تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      یادداشت های اهور (یادداشت های منصوره اشرافی درباره هنر و ادبیات)
یک شعر _ یک عکس نویسنده: - جمعه ۱۳٩٠/٤/۳۱

Ansel Adams photograph

 

 

روزی اگر

 

 

اینجا که منم

حلقه هایی به هم پیوسته،

هر چیز را

از پیوستگی جدا می کنند

 

دهانم،

نه طعم بوسه ای

نه عشقی

نه حتی،

مرگ.

 

روزی اگر

آفتاب

برهنگی تان را جامه ای بخشید

به یادم آورید،

بگویید،

او،  سرتا سر مرگش را

زندگی کرد.

 

منصوره اشرافی

ازمجموعه در دست انتشار" مرگ خلاصه شد"

 

  نظرات ()
یک شعر _ یک عکس نویسنده: - یکشنبه ۱۳٩٠/۳/۱

Roman Loranc

 

 

تو و من


 

تو و من پشت خوابها پنهان شده ایم

 در دهها ،

 صدها ،

 هزار ها لایه رسوب کرده ایم.

تو و من

 در رویاها ریشه بسته ایم و ساقه دوانده ایم .

نگاه کن

 این پیچکی را که هی مدام بر من و تو می بالد و می تند.

 

منصوره اشرافی

 

  نظرات ()
یک عکس نویسنده: - دوشنبه ۱۳۸٩/۱/۳٠

photo by Mehrsan_ Javan

 

 from Saturated Darkness

  نظرات ()
فتو بلاگ "مهرسان "بالاخره متولد شد. نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱/۱٧

 

فتو بلاگ مهرسان  Saturated Darkness بالاخره متولد شد . مبارکه.

 

  نظرات ()
نیکول فریدنی نویسنده: - سه‌شنبه ۱۳۸٦/۱۱/۱٦

امروز نیکول فریدنی عکاس بزرگ ایرانی درگذشت.

چند لینک مرتبط

زندگی نامه

گفتگو با نیکول

نامه ای از همسر نیکول

مردی که پشت همه کوه‌های ایران را دیده است

کتاب‌های عکاس پیشکسوت حراج می‌شود

روزی که دستهای عکاس بلرزد

ـــــــــــــــــ

حمایت قانونی از مستمندان

ناشر: همه ی امیدم به نا منتظر ترین شکل ممکن ناامید شده است. اثر شما تاثیر چندانی بر مردم نگذاشته است شما بر انگیزنده ی کوچکترین واکنشی در خوانندگان نبوده اید. و من از هیچ خرجی فرو گذار نکرده ام. همه ی پولم را صرف تبلیغ کتابتان کرده ام .

 به رغم همه ی اینها شما می دانید چقدر برایتان ارزش قایلم اما به من حق خواهید داد اگر دیگر به ندای وجدان تجاری ام گوش بسپارم. اگر تنها یک نفر باشد که هر چه از دستش بر آمده برای مولف انجام داده است او منم. اما گذشته از همه چیز من نیز زن و بچه ای دارم که باید زندگی شان را اداره کنم . البته منظورم این نیست که شما مسوول ضررهای سا ل های اخیر هستید اما همیشه احساس تلخی از ناکامی باقی می ماند. متاسفم که در حال حاضر بیشتر از این نمی توانم از شما پشتیبانی کنم.

مولف: حضرت آقا شما چرا ناشر شدید؟ لابد پاسخ این پرسش را دریافت خواهیم کرد  اما اول به من اجازه بدهید چیزی را پیشاپیش خدمتتان عرض کنم : من در فهرست نویسندگان شما در رده ۲۷ قرار دارم. شما تا کنون پنج تا از کتاب های مرا چاپ کرده اید . به عبارت دیگر شما پول خود را ۵ بار روی شماره ۲۷ بازی کرده اید .

 متاسفم که شما ره۲۷ نتوانسته برنده شود. ضمنن شما تنها به صورتی دو جانبه شر ط بندی کرده اید  تنها به خاطر این که من پهلوی شماره شانس شما  یعنی ۲۸ قرار گرفته ام. حالا دیگر می دانید چرا ناشر شده اید . شما هم می توانستید مثل پدر بزرگوارتان به یک شغل شرافتمندانه مشغول شوید. منتها معلوم است که خواسته اید وقت تان را تا کنون باری به هر جهت بگذرانید ـ جوانی است دیگر. همچنان عادت های خود را حفظ کنید اما دیگر نخواهید خود را مثل تاجری شرافتمند نشان دهید. دیگر تظاهر به معصومیت نکنید وقتی در قمار همه چیزتان را باخته اید. در باره ی این که روزی هشت ساعت کار می کنید یا این که شبها حتا وقت سر خاراندن ندارید چیزی نگویید. 

 فرزندم پیش از هر چیز حقیقت را بگو و درست باش! در ضمن با شماره هایتان الم شگنه درست نکنید ! در غیر این صورت از بازی اخراج می شویید.

 خیابان یک طرفه ـ والتر بنیامین  ترجمه حمید فرازنده

  نظرات ()