاید مردم می کند، این خودش  موفقیت مطلوبی وگام فرهنگی بزرگی رو  به جلو  است.

مطلب مرتبط:

ازمیان این چهار تن

  نظرات ()
از میان این چهار تن... نویسنده: - چهارشنبه ۱۳۸۸/۳/۱۳

از میان این چهار تن...

به نظر من الزامی به انتخاب  از میان گزینه های اجباری وجود ندارد،...

 اما اگر فکر می کنیم که مجبوریم بهترین را از میان آنها انتخاب کنیم، کسی را انتخاب باید کرد که برنامه هایش روشن و شفاف و در جهت تغییر است و من فکر می کنم کروبی در مقایسه با آن سه نفر دیگر بیشتر از حقیقت و واقعیت صحبت می کند تا شعار و تهییج احساسات.

مهمترین کاری که کروبی انجام داد  این بود که سطح و میزان توقع و انتظار و خواست عمومی جامعه و مردم را بالا برد و در مورد مطرح کردن خیلی از خواسته ها و انتظارات تابو شکنی کرد و دیوارهای ترس را در اذهان جامعه در بیان احقاق این خواسته­­ها، تا حدی ویران کرد.

 دنباله:

از میان این چهار تن _٢

 

  نظرات ()
کامنتی وسوسه انگیز یا به عبارت دیگر نان و آبدار نویسنده: - جمعه ۱۳۸۸/۳/۸

 کامنتی وسوسه انگیز یا به عبارت دیگر نان و آبدار (! ؟)

متن کامنت مزبور:

با سلام خدمت شما دوست عزیز
برای حمایت از میرحسین موسوی لطفا لینک امید ملت را با عنوان میرحسین موسوی در وب سایت خود قرار دهید و برای اینکه نام شما در فهرست حامیان موسوی ثبت گردد و از مزایای آن در آینده بهره مند شوید به وسیله همین سایت و در قسمت تماس با ما به ما اطلاع دهید تا در صورت لزوم با شما تماس گرفته شود. امید است که با حمایت شما هموطنان گرامی شایسته ترین و اصلح ترین فرد پیروز این انتخابات گردد، دوست عزیز به حمایت شما نیاز داریم و متقابلا حمایتتان خواهیم کرد.

با تشکر: امید ملت / از طرف میرحسین موسوی
نویسنده: امید ملت / میرحسین موسوی [irantej@gmail.com][http://www.omidemellat.com]

قسمتهایی از کامنت توسط من برجسته شده است .

_______

دارم به بهره مند شدن از مزایای احتمالی آینده فکر می کنم. مزایایی که نمی دانم چه می تواند باشد .  اما خیلی بد است که انسان با انگیزه دستیافتن به مزایای احتمالی و یا حتمی آینده، طرفدار عقیده و عملکرد یک کاندیدا شود.

بهتر است به جای وعدهای سر خرمنی از نوع نقد و نسیه به مردم در شفافیت برنامه های کاری بکوشند آنهم برنامه هایی با قابلیت اجرا نه عملیات محیر العقول.

کاندیداهای محترم بهتر است حقوق حقه هر شهروندی را به او اعطا کنن، مزایای آینده پیشکشان. همین که در طی این سالها با اعمال سیستم گزینش عده ای از تحصیل و کار محروم شد اگر حرفی هم از دادن مزایایی در میان باشد گمان نکنم که این پس دادن حقوق انسانی مزیتی ایجاد کند.

 

  نظرات ()
کی بود، کی بود، من نبودم ­های انتخاباتی! نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸۸/۳/٤

کی بود، کی بود، من نبودم ­های انتخاباتی!

 گذشت زمان با وجود تمام معایبی که دارد این حسن را هم دارد که می­توان کارنامه افراد را و نیز آنچه را که بر ما گذشته در پیش چشم آورد.

 این روزها در بحث­ها و در تب و تاب انتخابات اغلب همه به دنبال ابن می­گردند که  چه کسانی ، کجاها مقصر بودند. اما بر مبنای این اصطلاح ، کی بود، کی بود، من نبودم  و یا در نهایت با توسل برخی از دست اندرکاران و مسولان دوران­های گذشته به این مثل معروف که: من نبودم، دستم بود، تقصیر آستینم بود ، انگشت اتهامشان را به سوی یکدیگر حواله می­کنند.

 حرف از انقلاب فرهنگی شده و باز این مقوله آدم را به ناچار پرتاب می­کند به سالها گذشته و در ذهن آوردن آنچه که به نام انقلاب فرهنگی اتفاق افتاد و یادآوری خاطرات آن دوران ، که وقتی بعد از سه سال اعلام بازگشایی دانشگاه­ها می­شود و تو می­روی برای ثبت نام می بینی که در جلوی در ورودی دانشگاهت جوانکی اسلحه آویخته بر دوش که نمی دانی دانشجو است یا غیر دانشجو، از تو کارت دانشجوی ات را می خواهد و وقتی آن را به او نشان می­دهی کارتت را ضبط کرده و به تو دیگر بر نمی­گرداند و این به معنی این است که تو از این لحظه به بعد دانشجو نیستی مگر اینکه ما تاییدت کنیم و هیچوقت کسی جرات نداشت بپرسد از اینها که این  شما ها  کی و چه کسانی هستید که اکنون سر نوشت دیگران را تعیین  و یا تایید می­کنید...

بگذریم . اینها باشد برای شاید وقتی دیگر...

اما،

دولت آبادی  سروش را مسول تبعات ناشی از انقلاب فرهنگی دانسته و سروش نیز از نقش خود به عنوان فردی در کنار دیگر افراد نام برده ... دولت آبادی در راستای انتقاد به انقلاب فرهنگی گفته است:«من به کسی رای می دهم که از تمام ایرانیان فرهیخته ای که از این کشور بیرون رانده شدند، اعاده حیثیت کند..." البته این قسمتی از دستاوردهای این قضیه است زیرا  همه آنهایی که در جریان انقلاب فرهنگی دچار آسیب شدند کسانی نیستند که به خارج از کشور رانده شده­اند.  به نظر من بهتر بود که دولت آبادی این روند اعاده حیثیت و اعاده حقوق از دست رفته  را شامل طیف وسیع تری از کسانی می­کرد که در جریان این انقلاب فرهنگی دچار محرومیتهای  بسیار جدی اجتماعی شدند. انقلاب فرهنگی باعث اخراج شدن و محروم از کار شدن استادان و دانشجویان بسیاری شد و آسیبهای به روند زندگی آنها وارد کرد و مسیر زندگی آنها را به حدی دگرگون کرد که با هیچ اقدامی قابل جبران نیست. بر اساس آمار وزارت فرهنگ و آموزش عالی، در طی انقلاب فرهنگی حدود هشت هزار نفر از اساتید دانشگاه‌ها که تقریباً نیمی از کل اساتید دانشگاه در ایران ‌بودند از دانشگاه‌ها کنار گذاشته شدند. تعداد دانشجویان در سال 1359 بنا به آمار ١٧۴٢١٧ نفر بود که در سال 1361 تعداد آنان ١١٧١۴٨ اعلام شد. با توجه تفاوت ایندو آمار تعداد کسانیکه از دانشگاهها اخراج شدند بیش از ۵٧٠٠٠ نفر است. کاهش تعداد استادان و هیات علمی دانشگاهها که در سال 1359 از ١۶٨۴٧ نفر به ٨٠٠٠ نفر درسال 1361 نشان دهنده بیش از ۵٠ درصد کادر علمی دانشگاهها بود.*

 

بدیهی است که نقش­های افراد از سروش و موسوی گرفته تا دیگران در این جریان مختلف بوده ولی آنچه که مسلم است عدم اعتراض از جانب  هر یک از آنها بر این روند، به نوعی تاکید و صحه گذاشتن بر این جریان تلقی  می­شود. تنها چیزی که در کارنامه های مشمول مرور زمان قرار نگرفته-ی اینان می­تواند به عنوان نقطه روشن تلقی شود این است که این دست اندر کاران و مسولان انقلاب فرهنگی با قدرتهای اجرایی که داشتند، چه اقدامات عملی و یا فکری در جهت انتقاد به این مقوله داشته­اند؟ و یا چه اقداماتی در این باره کرده­اند؟

خیلی از افراد اعم از هنرمند و سیاستمدار و روشنفکر در همان دوران به روند اخراج استادان و پاکسازی دانشگاه-ها و سیستم گزینش دانشجو بر طبق نگرشی خاص، مخالفت کرده و اعتراض نمودند، ولی در حال حاضر مدعی  مخالف بودن  در آن دوران بدون ارایه هر گونه دلیل و سند و مدرکی، تنها می تواند ادعایی برای جذب تفکرات مختلف به خاطرکسب آرا ی بیشتر در انتخابات باشد.

صداقت و شجاعت در بیان رفتار و اشتباهات گذشته و نه توجیه آنها و بار را بر دوش دیگران انداختن، مهمترین اصل برای نشان دادن تضمین عملی وعده­های آینده است. هر فردی به میزان مقام و مسولیتی که در گذشته در هر سیستم اجرایی داشته باید پاسخگوی کارکرد خود و انتقادات وارده با آن کارکرد باشد.

 رفتارها و واکنش-های ریز و درشت آنانی که در پی کسب قدرت و بد ست آوردن هوادار هستند حکایتی را به ذهن میآورد که، ساده دلی در پای منبر واعظی نشسته بود و واعظ با تفصیل فراوان شرح می­داد که گناهکاران به دوزخ می­روند  و هر که دزدی کرده، هر که دروغ گفته، هر که خیال بد داشته، هر که ماه رمضان روزه نگرفته و هر که نمازش را ترک کرده  در دوزج جای داردو تنها کسانی به بهشت می­روند که گناهی مرتکب نشده­اند و می­توانند از دست ساقی کوثر جام بنوشند ... سخن که بدین جا رسید ساده دل بی حوصله فریاد زد که ای شیخ، با این حساب باید خودش بریزد و خودش بخورد.

 

 

* پ .ن_ به نقل از ویکی پدیا

در جریان انقلاب فرهنگی تعداد زیادی از اساتید دانشگاه و معلمان و اساتید ومعلمان زن اخراج و یا به اجبار بازنشسته شدند به علاوه محرومیت و اخراج تعدادی از دانشجویان و نیز تعطیلی دانشگاه‌ها به مدت ۳ سال از تبعات آن به شمار می‌رود. از زمان انقلاب فرهنگی سیستم گزینش عقیدتی و سیاسی برای گزینش استادان و دانشجویان برقرار شد. پس از بازگشایی دانشگاه‌ها، سوابق سیاسی و عقیدتی دانشجویان توسط «کمیته‌های گزینش» مورد ارزیابی قرار می‌گرفت و به بسیاری از دانشجویان دارای عقاید سیاسی خاص و آنهایی که صلاحیت عقیدتی آنها به تایید نمی ­رسید اجازه ثبت‌نام مجدد نمی­دادند.

 

طی‌ انقلاب فرهنگی‌ بسیاری از کارهای تحقیقی به حال تعلیق در آمد. در طی‌ سالهای تعطیلی‌ دانشگاه (۲ سال برای رشته پزشکی‌ و ۳ سال برای بقیه رشته‌ها) و سالهای بعد بسیاری از محققین کشور را ترک نمودند. محققینی نیز که ماندند در بسیاری از اوقات در معرض اتهام بی‌ میلی به انقلاب و یا حتی ضد انقلابی بودن قرار داشتند. بسیاری از رشته‌های تحقیقی و علوم بی‌ مصرف و یا حتی ضد اسلامی شناخته ‌شدند. بسیاری از محققان و اساتید دانشگاه در ایران پس از انقلاب فرهنگی‌ به کار خود بر‌نگشته و به کار در بخش خصوصی و یا مشاوره پرداختند. در طول سالهای اول بعد از انقلاب فرهنگی‌ اکثر محققین تنها مجبور به تدریس در دانشگاه‌ها شدند. آمارها نشان می‌دهد که تعداد مقالات چاپ شده ایران در ژورنال‌های معتبر خارجی از ۴۵۰ عدد در سال ۱۳۵۷ به حداکثر ۱۲۰ عدد در سال ۱۳۶۴ کاهش یافت

سیاست‌های جدید مبنی بر تاسیس دانشگاه‌ها و رشته های جدید، تقاضای شدیدی برای تعداد بیشتری مدرسین دانشگاهی بوجود آورد. همزمان، با توجه به کاهش شدید تعداد استادان دانشگاه بر اثر پاکسازی دوران انقلاب فرهنگی و مهاجرت بسیاری از استادان دانشگاه به خارج از کشور، کمبود شدید استاد دانشگاهی را در دانشگاه‌ها بوجود آورد. جهاد‌ دانشگاهی در سال ۱۳۷۱ اعلام نمود که ایران با کمبود ۹۰۰۰ استاد دانشگاه مواجه است. این کمبود مدرس، استادان دانشگاه را به تدریس همزمان در چندین دانشگاه و کار در دانشگاه‌های شهرهای دورافتاده به‌عنوان استاد پروازی مجبور نمود. کیفیت ارائه درس‌های دانشگاهی افت نمود و و منابع و جزوه‌های آموزشی درسی بروز نشده در دانشگاه تدریس می شد. این کمبود استاد سبب شد که استادان درس دادن و کارهای پرسنلی را جایگزین تحقیق و پژوهش کنند.

  نظرات ()
چشم همچشمی زنانه البته از نوع مثبت! یا آگاهی مستقل؟ نویسنده: - یکشنبه ۱۳۸۸/٢/٢٧

چشم همچشمی زنانه البته از نوع مثبت! یا آگاهی مستقل؟

چشم همچشمی زنان  و پیامدهای ناشی از آن همیشه از مواردی بوده که جامعه و خصوصن جامعه مردسالارانه آن را یکی از معایب و نقاط ضعف زنان دانسته و هر وقت خواسته اند که زنان را با مردان مقایسه کنند و برتری مردانه را اثبات کنند  بر این نکته بعنوان یکی از معضلات زنان انگشت گذاشته اند .

 اما در شرایط اکنون مثل اینکه این مسله  و پیامدهایش نه تنها یک معضل  و مشکل بلکه  کاری خوب و  مثبت و مورد تایید  و البته بهره برداری آقایان است! کاندیداهای ریاست جمهوری این بار ترجیح دادند که همسران خود را نیز در کنار خود داشته باشند و به جای عکسهای تک نفره از عکسهای دو نفره برای تبلیغ استفاده کنند  که البته در  مثبت بودن این حضور زنان (حتا اگر هم کاملن ظاهری باشد) شکی وجود ندارد چون بهر حال نشانگر این است که آقایان کاندیدا گویا به این نتیجه رسیده اند که نمی توان حضور زنانشان را و نیز بدست اوردن آرای نیمی از افراد جامعه(زنان) را  در کنارش فراموش کنند.

جالب بودن این مسله اما در اینجاست که به یک باره همه آنها پی بردند که زنان خود را  به صحنه انتخاباتی آورده و در عکسها در کنار خود قرار دهند .

آنچه که برای من سوال است این است که آیا پیام حضور این زنان، دست یابی به ضرورت حضور زن در جامعه و داشتن نقش یکسان با مردان  و تلاشی در جهت رفع تبعیضات اعمال شده بر زنان از طرف اجتماع است و یا اینکه حرکتی بر طبق تمایل و خواست همسران آنها بوده و  آقایان کاندیدا به خاطر بدست آوردن موفقیت در انتخابات متوسل به استفاده ابزاری از زنان خود برای جلب آرا و ایجاد نمادهای روشنفکرانه از خود شده اند؟

چه دلیلی برای این حضور یک باره و گسترده و همه گیر همسران کاندیداها در کنار شوهرانشان و چه دلیلی برای عدم حضورمطلق آنها در قبل وجود داشته است؟

امیدوارم که حضور تنها نمایشی ازحضور نمادین زن در عرصه جامعه  و فقط با انگیزه کسب پیروزی برای شوهرانشان نباشد، چرا که  اگر آنها تنها به صرف عقب نماندن مسابقه انتخاباتی و تنها به صرف جلب کردن رای مثبت زنان دست به این حرکت زده باشند و این حرکت نه خواست همسران آنها بلکه بنا بر خواست شوهرانشان به خاطر بدست آوردن پیروزی در انتخابات انجام شده باشد، در نهایت چیزی جز تقلیدی ظاهری نخواهد بود و بعد از انتخابات دوباره این همسران به همان جایگاه های قبلی خود رجعت داده خواهند شد. 

  نظرات ()