تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)

یک شعر

 

چه دور،
              دور
و چه نزدیک،
            نزدیک
               می نمایید
ای یادهای من !

در خاکستر فسرده تان
آیا نسیمی
خواهد دمید
تا جرقه ای شعله کشد


منصوره اشرافی

از کتاب " این تاج خار"

 

+   ; ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۳/۱۱/٩

یک شعر

 

عادت کرده ام,
دروغ بگویم :
ممنون, خوبم.
در حالی که
می خواهم تف کنم
این زندگی را
که برایم ساخته اند.

 

منصوره اشرافی- از کتاب " این تاج خار"

+   ; ٥:۳٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/۸/۱۳

یک شعر از کتاب این تاج خار

***

کرم شب تابی
با غرور
در تاریکی
در کار خود نمایی

ستاره ای
از آن بالا
حسودیش شد.


منصوره اشرافی
از کتاب " این تاج خار"

+   ; ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩٢/٤/٢۸

یک شعر

 

 

***

کرم شب تابی
با غرور
در تاریکی
در کار خود نمایی

ستاره ای
از آن بالا
حسودیش شد.

منصوره اشرافی
از کتاب " این تاج خار"

+   ; ٥:٥٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٢/٤/۱٥

دو لینک به دو عنوان

 

شماره بیست و سوم ماهنامه مارال منتشر شد.

این مجموعه در بر گیرنده مقاله هایی است که طی سالهای مختلف نوشته ام و به تدریج  در سایتهای گوناگون منتشر شده اند و به کوشش علیرضا ذیحق گرد آوری شده است.

دانلود فایل پی دی اف این مجموعه در سایت کتابناک

________


خلق لایه های معنا گر در ساده نویسی ، عنوان مطلبی است که بر کتاب " این تاج خار" توسط حمید رضا اکبری شروه، نوشته شده است.


 

+   ; ٧:۱٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٤

دو مجموعه شعر در سایت کتابناک

 

 در صورت تمایل می توانید دو مجموعه شعر " خورشید من کجاست؟" و " این تاج خار" را از آدرس های زیر در سایت کتابناک  دانلود کنید.

 

 


خورشید من کجاست؟

 

 


این تاج خار

+   ; ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸٩/۱۱/۸

چه گوارا، زیستن از نوع اول

چه گوارا، زیستن از نوع اول

 

 

 

چه گوارا

چه گوارا !
لابلای استخوان های پوسیده ات
گیا هان
         ریشه دوانده اند .

تو اینک
اسطوره ی خاک و گیاه
تو اینک
اسطوره ی هستی.


بر گیاهان وجودت
گنجشکان ظهر تابستان
در پر گویی بی انتهای خود
آیا می دانند
چه گوارا
که بود؟*

زیستن از نوع اول

برای ما آدمها  دو نوع زندگی وجود دارد.
یکی زندگی بر پایه اعتقاد و اندیشه و دیگری زندگی بر پایه نفع طلبی. زندگی نوع اول اغلب و چه بسا همیشه با ضرر و زیان همراه است و رنج و ناکامی و گاه حسرت بدنبال دارد. اما زندگی نوع دوم با خوشی و لذت همراه است ولی لذتی متفاوت با لذت نهفته در زندگی نوع اول. چرا که در این دو نوع زندگی اساسن مفاهیم متفاوت و دگرگون هستند.
میان این دو زیستن دیواریست که انسان را از حیوان جدا می کند.
البته این حرفها در جهت تقدیر از رنج و سختی و ناکامی نیست.اما اینها واقعیت های اجتناب ناپذیری هستند. مرگ و نیستی در طرفی و عشق و زندگی در سویی دیگر .نومیدی و یاس در طرفی و امید و آرزو در سویی دیگر .همه اینها در کنار زیستن در جهانی که ارزشها مدام در حال ویران شدن هستد و رابطه های انسانی به طرز وحشتناکی در حال عوض شدن...
زیستن از نوع اول یعنی نگاه کردن به تمام این چیزها و زیستن از نوع دوم یعنی بی تفاوت گذشتن از کنار اینها.

می خواهم بگویم که انسان نه تنها در ارایه آنچه که نوشته، بلکه در خود اندیشیدن، در نوع زندگی کردن، در نوع انتخاب کردن و در نوع انجام هر کاری بر مبنای اعتقادش نباید خود سانسوری کند؛ زیرا اگر بخواهد در تمام این جنبه ها محتاطانه و خود سرکوبگرانه حرکت کند آنگاه نمی توان معتقد بود که انسان آزاد و آزاداندیشی هست .( البته اینجا جنبه بی گدار به آب زدن نباید متصور باشد. )
برای خوش بخت بودن و خوش بخت زندگی کردن فکر می کنم همین فاکتور، مهمترین است زیرا احساس رضایت درونی بالاترین پاداش آزادانه حرکت کردن است. بدیهی است که در خودسانسوری نکردن در نوع و روش زیستن و در اندیشه و افکار و پیاده کردن آنها، احتمال شکست و طرد شدن و منزوی گشتن نیز وجود دارد. اما این ها نابودی نیست بلکه نومیدی و قطع تلاش، نابودی محسوب می شود.
خود سانسوری نکردن در تمام ابعاد زندگی (به جز بعد اقتصادی آن) هر چند که ممکن است بهایی سنگین داشته باشد ، اما ما برای این زندگی نمی کنیم که آن را گران یا ارزان بفروشیم؛ بلکه برای این زندگی می کنیم که از خویشتن راضی و خشنود باشیم.
تنها احساس رضایت از خویش است که به انسان قدرت و توان مضاعفی می دهد که بتواند در برابرطوفان مشکلات و سختی ها تاب بیاورد. رضایت از خود و ایمان به درستی آنچه که عمل می کند.

بعضی وقتها ، یک انسان گرسنه بسی خوشبختر و رضایتمند تر است از انسان سیری که سیر بودنش را به بهای از دست دادن آنچه که دوست داشته ، بدست آورده است .
به خود ، به آنچه که انجام می دهی، به اندیشه ات و به درستی آن ایمان بیاور.
آن وقت از هیچ حرف و سخنی دلگیر نخواهی شد .هر چند که بار سنگینی است بار اعتقاد خویشتن را بر دوش بردن.
وقتی که انسانی فکر می کنی و در زندگی انسانیت را پاس داری ، (به خاطر اینکه این والاترین صفت است )بدان که نیرویی درتو وجود دارد که هرگز اجازه جایگزینی یاس و نومیدی را نخواهد داد.

چه خوب است اگر زندگی ما آدمها به مثابه رودخانه ای باشد که از هر کجای آن تشنه ای بتواند سیراب گردد، نه به مانند چاه عمیفی محصور و دور از دست.

چیزی که بدیهیست اینست که چه گوارا یک اسطوره است. آن هم اسطوره قرن ما. ما آدمها همیشه نیازمند قهرمانان و اسطوره ها هستیم و «چه» ملموس ترین و واقعی ترین آنهاست. اینها آبروی ما آدمیان هستند و شالوده فرهنگ و روشی را پی ریزی کرده اند که تا ابد می تواند پایدار و خدشه ناپذیر باقی بماند.
چه گوارا نزدیکترین اسطوره و شاید آخرین آنها باشد.مرگ و زندگی او همانند دیگر قهرمانان تاریخ سرشار از راستکاری و درست پنداری بود، که نیز ناجوانمردانه کشته شدن مهر تاییدی شد بر ماندگار شدن نام و روش زیستنش.
براستی چه کسی می تواند انکار کند که چه گوارا مظهر عدالت جوئی و پیکار و از خود گذشتگی و فرانگری نیست.او در زمان حیات خود شوری بی نظیر در میان نسل جوان و مبارزان و انقلابیون تمام جهان بوجود اورد. او پزشکی بود که به جای درمان تن بیماران به درمان ریشه های فقر و غارت و ستم روی آورده بود و این روش را نه از کتاب بلکه از همزیستی با محرومان از نزدیک لمس کرده بود.

 

منصوره اشرافی

*شعر چه گوارا بر گرفته از کتاب این تاج خار

+   ; ۱:٥٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱۱

این تاج خار

 

.

 

این تاج خار،

 

از آن کیست

 

اکنون فتاده زیر پای من.

 

آه ،

 

 

   ای مسیح

 

 

 

شرمسار،

 

تاج ات را بر سر می نهم

 

و به جای تو

 

            بر خاک می افتم.

 

منصوره اشرافی

+   ; ۸:۳٧ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/٩/٦

این تاج خار در غرفه نشر مینا

 

خبر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در مورد دو کتاب  ( این تاج خار) و ( معشوق بی صدا)

در نمایشگاه کتاب.

+   ; ٢:٥٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٧/٢/٢۱

سیم خاردار

 

 

 در  شماره جدید وازنا  نگاه علی ثباتی به مجموعه شعر «این تاج خار»

ــــــــــــــــــــــ

.

کهکشان را در سیم خاردار

 

                             پیچیدند.

 

 

 

نسیم اندیشه ای

 

فضا را

 

سرتا سر

 

       آکنده

 

از خاک تا افلاک.

 

 

+   ; ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٦/۱٠/٢۸

این تاج خار

 

تابلوی این تاج خار_ رنگ و روغن روی بوم

***

این تاج خار

 

از آن کیست

 

اکنون فتاده

 

زیر پای من.

 

آه ،

 

 

   ای مسیح

 

 

 

شرمسار

 

تاج ات را بر سر می نهم

 

و به جای تو

 

            بر خاک می افتم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 از کتاب : این تاج خار

 

 

+   ; ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٦/۸/۱۱

منتشر شد

منتشر شدند:

معشوق بی صدا

رویکردی جامعه شناختی بر عاشقانه های احمد شاملو

نشر مینا ـ ۱۳۸۶

کتاب (معشوق بی صدا ) نگاهی دگر گونه و انتقادی به عاشقانه های شاملو به عنوان مطرح شده ترین شاعر  در دوران معاصر  است.

در این کتاب سعی شده است به طور بسیار خلاصه و مختصر  مقوله نگاه شاعر به زن  یا به عبارتی دیگر همان معشوق مورد نقد فمنیستی قرار گیرد .

 

این تاج خار

مجموعه شعر

نشر مینا ـ ۱۳۸۶

(این تاج خار) دومین مجموعه شعر    است در بر گیرنده ۶۳ شعر  از سالهای اخیر

ـــــــــــــــــــــــ

در سایت خزه می توانید بخوانید:

نگاهی بر نمایشنامه  در تاریکی سوزان

نوشته انتونیو بوئرو بایخو

ترجمه پژمان رضایی

نشر ماکان

 

 

+   ; ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٦/٥/٢٩

گرفتن مجوز

 

 چند روز پیش باخبر شدم که دومین مجموعه شعرم با عنوان(این تاج خار)مجوز گرفته است و امیدوارم که تا نمایشگاه کتاب از زیر چاپ دربیاید.

این کتاب توسط نشر مینا به چاپ می رسد.

ــــــــــــــــــــــــــ

 

پهناور و سرخ


پهناور و سرخ
بر فراز "کاخ بزرگ"
خورشید زمستانی ظاهر می شود
و پنهان می شود
چون او دل من پنهان می شود
و همه حزن من روان می شود
به جستجوی تو روان می شود
عزیز من
دلبر من
و تو را می یابد
در همانجایی که هستی.

 

ژاک پره ور

ترجمه ـ نا تل خانلری

+   ; ٢:۳۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱/٢۱

یک شعر _.

***

 

 

 

سرانجام من چیست؟ 

 

 

 

فرشته ای بی بال 

 

خسته ای آواره 

 

رهرویی بی راهوار.

 

 

 

در کناره روشن جنگل

صیادی نیست.

 

 

 

سرانجام من این جاست 

 

روی بام خاکستری دنیا 

 

چقدر باد می وزد

 

چقدر پرنده

 

بیصدا می خواند 

 

چقدر اتش 

 

فسرده است.

 

 

 

جایی هست ،آیا بی غم.

 

 

 

 

 

 

از کتاب در دست انتشار : این تاج خار 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

در کشور ما همیشه نگاه قانونگزاران یک نگاه مردانه بوده و برابری جنسیتی هیچگاه در تصویب قوانین در نظر گرفته نشده است. این نابرابری ها که از قانون اساسی گرفته تا قوانین عادی به چشم می خورد بر زندگی روزمره تک تک ما زنان تاثیر مستقیم دارد و به صورت های مختلف ما را در بن بست قرار داده و از حقوق انسانی بدیهی مان محروم می کند. از همین رو است که تلاش برای کسب حقوق برابر و بهبود وضعیت زنان، از زمان مشروطه تا کنون جزو یکی از خواسته های اساسی زنان بوده است. خواسته ای که همواره در کشاکش تغییر و تحولات سیاسی نادیده گرفته شده و گاه به گاه با یک دستور حکومتی اعطا و با دستوری دیگر لغو شده است و خواسته های زنان نه به عنوان یک اولویت بلکه با یک نگاه ابزاری مورد توجه حکومت ها قرار گرفته است.

 

1.ازدواج:
زن با ازدواج یکسری از حقوق خود همچون: تعیین اقامتگاه، اجازه سفر و خروج از کشور را از دست می دهد و اشتغال او مشروط به اذن همسر می شود. زن همچنین با ازدواج مکلف به تمکین از مرد می شود به گونه ای که بر اساس قانون هرگاه مرد اراده کند زن باید آماده برقراری رابطه جنسی باشد. نابرابری در سن ازدواج نیز یکی دیگر از موارد تبعیض در حقوق ازدواج است. سن ازدواج مقرر شده در قانون برای دختر 13 سالگی است و پدر می تواند با اجازه دادگاه دختر را قبل از این سن نیز شوهر دهد و علاوه بر این دختران باکره برای ازدواج حتما باید اجازه پدر و جد پدری را داشته باشند وگرنه آنها می توانند بعد از ازدواج عقد نکاح را از طریق دادگاه ابطال کند.ریاست خانواده نیز بر اساس قانون مدنی به طور مطلق در اختیار مرد است. ضمنا زنان ایرانی نمی توانند بدون اجازه وزارت کشور با فرد خارجی ازدواج کنند ولی این محدودیت برای مردها وجود ندارد.

 

2.طلاق:
طبق قانون طلاق حق مرد است و مرد می تواند هر وقت که بخواهد زنش را طلاق بدهد.اما در صورتیکه تقاضای طلاق از سوی زن مطرح شود او باید مواردی همچون : سو رفتار همسر، ندادن نفقه، اعتیاد و حبس بودن همسر و .... را اثبات کند، که اثبات این موارد در دادگاه بسیار مشکل است و در اغلب اوقات زن پس از گذراندن یک زمان چند ساله موفق به اثبات آن می شود.البته در این موارد نیز زنان برای رهایی خود از قید ازدواج باید مهریه خود را ببخشند.

 

3. ولایت و حضانت فرزندان:
در قانون ما حضانت و ولایت فرزندان دو مفهوم جداگانه دارد.حضانت به معنای نگهداری فرزند است و ولایت به معنای سرپرستی و اداره امور مالی، تصمیم در مورد تحصیل، محل زندگی، اجازه خروج از کشور،اظهار نظر و اجازه در مورد مسائل درمانی بچه و موارد دیگر .... است. بر اساس قانون مدنی مادر هیچ وقت نمی تواند سرپرست فرزندش باشد و حتی در صورت نبودن پدر و جد پدری نیز سرپرستی فرزندان به او تعلق نمی گیرد و تنها می تواند قیم فرزند خود باشد که در آن صورت هم اداره سرپرستی زیر نظر دادستانی کشور بر کارهای مادر نظارت دارد و حتی حق فروش اموال فرزندان نیز به عهده اداره سرپرستی است.
در رابطه با حضانت نیز: مادر پس از طلاق، حضانت فرزندان را از دست می دهد و فرزندان مشترک فقط تا سن 7 سالگی تحت حضانت مادر هستند و البته در همین زمان نیز اگر زن ازدواج کند، حق حضانت فرزندانش را از دست می دهد.

 

4.ارث:
بر اساس قانون مدنی ایران زمانی که پدر و مادر فوت کنند و فرزند دختر و پسر داشته باشند. پسران دو برابر دختران ارث می برند.
در صورت فوت زن یا شوهر نیز ارث بردن آنها از همدیگر نابرابر است چون در صورت فوت شوهر اگر مرد فرزند داشته باشد زن یک هشتم از اموال وی را و در صورتیکه فرزند نداشته باشد یک چهارم اموال او را می برد و آنهم فقط از اموال منقول و اعیانی غیر منقول (قیمت خانه، درخت بدون در نظر گرفتن زمین آنها) اما شوهر در صورت فوت زنش اگر زن فرزند داشته باشد یک چهارم از کل اموال و در صورت نداشتن فرزند نصف اموال را به ارث می برد. اگر زن ورثه دیگری نداشته باشد کلیه اموال به شوهر می رسد در صورتیکه اگر شوهر ورثه ای نداشته باشد یک چهارم اموال را زن ارث می برد و بقیه به دولت می رسد.بدبختی آنجا است که مردی بمیرد و چند زن داشته باشد. همان سهم یک هشتمی یا یک چهارمی بین تمامی زنانش تقسیم می شود.

 

5. تابعیت:
طبق قانون مدنی در صورت ازدواج زنان تابعیت شوهر خود را کسب می کنند و تا زمانی که متاهل هستند نمی توانند ترک تابعیت کنند. متاسفانه در کشور ایران تابعیت پدر به فرزندان داده می شود و حتی اگر زنی ایرانی در ایران با مرد خارجی ازدواج کند و فرزندش در ایران متولد شود باز ایرانی به حساب نمی آید و فرزند او بیگانه ای بیش نیست.زنان ایرانی که با افغانی ها ازدواج کرده اند و هم اکنون مجبور به ترک کشور هستند نمونه بارز این مسئله هستند.

 

6. سن مسئولیت کیفری:
سن مسئولیت کیفری برای دختران 9 سال قمری(8 سال و 9 ماه شمسی) و برای پسران 15 سال قمری(14 سال و 6 ماه شمسی) است. به گونه ای که اگر دختر 8 ساله که بچه ای بیش نیست مرتکب خطایی شود با او مثل یک انسان بزرگسال رفتار می کنند و تمامی مجازاتی را که قانون در نظر گرفته است(حتی اگر اعدام باشد) برای او نیز صادر می شود. تنها استثنا هم این است که حکم پس از رسیدن به 18 سالگی اجرا می شود و کودک مجرم این مدت را باید در زندان بگذراند.

 

7. دیه:
در قتل غیر عمد و یا شبه عمد دیه زن، نصف دیه مرد است و در صدمه دیدن اعضا نیز دیه ای که به زن تعلق می گیرد نصف دیه مرد است.

8. تعددد زوجات
از دیگر موارد نابرابری در ازدواج نیز بحث تعدد زوجات است. به گونه ای که مرد می تواند 4 زن عقدی و بی نهایت زن صیغه ای داشته باشد.


9.شهادت:

در بعضی موارد زنان حق شهادت دادن ندارند، مثل زنای محصنه،عفو از قصاص، وصیت و .... در مواردی هم که شهادت زن پذیرفته می شود، شهادت زن نصف مرد به حساب می آید و معمولا در مورد واقعه ای که زنان شهادت می دهند باید یک مرد نیز در آن مورد شهادت دهد.

 

10.قضاوت

بر اساس قوانین فعلی زنان حق قضاوت ندارند، یعنی یک زن قاضی نمی تواند در دادگاه های ایران رای صادر کند و یا یک تصمیم قضایی بگیرد.زنان با پایه قضایی در قوه قضائیه استخدام می شوند اما به عنوان مشاور در دادگاه ها خدمت کرده و قضات مرد در دادگاه های خانواده در پرونده ها جاری نظر آنان را می پرسند اما مکلف به تبعیت از این مشاوره نیستند.

+   ; ٩:٤٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٥/٤/۳٠