تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
یک نقاشی نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸۸/٤/۱٥

 

رویش_ نقاشی رنگ و روغن_ منصوره اشرافی

 

عنوان_ رویش

نقاشی رنگ و روغن بر روی بوم _ منصوره اشرافی

 

__________________

 

آنهایی که به تازگی منتشر شدند:

 شماره ماه جولای نشریه رندان  با ضمیمه مخصوص ندا منتشر شد.

شماره نوزدهم نشریه سپنج نیز به روز شد.

و بالاخره چهارمین شماره ماهنامه دو زبانه فارسی و ترکی مارال نیز  انتشار یافت.

  نظرات ()
چهار قطعه برای نداهای خفته­ی خاک نویسنده: - شنبه ۱۳۸۸/٤/٦

 

چهار قطعه برای نداهای خفته­ی خاک

 

1

ساده بودی

ساده و ناشناس

که ناگاه تابیدی،

چون قوسی از ماه درشب

و برقی شفاف بر علف

و شکستی

مثل نازکای ساقه­ی عریان گندمی

                                در تموز تابستان

و ظهور کردی

در دالانی دراز

از رنج مایه­های انسانی محصور شده

در جهانی که سوم­اش می خوانند.

 

2

من فکر می­کنم

روز در میان گیسوان تو زاده شد

و پوست تنت

از اعماق آبهای بی آشوب

                    سیراب گشت

شب بر پیشانی­ات فرو افتاد

اما، تو همچنان

بالا را نگاه می­کردی

آنجا که پرندگان انبوه

از میان نورهای ستارگان

                      گذر می­کردند

و دور می­شدی

از امواجی که بر ساحل می­کوبیدند.

 

3

آنگاه که مغلوب مرگ شدی

هنوز نگاهت، نیستی را پس می­زد.

هیچ کلامی کفایت نکرد

تک هجای نگاهی

که گرد مدار تمنا گشت

وگرم و گران

در هجومی سرخگونه

دیدگان زنده را به شرم کشاند.

 

4

مردن را نخواستن

با پیشانی زیستن

در جغرافیای مرگ،

با حدیث مکرر گریز و ناگزیری

از تلاقی مرگ و زندگی

وتکرار و تعویض، تاریخ را

                          در تو در توی دایره­ها.

 

منصوره اشرافی

 ___________

 

   این شعر درویژه نامه رندان    

   این شعر در ویژه نامه  سپنج

 

  نظرات ()
در برزخ تساوی نویسنده: - جمعه ۱۳۸٧/٢/۱۳

  در برزخ تساوی

 حتمن لازم نیست که یک فیمنیست بود تا معتقد به برابری انسان در مقام زن و مرد باشیم. چرا که فیمنیسم در اذهان عامه مردم بیشتر به غلط تداعی کننده زن سالاری است، در حالی که همانقدر که مرد سالاری پدیده­ای زشت و ستمکارانه است زن سالاری نیز به نوبه خود می تواند چهره­­ای زشت و به دور از انسانیت داشته باشد .

ما اگر معتقد به این باشیم که زنان و مردان انسانهایی هستند برابر، و خواهان تساوی حقوق آنها باشیم می توانیم ادعا کنیم که عدالت و مساوات در برابر نوع انسان قابل رعایت است و و می توانیم خواهان این تساوی در فرهنگ جامعه بوده و جایگزینی خصلتهای انسانی و یکسان به جای خصلتهای مردسالارانه باشیم.  

چرا راه دور برویم ؟ برای یافتن نمادهای مردسالاری و رعایت مساوات می توانیم جستجو را از زندگی شخصی خود شروع کنیم. از خود بپرسیم اگر یک مرد در جامعه بنا به اجبار های خاصی تساوی حقوق اجتماعی زن و مرد را قبول می­کند، آیا در خانه و زندگی شخصی نیز خود را ملزم به این قبول کرده است؟تخطی افراد در جامعه از قوانین موجود و حاکم ، دردسرآفرین و مشکل ساز است و چه بسا مجازات نیز در پی داشته باشد . به همین خاطر افراد در مواجه با جامعه خصلتهای شخصی و فردی خود را غالبن به کنار نهاده و سعی در تطابق سازی خود می­کنند، و تنها در محیط شخص و خصوصی خود است که خصلتها و فرهنگ خاص خود را پیاده می-کنند .

مردان غالبن در محیط زندگی شخصی و خصوصی و خانوادگی خود می توانند ته مایه­های فرهنگ مردسالاری را بیشتر یدک بکشند. در جامعه­هایی مثل جامعه ما که تساوی زن و مرد در قانون به نحو کامل وجود ندارد وضعیت زن بسیار اسفناک است، چرا که هر گاه زنی در پی اعاده حق و حقوق خود برآید جامعه و قوانین آن را به عنوان حامی در پشت سر خود نخواهد داشت.آنچه که مسلم است اینست که رسوباتی که در مغز مردسالاران جای گرفته به آسانی قابل زدودن نخواهد بود. در واقع زنانی که در پی به دست آوردن حقوق مساوی هستند همچنان در خانه­هایشان احتمال اینکه باز هم در حکم برده­ای بیش نباشند، وجود دارد.

اگر زنان توانایی آنجام کارهایی را که مردان می­کنند ،دارند (به استثنای کارهایی که لازمه آن صرفن قدرت بدنی است) پس بنا براین مردان نیر باید توانایی انجام تمام کارهایی را که زنان بر دوش می­کشند داشته باشند.در اینجا دو حالت متصور است یا توانایی ندارند و یا اینکه توانایی دارند ولی طفره می­روند. اگر توانایی ندارند پس چگونه ادعای برتری دارند و اگر توانایی دارند و طفره می­روند پس سواستفاده گر و فرصت طلبند.می­توان به چشم خود ببینیم زنانی را که پا به پای مردان و چه بسا بیشتر از آنها کار و فعالیت انجام می­دهند. در روستاها حتی کارهایی که لازمه انجام آن قدرت بدنی است را نیز زنان انجام می­دهندو در کنارآن وظایف و کارهای خانه و نگهداری از فرزندان و پخت و پز و شستشو و رسیدگی به امور درسی و غیر درسی فرزندان غالبن و اکثرن در بیشتر موارد بر دوش زنان است.علاوه بر اینکه به مرور زمان قدرت بدنی و جسمی آنها در رابطه با بارداری های مکرر و شیر دادن به فرزندان تضعیف می­شود.

آیاچه تعداد مردانی را می­شناسیم و سراغ داریم که کارها و وظایف زندگی را تمامن با زن خود به تساوی تقسیم کرده باشد؟ البته یقینن مردانی را می­شناسیم که انتظار دارند که زن آنها در تمام مراحل زندگی همکار و یاریگرشان باشد و حمایت فیزیک و روحی و معنوی از آنان بکند .از نظر مردان کارهای زن در خانه و انجام امور روزمره زندگی در زمره کارهای بی اهمیت است و در ارزش گذاری بر این نوع کارها امتیاز چندان زیادی به آنها تعلق نمی گیرد.بسیاری از مردان در شعار و حرف  از تساوی زن و مرد سخن می­گویند،ولی در عمل این شیوه به سنگین تر شدن وظایف و مسولیت زنان انجامیده و امتیازات اندکی را هم که بنا بر زن بودن خود می توانستند از آن بهره ببرند عملن از دست داده­اند. چون وقتی فقط صرفن زن باشند و بر تری مردان را پذیرفته باشند هر چند که دخالت درتصمیم گیری های زندگی از انها سلب می شود و نقششان فقط به یک خدمتکار خانگی تنزل پیدا می­کند ولی مسولیتشان هم فقط در همان حد انجام وظایف خانه داری و بچه داری باقی می­ماند .

 اما زنانی که دم از تساوی می­زنند باید در کنار وظایف زنانه شان ، کارهایی را هم که مختص مردان است نیز انجام دهند و این به سنگین تر شدن بار آنان افزوده است.معیارها و فرهنگ جامعه ما سالیان درازی را باید بپیماید تا بتواند به این رعایت تساوی پی برده و برسد. زنی که مردانه کار کند و مردانه رفتار کند قابل ستایش است ولی مردی که زنانه کار کند و رفتار کند برخلاف شان خود رفتار کرده است. هنوز در جامعه ما صدای زنانی بیشتر مورد پسند است که دارای ابهت و طنین مردانه باشد نه ظرافت  زنانه .

 وجود زن خالی از شخصیت و هویت است و هر آنچه که رفتار و کردارش را به مردان نزدیکتر و شبیه تر کند بر شخصیتش افزوده می­شود.شستن لباسهای زیر شوهر و جورابهای او معمولن  کار زن اوست هر چند که این زن در جامعه دارای مقام و عنوان و شخصیت خاص خود هم باشد ، اما مردان بی مقام و بی عنوان  و بیکار در جامعه هم حتی حاضر به انجام این کار در مورد همسر خویش نیستند.زنانی که به خاطر ایجاد تساوی در حقوق اجتماعی پا به پای مردان کار می­کنند خسته تر و فرسوده­تر از زنانی می­شوند که بر تری مردانه را پذیرفته­اند، چرا که در بیشتر موارد این مرد است که فرمانروای خانه است و تعیین کننده خط مشی زندگی.در جامعه همیشه مردانی که بیشتر از حد نهادینه شده در فرهنگ مرد سالاری، به زن خود کمک می­کند با صفت زن ذلیل شناخته می­شود.در محیط زندگی شخصی و خانوادگی این مردان هستند که انجام و یا عدم انجام کارهایی را باید بپسندند و آنها را مجاز یا غیر مجاز بدانند، آنها خودشان حق دارند هر گونه که می­خواهند معاشرت کنند و دوستانی را برای خود انتخاب کنند و تفریحاتی را برای خود داشته باشند اما زن آنها در انجام این امور باید فقط آنچه را که شوهر می­پسندد انجام دهد نه آنچه را که خود دوست دارد.

مردان در حالی که زنان خود را در تلاشند که به شدت حفظ کنند و آنها را در پستوی خانه پنهان کنند، خود به راحتی و آزادی کامل در جامعه در حال گشتن هستند و بندرت پیش می­آید که همان چیزی باشند که از خود به زن شان ارایه داده­اند.آنها این طور وانمود می­کنند که جامعه کثیف است و هر لحظه و هرآن خطر هایی در گوشه و کنار جامعه در کمین زن آنها نشسته است پس بهتر است برای حفاظت از زن خویش رفت و آمدهای او محدود و زیر نظر و کنترل شوهر خویش باشد در حالی که خود آزادانه در جامعه می­گردند، صرفن بنا بر این دلیل که مرد هستند و کسی نمی توند فریبشان دهد. و به تبع این امر چون مرد هستند و چون می­توانند آزادانه در جامعه بگردند و محدودیتی از نظر معاشرت و برخورد با افراد گوناگون برای آنها وجود ندارد، پس دارای تجربه و نگرش بر تری نسبت به زن خود خواهند بود. پس حق دارند که تصمیم گیرهای نهایی بنا بر صلاح دید آنان باشد و چه بسا که لزومی به مشورت با زنان در میان نباشد.بسیار دیده شده است زنان بدون شوهری که خود به تنهایی بار زندگی خود و فرزندان را بر دوش کشیده اند. آنها علاوه بر انجام وظایف خانه داری و نگهداری از فرزند مسولیت اجتماعی را هم پذیرا بوده­اند.

اما مردان اندکی یافت شده­اند که بتوانند این دو وظیفه را در کنار هم انجام دهند.معمولن این گونه گفته شده که کار های خانه مخصوص زنان است و خانه داری و مراقبت از بچه کاری است که مردان قادر به انجام آن نیستند . البته که این یک حرف کهنه و قدیمی شده است . چرا که اکنون ثابت شده است همان طوری که زنان قادر به انجام همه نوع کارها هستند مردان نیز قادر به انجام هر کاری هستند و به خوبی هم از عهده انجام بر خواهند آمد ، تنها آنچه که باعث عدم انجام بعضی کارها در نزد مردان است ، نبود اجبارو احتیاج است  چرا که انسان در اجبار و احتیاج می­تواند قابلیتهای خود را بشناسد .

در جوامعی مثل جوامع جهان سوم ادعای برابری با مردان،در ابتدای راه و در مقطی خاص تنها بر بار وظایف زنان افزوده و اسایش و رفاه فیزیکی را برای آنها کمتر کرده، هر چند که دستاوردهای مثبت اجتماعی و حقوقی آن را نمی توان در دراز مدت نادیده گرفت.بعضی وقتها انسان برای گریز موقتی از واقعیت دوست دارد به دامن فانتزی پناه ببرد . با خودم فکر می­کنم ایکاش می­شد برای مدتی طولانی وظایف زنان به مردان و وظایف مردان به زنان محول میشد یعنی جای اینها با هم عوض میشد . بعد که دوباره هر کدام به سر جای اول خود بر می­گشتند شاید درک درستی از شرایط و وضعیت همدیگر بدست می­اوردند و منصفانه تر فکر و رفتار می­کردند! 

منصوره اشرافی

 این مطلب در سایت سپنج نیز درج شده است.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
مطالب اخیر شعر شعر بهار شعر شعز شعر شعر زندگی در نوستالژی گذشته شعر شعر
کلمات کلیدی وبلاگ شعر (۳٢٩) حاشیه زندگی (۱٦۱) یادداشت ادبی (۱۳۳) اجتماع (٧٩) خبر (٦٩) نقاشی (٤٦) نیما یوشیج (۳٠) زن (٢٩) ماهنامه رندان (٢٩) نشر (٢۳) وبلاگ نویسی (٢٢) دیدگاه هنری ادبی (٢٢) احمد شاملو (٢۱) این تاج خار (۱٥) ماهنامه مارال (۱٥) نشر شورآفرین (۱۳) حسین جوان (۱٢) فمنیسم (۱٢) علیرضا ذیحق (۱٢) نمایشگاه کتاب (۱۱) غزاله علیزاده (۱۱) ماهنامه ماندگار (۱۱) مهرسان جوان (۱٠) و خنیاگران چه غمین پرده می کشند بر اسرار این فریب (۱٠) مرگ خلاصه شد (۱٠) نفس های پنهان (۱٠) سیمون دوبوار (۱٠) خورشید من کجاست؟ (٩) فروغ فرخزاد (٩) دریغا از عشق (٩) میلان کوندرا (۸) وازنا (۸) سهراب سپهری (۸) اکتاویو پاز (٧) انتخابات ریاست جمهوری (٧) سارتر (٧) معشوق بی صدا (٧) دالان ها (٧) سینما (٦) آنسل آدامز (٦) سکوت سپری شده (٦) سرور جوان (٥) نرودا (٥) موسیقی (٥) فلسفه (٥) عکاسی (٥) نیچه (٥) نقد و بررسی (٥) آتی بان (٥) آلبر کامو (٥) چه گوارا (٥) ماهنامه فریاد (٥) خبرگزاری ایبنا (٤) ماهنامه گذرگاه (٤) منصوره اشرافی (٤) فرشته ای در خانه (٤) در جست و جوی هویت (٤) فریاد بلند عصیان (٤) سیمین دانشور (٤) عطار (٤) داستان (٤) در جستجوی هویت فراموش شده (٤) در تاریکی سوزان (٤) در برزخ تساوی (۳) روسپییان سودا زده من (۳) سالینجر (۳) آلبا دسس پدس (۳) مهدی اخوان ثالث (۳) مارکز (۳) سینمای مستند (۳) گفتگو (۳) بهار (۳) ناظم حکمت (۳) نوبل (۳) آیدا (۳) رضا قاسمی (۳) عباس معروفی (۳) 8 مارس (۳) شور آفرین (۳) عمادالدین نسیمی (۳) سایت والس (۳) مهراوه جوان (۳) saturated darkness (۳) خبرگزاری ایسنا (۳) آنتونیو بوئرو بایخو (۳) چراغها را من خاموش می کنم (۳) زیستن از نوع اول (۳) سپنج (۳) فالکنر (۳) سیاوش شاملو (٢) میشل فوکو (٢) مهرهرمز (٢) فرانسیسکو گویا (٢) سرگی یسنین (٢) مایاکوفسکی (٢) حسین منصوری (٢) خبرگزاری ایانا (٢) در انتظار گودو (٢) سایت ادبی دیباچه (٢) سایت مرور (٢) پاییز را به خاطر بادهایش (٢) غزلیات شمس (٢) غلامحسین ساعدی (٢) نزار قبانی (٢) برتولت برشت (٢) ساموئل بکت (٢) حلاج (٢) ریلکه (٢) لورکا (٢) نوروز (٢) مولانا (٢) شریعتی (٢) ایلنا (٢) منوچهر آتشی (٢) سال بلوا (٢) من ری (٢) عین القضات (٢) یاشار احد صارمی (٢) ژاک پره ور (٢) کیان وش شمس اسحاق (٢) ناتور دشت (٢) یانیس ریتسوس (٢) لنگستون هیوز (٢) گالری ثالث (٢) شبهای تهران (٢) والتر بنیامین (٢) جایزه شعر زنان (٢) حرفهای همسایه (٢) سایت کارگاه (٢) علیرضا بهنام (٢) اسماعیل خویی (۱) طاهر صفار زاده (۱) انقلاب فرهنگی (۱) نیکول فریدنی (۱) هومن بابک نیا (۱) آنتونیونی (۱) تعزیه در نقاشی (۱) تی اس الیوت (۱) وردی که بره ها می خوانند (۱) فرد زینه مان (۱) اروفه (۱) ژان کوکتو (۱) رومن پولانسکی (۱) مکرمه قنبری (۱) اکسپرسیونیسم (۱) خوزه کراویرینها (۱) ژان کریستف (۱) مسیح باز مصلوب (۱) نیکوس کازانتاکیس (۱) سعید سلطانپور (۱) نازنین نظام شهیدی (۱) قیصر امین پور (۱) هیوا مسیح (۱) محمود دولت آبادی (۱) رادیو زمانه (۱) پروست (۱) آلن دوباتن (۱) پینک فلوید (۱) عشق و ازدواج (۱) لوح (۱) ابراهیم گلستان (۱) ویتگنشتاین (۱) پیانیست (۱) خبر گزاری فارس (۱) کلود لانزمن (۱) تفکیک ارزشگذاری ادبی (۱) man ray (۱) پل نیومن (۱) فریدا کالو (۱) بوی پاییز (۱) هنری مور (۱) شهرنوش پارسی پور (۱) خلیل پاک نیا (۱) صالح نجفی (۱) تیرداد نصری (۱) رسانه (۱) کلیدر (۱) زرتشت (۱) اصغر فرهادی (۱) فقر (۱) صادق هدایت (۱) حافظ (۱) سعدی (۱) مشهد (۱) یداله رویایی (۱) اسکار (۱) خبرگزاری مهر (۱) رومن گاری (۱) آرمانگرایی (۱) دادائیسم (۱) رومن رولان (۱) مارسل پروست (۱) اوباما (۱) شطرنج (۱) برگمن (۱) شیرین عبادی (۱) اورهان پاموک (۱) تکثیر غیر قانونی (۱) obama (۱) یوش (۱) ایسنا (۱) روسو (۱) روزنامه شرق (۱) شفیعی کدکنی (۱) جایزه صلح نوبل (۱) هشت مارس (۱) اکبر رادی (۱) صدام (۱) آدونیس(علی احمد سعید) (۱) دیدگاه هنری ادبی نهم (۱) دیدگاه هنری ادبی دهم (۱) شهرگان (۱) ناظم حکمت (۱) بهار 1390 (۱) نعمت آزرم(میرزازاده) (۱) روزنامه شهرآرا (۱) شهریار گلوانی (۱) قاسم صنعوی (۱) سمانه مرادیانی (۱) علیرضا اجلی (۱) سایت کافه داستان (۱) سالمرگی (۱) mansourehgallery (۱) محمد مسافر (۱) ذر برزخ تساوی (۱) in the purgatory of equatliy (۱) نشر آرست (۱) جدایی نادر از سیمین (۱) سایت صحنه ها (۱) سهراب رحیمی (۱) sohrab rahimi (۱) موسسه نقد حرفه ای (۱) کارل سندبرگ (۱) کته کولویتز (۱) kathe kollwitz (۱) کتابناک (۱) روسپیان سودازده من (۱) فرانس مارک (۱) اسبهای آبی (۱) مسعود حاجی حسن (۱) باقر پرهام (۱) holding on to myself (۱) peter callesen (۱) نلسون آلگرن (۱) ده شب شعر (۱) انیستیتو گوته (۱) مهر 1356 (۱) ماهنامه کارنامه (۱) محمد تهرانی (۱) دکتر بهار و خواستگار مرده (۱) معصومه سیحون (۱) ماهنامه پل ادبی (۱) سایت هنری نقش آوا (۱) سایت ادبی خزه (۱) سایت فرهنگی هفتان (۱) فلا هرتی (۱) آلینوش طریان (۱) دل آرا دارابی (۱) کلاوس اشتریگل (۱) فلسفه و عرفان (۱) اصغر الهی (۱) م ـ آزاد (۱) رضا سعیدی (۱) مارگو ت بیکل (۱) اورهان ولی (۱) مهران صدرالسادات (۱) سعید کاشانی (۱) سایت فل سفه (۱) ویکتور خارا (۱) ایولین رید (۱) افسردگی عمیق تر (۱) روزنا (۱) گلستانه (۱) مجتباپورمحسن (۱) مجله دنیای سخن (۱) قره العین (۱) نادر مشایخی (۱) شب موتسارت (۱) روزنامه همبستگی (۱) ژیژک (۱)
دوستان من دیدگاه - Diddgah Mansoureh Ashrafi Gallery مهرسان جوان سرور حوان خسین حوان خسین حوان پرتال زیگور طراح قالب