تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)

از لابلای گفتگوها...

به تازگی به همسر سابق منوچهر آتشی مصاحبه ای انجام گرفته بود که متن این مصاحبه در اینترنت موجود است .
نکته هایی در صحبت های وی وجود داشت که به نظر قابل توجه و تامل  بود .  به همین واسطه   بدون هیچ انتخاب خاصی در گزینش افراد به قسمتهایی از گفتگو هایی با همسر شاملو و همسر علی شریعتی رجوع کردم.

آنچه را که در این میان مشترک یافتم ایثار و فداکاری و از خود گذشتگی زنان در قبال مردان در زندگی مشترکشان بود .که به غلط نام عشق را به خود گرفته است.آیا جلوه های عشق و نمودهای آن در نزد زنان و مردان باید ناهمگون و غیر مساوی و نا عادلانه باشد؟

با خود فکر کردم آیا عکس این قضیه هم می تواند و یا توانسته است صادق باشد ؟

یعنی این سخنان از زبان یک مرد در قبال همسرش تاکنون شنیده شده است؟

یعنی این زنان هستند که باید همیشه ماهیت وجودی خویش و هویتشان را قربانی شرایط و موقعیت های خاص شوهرانشان کنند؟

در ضمن کسی می تواند معنای کلمه قدر شناس را که در این صحبتها به کار رفته تعریف کند؟

 

 

 (قسمتهایی از این گفتگوها که با حروف برجسته کرده ام به خاطر تاکید بر این قسمتها است. )

+   ; ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٧/۱/٢٢

سه آذر اهورایی

این «سه یار دبستانی»که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند.هنوز از تحصیلاتشانفراغت نیافته اند.نخواستند- هم چون دیگران -کو پن نانی بگیرند و از پشت میز دا نشگاه ؛به پشت پا چال بازار برو ند و سر در آ خور خویش فرو برند.از آن سال؛چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردندو رفتند؛اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید بیاموزند؛هر که را می رود سفارش کنند؛آ نها هر گز نمی روند؛همیشه خواهند ماند؛آ نها شهیدند.این «سه قطره خون» که بر چهره دانشگاه ما هم چنان تازه و گرم است.کاشکی می توانستم این سه آذر اهورایی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم تا در این سموم که می وزد نفسرند. اما نه ؛باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه ام نگاه دارم.

                                                                                             علی  شریعتی

+   ; ٥:٥٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٢/٩/۱٥